آشنایی با حسابداری

آشنایی با حسابداری

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 33 کیلو بایت

تعداد صفحات : 25

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

بنگاه اقتصادی:
درعلم اقتصاد، عوامل اقتصادی مختلفی در اختیار افراد یا گروه هایی قرار دارد كه با تركیب این عوامل به تولید كالا یا انجام خدمات می پردازند. این افراد یا گروهها را بنگاه اقتصادی می نامند.

رویدادهای اقتصادی یا مالی:
وقایعی هستند كه با خرید، تولید، توزیع و فروش و ارائه خدمات با فعالیت هایی مانند وام گرفتن و وام دادن سر و كار دارند.

تعریف حسابداری:
عبارت است از: شناسائی، اندازه گیری، ثبت و گزارش اطلاعات اقتصادی برای استفاده كنندگان به گونه ای كه امكان قضاوت و تصمیم گیری آگاهانه برای آنها فراهم شود.

اطلاعات حسابداری:
خلاصه اطلاعات مربوط به رویدادهای مالی مؤثر بر یك واحد اقتصادی خاص می باشد.

شخصیت حسابداری:
واحد اقتصادی مشخص و جداگانه ای است كه اطلاعات و گزارشهای حسابداری فقط در مورد آن تهیه می شود.

(( رابطه اطلاعات حسابداری و تصمیم گیری))
انواع واحدهای اقتصادی:
مؤسسات جدا و مستقلی هستند كه با تركیب عوامل مختلف اقتصادی منافع مالكین خود را دنبال می كنند. از لحاظ مالكیت، شكل حقوقی و نوع فعالیت به شكل زیر طبقه بندی می شوند.

واحدهای اقتصادی از نظر مالكیت به سه نوع تقسیم می شوند:
۱- واحدهای عمومی: به طور مستقیم یا غیر مستقیم در مالكیت دولت یا سایر نهادهای عمومی قرار دارند. سازمان تأمین اجتماعی نمونه ای از این واحدها می باشد.
۲- واحدهای تعاونی: به منظور رفع نیازمندی های مشترك و بهبود وضع اقتصادی و اجتماعی اعضای آن از طریق خریداری، كمك و همكاری متقابل تشكیل شده و در مالكیت اعضا قرار دارند. مانند شركتهای تعاونی.
۳- واحدهای خصوصی: این واحدها به یك یا چند نفر تعلق دارند و متعلق به بخش عمومی نیستند. مانند فروشگاهها.

واحدهای اقتصادی از نظر هدف فعالیت به دو دسته تقسیم می شوند:
۱- واحدهای انتفاعی: هر واحد اقتصادی كه با هدف سود و منفعت مادی تشكیل شود واحد انتفاعی نام دارد.
۲- واحدهای غیر انتفاعی: هر واحدی را كه هدف از تشكیل آن كسب منفعت مادی برای مالكان آن نباشد واحد غیر انتفاعی گویند.

واحدهای اقتصادی از نظر نوع فعالیت به سه دسته تقسیم می شوند:
۱- واحدهای خدماتی: واحدهایی هستند كه خدماتی به مشتریان ارائه می كنند و معمولاً در قبال ارائه خدمات منفعت كسب می كنند. مانند بانكها و هتلها.
۲- واحدهای بازرگانی: به خرید و فروش مواد خام، فرآورده ها و كالاها اشتغال دارند. مانند فروشگاهها.
۳- واحدهای تولیدی: با استفاده از عوامل تولید به ساخت كالاهای اقتصادی می پردازند.

واحدهای اقتصادی از نظر تعداد مالك به دو دسته تقسیم می شوند:
۱- واحدهای انفرادی: مالكیت آنها به یك نفر تعلق دارد؛ مانند فروشگاهها، مغازه ها.
۲- واحدهای غیر انفرادی: افراد، سرمایه های كوچك خود را با یكدیگر جمع می كنند و واحدهای بزرگتری را تشكیل می دهند. مانند شركتها.

معادله حسابداری
دارائی ها:
منابع اقتصادی متعلق به یك واحد اقتصادی كه انتظار می رود در آینده منفعتی را برای واحد اقتصادی ایجاد نماید، دارائی گویند.
دارائی های واحد اقتصادی = حقوق مالی اشخاص نسبت به دارائی های واحد اقتصادی

حقوق مالی اشخاص:
حقوق مالی اشخاص نسبت به دارائی های واحد اقتصادی شامل حقوق مالی مالك و حقوق مالی طلبكاران است.
بدهی:
حقوق مالی اشخاص غیر از مالك نسبت به دارائی های یك واحد اقتصادی را بدهی گویند.
سرمایه:
حق یا ادعای مالك یا مالكین نسبت به دارائی های یك واحد اقتصادی را، سرمایه گویند.
معادله حسابداری دارائی = بدهی + سرمایه

انواع دارائی ها:
۱- نقد و بانك: از مهم ترین دارائی های واحد اقتصادی كه برای خرید كالاها و پرداخت بدهی ها مورد استفاده قرار می گیرد
۲- حساب های دریافتنی: واحدهای اقتصادی در قبال ارائه یا فروش دارائی به طور نسیه، از دیگران طلبكار می شوند. این قبیل دارائی ها را حساب های دریافتنی گویند.
۳- ملزومات: شامل كالاها و اجناسی است كه در جریان فعالیت های واحد اقتصادی خریداری و به مصرف می رسد.

انواع بدهی ها:
۱- حساب های پرداختی: این نوع بدهی در ازای خرید نسیه دارائی یا خدمات از دیگران ایجاد می شود.
۲- وام پرداختی: این نوع بدهی در ازای دریافت وام از مؤسسات اعتباری نظیر بانكها ایجاد می شود.
اهمیت معادله حسابداری
حسابداران برای اینكه رویدادهای مالی مربوط به یك واحد اقتصادی را ثبت و سپس اطلاعات حسابداری را به طور مناسب گزارش كنند؛ باید:
۱- رویدادهای مالی مؤثر بر واحد اقتصادی را شناسائی كنند.
۲- میزان تأثیر هر رویداد مالی را بر اجزای معادله حسابداری ارزیابی و اندازه گیری نمایند.

مثال ۱:
رویداد مالی زیر در تعمیرگاه تلویزیون ماهر طی دو ماهه ابتدای سال ۱۳۷۱ انجام شده است .آقای ماهر در فروردین ماه سال ۱۳۷۱ تصمیم به تأسیس تعمیرگاه تلویزیون گرفت. ابتدا اقدام به دریافت پروانه كسب كرده، سپس در ۱٥ فروردین در بانك، حساب جاری را به نام تعمیرگاه ماهر افتتاح می كند و مبلغ
۳۰۰۰۰۰۰۰ ریال به عنوان سرمایه تعمیرگاه به آن حساب واریز می نماد.

تجزیه و تحلیل:
با تأسیس تعمیرگاه تلویزیون ماهر، یك واحد اقتصادی كه به آقای ماهر، تعلق دارد با شخصیت حسابداری مستقل از آقای ماهر ایجاد می شود و با افتتاح حساب جاری و واریز ۳۰۰۰۰۰۰۰ ریال به این حساب، تعمیرگاه ماهر صاحب یك قلم دارائی به نام نقد و بانك می باشد.

ترازنامه:
صورتحسابی است كه دارائی ها و بدهی ها و سرمایه ی مالك یك واحد اقتصادی را، در یك تاریخ معین نشان می دهد. معمولاً در تهیه تراز نامه باید به نكات زیر توجه كرد:
۱- نوشتن عنوان: عنوان ترازنامه شامل موارد زیر است:
الف) نام واحد اقتصادی
ب) نام گزارش یا صورتحساب مالی
ج) تاریخ گزارش
۲- واحد اندازه گیری:
واحد اندازه گیری رویدادهای مالی، پولی رایج هر كشور است.
۳- طرفین ترازنامه:
در سمت راست ترازنامه دارائی ها و در سمت چپ بدهی ها و سرمایه مالك نوشته می شود.
٤- ترتیب نوشتن دارائی ها:
در ترازنامه دارائی ها به ترتیب قابلیت تبدیل به نقد نوشته می شوند.

٥- ترتیب نوشتن بدهی ها:
بدهی های مختلف واحد اقتصادی به ترتیب تاریخ سررسید پرداخت در ترازنامه نوشته می شوند.
۶- موازنه:
ترازنامه منطبق بر معادله حسابداری است. بنابراین همیشه بین جمع دارائی ها و جمع بدهی ها و سرمایه مالك توازن وجود دارد.
نمونه ای از یك ترازنامه در شكل زیر توضیح داده شده است:
تعمیرگاه تلویزیون ماهر

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:32 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله در مورد نقش حسابداری و حسابرسی اجتماعی و محیطی.

دانلود مقاله در مورد نقش حسابداری و حسابرسی اجتماعی و محیطی.

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 33 کیلو بایت

تعداد صفحات : 44

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

چكیده:
این مقاله با دیدی انتقادی حسابداری اجتماعی و محیطی مدرن را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. در ابتدا، راجع به این موضوع بحث می كنیم كه مدل های حسابداری اجتماعی و محیطی نوین بر پایه چهارچوب های لیبرال و فرایند گرایی كه برای پیشنهادات و طرح های اصلاحی محدودیت هایی قایلند توسعه یافته اند. پس از آن بر موارد تمركز حسابداری اجتماعی و محیطی بر شركت ها خواهیم پرداخت كه در این مورد حسابداری اجتماعی و محیطی به عنوان موجودیتی كه به سیستم های حسابداری هویت می بخشد و سعی در رفع اشتباهات متداول در این زمینه دارد، عمل خواهد كرد. برای توسعه در ایجاد دیدگاهی جدید نسبت به نقش های اجتماعی و محیطی حسابداری، این مسئله به نظر رسید كه آیا افكار كمونیستی نوین می توانند فرایندهای دموكراتیك را تقویت كنند. هدف از این بررسی ترغیب مناظرات و مباحثی است كه در حوزة نقش شركت ها و اثرات آن ها بر طبیعت در بر می گیرند. ما در این زمینه بحث می كنیم كه موراد نهفته در تئوری كمونیستی نوعی مدل دموكراتیك می باشند كه از طریق آن می توان به طور انتقادی مسیر و هدف حسابداری را به عنوان مؤسسه ای در حوزه عمومی مورد نقد و بررسی قرار داد.

مقدمه:
“حسابداری محیطی” و “حسابرسی محیطی” طی ۵ سال گذشته حوزه رو به رشدی برای تحقیقات محققان حسابداری بوده است.۱ این مقاله بر پایه همین توسعه ها و پیشرفت های اخیر در حسابداری محیطی انجام شده است تا به سه هدف متعامل زیر نایل شود:
– نشان بدهد كه حسابداری محیطی همانطور در حال حاضر نیز به همین گونه است و به عنوان روح حسابداری در شركت ها به كار می رود تا بتواند بر اشتباهات متداول این بخش اثر گذار باشد.

– ساختارهای لیبرال را كه حسابداری محیطی بر پایه آن بنا شده است را مورد بررسی و آزمون قرار دهد و مباحثی را كه در اجتماعات گوناگون در این مورد در می گیرد، توضیح دهد.
– مشخص كند كه آیا تفكرات كمونیستی مدرن ۲ می توانند فرایند های دموكراتیك را كه مباحث و مناظرات مربوط به نقش شركت ها و آثار آن ها بر محیط را ترغیب می كنند، تقویت كند.
در این مقاله، كمونیست به عنوان یك حركت سیاسی كه تلاش های مدل های مدرن لیبرال را كه برای پشتیبانی و توسعه چهار چوب های مسئولیت پذیری و قابلیت حسابرسی شدن به كار می روند، مورد چالش قرار می دهد، مد نظر قرار گرفته است.۳ كمونیست ها اعتقاد دارند كه حوزه تعریف “خوبی” همیشه برای تعریف آنچه كه صحیح است كافی نیست، زیرا ملاك استقلال و آزادی در دیدگاه لیبرال می تواند برخی موارد “معنا دار” را مد نظر قرار ندهد.

واژه “معنا دار” به برداشت ” تیلور” از بشریت به عنوان حیوانات خودآگاه بر می گردد. تیلور با طرح واژه “خودآگاهی” بحث می كند كه هیچ تعریف و توضیح كاملی درباره این كه بشر چگونه می تواند برای خویشتن خود احترام قایل باشد، در صورتی كه درك كامل از خود نداشته باشد، وجود ندارد (تیلور، ۱۹۸۳، ص ۱۴۴) درك افراد به عنوان موجوداتی خودآگاهی، از “خوبی” تحت تأثیر “پیش فرض های قوی” ذهنی افراد قرار می گیرد (تیلور ۱۹۸۹) پیش فرض هایی كه وابستگی های فرهنگی، اجتماعی و محیطی افراد نشئات می گیرند و فرد هویت خود را به شدت در گرو آن ها می داند.

در اینجا ما بحث می كنیم كه چهارچوب های مسئولیت پذیری سخت گیرانه لیبرال پا دادن اطلاعات اضافی به صاحبان سرمایه بدون این كه دقیقاً تأثیرات شركت را بر محیط مورد نقد و بررسی قرار دهند، وضعیت موجود را به وجود آورده اند. رابطه بین چهارچوب های مسئولیت پذیری سخت گیرانه لیبرال و تئوری سرمایه داری منجر به ایجاد یك دید ابزاری نسبت به نقش حسابداری شده اند. در ادبیات مفصل حسابداری اجتماعی و محیطی مدرن نوعی مباحثه دموكراتیك لیبرال و فراینی سخت گیرانه وجود دارد كه به شركت ها نقشی چون مؤسسات عامل تغییرات اجتماعی می دهد (برای مطالعه بیشتر به مؤسسه كانادایی حسابداری رسمی و دارای حق امتیاز، ۱۹۹۲، و بنگاه تحقیقاتی حسابداری استرالیا ۱۹۹۷ مراجعه كنید). ۴
علاوه بر این، موانع لیبرال دموكرات بر پایه قراردادهای اجتماعی بین شهروندان ساختاربندی شده اند، كه بر این اساس تفكر همكاری آزادانه افراد آن، شناخته می شود.

در این مورد بحث می كنیم كه ادراك كمونیستی از مسئولیت پذیری، یك قرارداد اجتماعی غیر ضروری است كه براساس اصول لیبرال بنا شده است و ارتباط نزدیكی نیز با مفهوم ابزاری استدلال عملی یا كاربردی دارد. تصحیح كمونیستی این مسئله به نظر ضروری می رسد، زیرا نظریات جدید متخصصان حسابداری، مسئولیت پذیری محیطی را به عنوان اجرای فرایندی كه مسایل محیطی را با شناخت و تعیین دارایی ها و تعهدات محیطی تا حد امكان، استاندارد كرده است، تعریف كرده اند. تا زمانی كه این مشكلات توسط تئوری های جدید حسابداری محیطی تصحیح نشده اند. متخصصان حسابداری به راحتی می توانند حسابداری محیطی را براساس مفاهیم ابزاری آن به عنوان راهی برای قانونی جلوه دادن فعالیت هایشان تعریف كنند. كمونیست ها در مورد گرایش به كاهش دلایل عملی در مقایسه با استدلال های ابزاری كه نوعی از استدلال هستند كه توسط اقتصاددانان برای رسیدن به بهترین نتیجه با استفاده از كمترین هزینه استفاده می شوند، و دلیل اصلی مشكلات مدل های مسئولیت پذیری لیبرال هستند، نگران هستند. (تیلور ۱۹۹۵، a و b و c)

در این مقاله بحث می كنیم كه چهارچوب های حسابداری اجتماعی و محیطی مدرن تمایل به تبعیت از ضوابط ابزاری دارند، بنابراین در حال محدود كردن حوزه خود در استدلال عملی هستند كه روش ها و ابزارهایی را كه ما توسط آن ها زیر سلطه حكومت قرار می گیریم، تحت نظر قرار می گیریم و كنترل می شوند، را مورد بررسی قرار می دهد. گری، اُوِن و آدامز (۱۹۹۶) مفهومی از مسئولیت پذیر را بر پایه اصول لیبرال راولسیان، توسعه دادند، كه در آن، افراد مانند آنچه كه در تئوری، هابز آمده است، به شدت تحت تأثیر مفروضات خودخواهانی و فردگرا قرار نمی گیرند (برای مطالعه بیشتر به لیمان، ۱۹۹۵، هاوك ۱۹۹۵ مراجعه كنید) در مطالعات و تحقیقات اصلاح گران مسئولیت پذیری لیبرال، باعث می شود كه شركت ها می توانند متحول شده و مسئولیت پذیر شوند (گری و همكاران، ۱۹۹۵). گری (۱۹۸۹)؛ گری، كاوهی و لورس (۱۹۹۵) توضیح می دهند كه حس لیبرالیسم به عنوان وسیله ای برای در برگرفتن انواع علایق گوناگون در جامعه، و تمام آن هایی كه نشان دهنده دیدگاه های گوناگون نسبت به فعالیت های شركت هستند، عمل می كند.

با این نتیجه گیری، تحقیق گری – اُوِن نشان دهنده دموكراسی مشاركتی است كه با بازنگری در تحقیقات راولز (۱۹۷۱ و ۱۹۹۳) و مك فرسون (۱۹۷۹) به دست آمده است. در تأیید دیدگاه های دموكراتیك و لیبرال كلاسیك، عنوان می شود كه جوامع مدنی و دولتی می توانند با مشاركت های و ایجاد یك درك مثبت از آزادی كه در آن شركت ها نیز می توانند به گونه ای مسئولیت پذیر شوند كه براساس علایق عمومی فعالیت كنند، با یكدیگر همكاری كنند. یك بخش از نقش دولت ایجاد قوانین و ساختارهای فرایندی خواهد بود كه به وسیله آن نیازهای صاحبان سرمایه در جوامع دموكراتیك و پلورالیست برآورده شوند. برای ایجاد شناخت رسمی و حقوقی، حقوق صاحبان سرمایه در كسب اطلاعات اجتماعی و محیطی، تئوری نئوپلورالیسم گری – اُوِن دیدگاه لیبرال كلاسیك جامعه مدنی – دولتی را مدون و اصلاح می كند. بدین ترتیب می تواند به نیازهای صاحبان سرمایه پاسخگو باشد. البته با این كه نظریات پیشنهادی گری – اُوِن جالب توجه هستند، اما آن ها نوع ادراك از رابطه بین جامعه مدنی و دولتی را كه از ضروریات جوامع جمهوری خواه هستند، مشخص نمی كنند. همچنین اهمیت زیادی به نقش مؤسسات شهری به عنوان ابزارهایی جهت غلبه به مشكلات و مدل هال كنترلی و هدایت قوانین دولتی داده نشده است.

تیلور از تئوری نئوپلورالیسم داوركین (۱۹۸۷)، مك فرسون (۱۹۷۹)، و راولز (۱۹۷۱) كه نظریات گری – اُوِن و ماوندرز (۱۹۹۱، ۱۹۸۸) را تأیید می كنند، پا را فراتر گذاشته است. یك مدل شهری و جمهوری خواه كه مهم از نظریات تیلور است، ابزارهایی را جهت تحت كنترل درآوردن كاربردهای سلطه جویانه كاپیتالیسم بین الملل ارائه كرده است و راهی را برای درك كاربردها و آثار محیطی و اجتماعی این پدیده ارائه داده است. آنچه كه در اینجا حیاتی به نظر می رسد، یك نیاز تئوریكی جهت مطالعه كاربردهای كاپیتالیسم جهانی است. كه شركت ها را قادر ساخته است كه از مرزهای ملی و دولتی خارج شوند و از مزایای اقتصادی كه از طریق فعالیت های كوتاه مدت و بدون ثبات و پایداری بدست آورد استفاده كنند. در حال حاضر شركت ها می توانند بسیار راحت تر و ساده تر از گذشته، در صورتی كه قوانین داخل بر علیه آنان باشد به بازارهای خارجی نقل مكان كنند، بنابراین، دور زدن قوانین و تثبیت سودآوری در شركت ها جریان سرمایه را به وضعیت بدی درآورده است.

مهمترین سوالی كه دموكراسی های مدرن با آن روبرو هستند پلورالیسم نیست، اما هنگامی كه تعاملات اجتماعی و تصمیم گیری ها توسط شركت هایی انجام می گیرد كه هیچ نوع تعهدی به اقتصاد ها و اجتماعات محلی ندارند، دموكراسی و جامعه چه معنایی پیدا می كنند. مشكلات شدید اجتماعی در برخی از قسمت های دنیا موجب شده است كه فشار زیادی بر روی دولت های ملی آن ها برای تأمین خوراك و پوشاك آن ها باشد، و بدین ترتیب این نواحی را به مكان های مناسبی برای یافتن نیروی كار ارزان توسط شركت ها تبدیل كرده است. این وضعیت كار را برای شركت هایی كه می خواهند خود را از دست قوانین و مقررات دست و پاگیر داخل خلاص كنند و دیگر تحت كنترل شدید نباشند، آسان كرده است. علاوه بر این، اقتصادهای در حال صنعتی شدن مكان مناسبی برای انتقال سرمایه هستند. هنگامی كه بتوان تكنولوژی مؤسسه را نیز فروخت یا معامله كرد، كاپیتالیسم جهانی به راحتی می تواند بذرهای مخرب خود را در سراسر دنیا بیافشاند.

به علاوه، گری – اُوِن و ببینگتون (۱۹۹۷، ص ۱۸۶) اخیراً نظر خود را در مورد استدلال ابزاری بیان كرده اند، و این امر را در حیان بیان این امر كه آن ها به وسیله انتقادات رادیكالی حسابداری اجتماعی و محیطی متقاعد نشده اند، عنوان كرده اند.
آن ها عنوان كرده اند كه:
هر گونه مداخله توسط عملكردهای حسابداری در حوزه طبیعی، را می توان به وسیله قدرت سود قطعی انجام داد. به ویژه، این ابزار در هنگام ساكت كردن صداهای دیگران كه ایجاد دموكراتیك، اكولوژیك و اخلاق محیط برایشان مهم است به خوبی عمل می كند. با این حال، ما هنوز هم متقاعد نشده ایم كه مسئله اصلی همین است.
اُوِن و همكارانش (۱۹۹۷) در حالی كه هنوز هم توسط انتقادات رادیكالی حسابداری متقاعد نشده بودند، این بحث را آغاز كردند كه تغییرات عملی در سیاست شركت می تواند به عنوان جزئی از یك استراتژی كلی تر باشد كه بشر را بیشتر به طبیعت نزدیك می كند.

اُوِن و همكارانش (۱۹۹۷) اعتقاد داشتند كه مؤسسات دموكراتیك لیبرال می توانند با توجه به اصول انصاف، عدالت و مسئولیت پذیری متحول شوند (برای نمونه به گری ۱۹۸۹، لیمان ۱۹۹۵ مراجعه كنید). با این وجود، آنچه را كه این مقاله می خواهد به آن نائل شود، گسترش لیبرالیسم از پارامترهای رویه ای آن به عنوان بخش از یك ساختار اجتماعی كمونیستی است. بنابراین، این مقاله به چرخش های رویه ای نهفته در مدل های حسابداری محیطی نوین می پردازد.۷ با این كه توسعه مدل گری – اُوِن در برخورد با مشكلات سیاست های دولتی و تخریب محیطی جالب توجه هستند، اما مدل آن ها ابزار كافی را برای بیان نیاز به مؤسسات فعال در جوامع مدنی و هم دولتی جهت غلبه بر جهانی شدن كاپیتالیسم به دست نمی دهند. ابزار بررسی تیلور برای توضیح جامعه مدنی و دولتی در نظر دارد تا از گرایشات رویه ای موجود در مدل های مسئولیت پذیری لیبرال، بهره جوید. بدین ترتیب می توان با استفاده از یك فرایند تصفیه ی، دموكراتیك، و انتقادی، از استاندارد كردن و تجاری كردن مسایل محیطی اجتناب كرد.

گرایش های ابزاری و رویه ای موجود در مدل های اصلاحی حسابداری می توانند مانع از ایجاد مدل های تفسیری تر و انتقادی تر شوند. موضوعی كه در اینجا مطرح شد از یك طرف دارای فرضیات لیبرال سخت گیرانه ای است كه مدل های مسئولیت پذیری محیطی و اجتماعی براساس آن توسعه یافته اند. ۸ از طرف دیگر، مدل های مسئولیت پذیری مدرن كه حسابداران لیبرال نوین ارائه می دهند. در نظر دارد تا از مفهوم ابزاری استدلال ابزاری جهت توسعه مفهوم عدالت استفاده كنند. لیبرال های محظ تاكید دارند كه این اصول دارای ویژگی های جهانی هستند كه برای تمام مردم در طی یك دوره و محدوده، صحیح می باشند. ۹ بحث شده است كه ساختارهای رویه ای كه مدل های حسابرسی و حسابداری اجتماعی و محیطی بر پایه آن ها بنا شده اند نمی توانند به طور اساسی و ریشه ای رویكرد شركت ها را نسبت به طبیعت تغییر دهند.

لیبرالیسم متعصب تأكید دارند كه شیوه های رویه ای نسبت به شیوه های سودگرایانه كه بیشترین شادی را برای پولدارترین مردم می خواهد، برتری دارند. نظریه پردازان مسئولیت پذیری لیبرال اعتقاد و تأكید دارند كه شركت ها با ارائه اطلاعات بیشتر، نیازهای مختلف صاحبان سرمایه را جبران می كنند. در اینجا برای توسعه معیاری جهت مسئولیت پذیری از مقاله انتقادی چارلز تیلور در مورد لیبرالیسم معاصر استفاده كرده ایم تا سودمندی چهارچوب های مسئولیت پذیری را بررسی كنیم. مطالعات تیلور نئوهگلیست، فرض شده اند زیرا او در كارش به مطالعات فیلسوف آلمانی، جرج ویلیام هگل، ارجاع داده است و در تعامل لیبرالیسم اخلاق گرا، و در مورد تفسیر معروف آن از “خود” تا حدی موضع تا كمونیستی گرفته است. می توان با توسعه یك مدل مسئولیت پذیری كمونیستی به درك بهتری از رابطه بین بشریت و طبیعت، رسید.

در این جا ما این مدل حسابداری محیطی كه در این مقاله توسعه یافته است و ایده آل های كمونیستی كه نقش حوزه عمومی ۱۲ را از طریق یك روش تفسیری ۱۳ و با این عقیده كه با مذاكره و گفتگو می توان به درك بهترین از اهداف و روش های جامعه رسید، گسترش داده اند، رابطه برقرار كرده ایم. مفهوم كمونیستی از حسابداری محیطی با معیار اعتبار سندیت صحت، كه خود یك ایده ال اخلاقی در مورد احترام به شخصیت خود است، در هم آمیخته است.
اعتبار سندیت كه یكی از مفاهیم اصلی كمونیستی است، شامل حس بازیابی و استفاده از روش تفسیری است، كه از طریق آن بشریت دوباره اعتبار برقراری روابط را نه تنها با دیگر افراد بلكه با طبیعت هم، به دست می آورد.

همان طور كه جهانی شدن بازارها بیشتر می شود، مستدل تر می شود كه ما هم اكنون با شركت های فراملی سرو كار داریم كه تا قسمتی مسئول آن چیزی هستند كه به عنوان نارسایی دموكراتیك شناخته می شود.۱۴ از یك طرف، افزایش مهارت، انتقالات بین ایالتی و یكپارچه شدن بازارها در جوامع لیبرال دموكرات هیچگاه به این اندازه نرسیده بوده است. از طرف دیگر، به نظر می رسد كه جوامع بیشتر از دست دولت ها خارج شده اند، و جهان شدن بازارها نیز به این امر دامن زده است زیرا دیگر كنترل امور از دست خارج شده است (بیلی، هارت و ساگدن، ۱۹۹۴). چارلز تیلور عنوان می كند كه این نارسایی دموكراتیك می تواند با اطلاع رسانی و گفتگو در جامعه شهری برطرف شود، و بنابراین فضایی برای گفتگو در مورد امور مهم باید ایجاد شود. این طرز تفكر تیلوری در مورد امور با اهمیت، كه بر زندگی افراد اثر می گذارد، در ارتباط با یك طرز تكر كلی تری است كه در مورد نقش حسابداری و رابطه آن با طبیعت می باشد.

از آنجا كه این مقاله آنچه را كه تیلور نقش كلی بیانی برای استدلال ابزاری می داند، توسعه می دهد، اغلب مباحث موجود در اینجا لزوماً ذهنی هستند. این امر بدین خاطر است كه مدل تیلور فاصله زیادی با نمونه های مدرن لیبرالیسم رویه ای دارد كه بر پایه استدلال ابزاری جهت بیان اصول برقراری روابطه با طبیعت، بنا شده است. تیلورمی خواهد بیان كند كه چگونه لیبرالیسم تمایل به پنهان كردن ارزش اقتصادی طبیعت از دید مردمی كه در آن زندگی می كنند دارد. این مقاله بدین خاطر كه بحث مسئولیت پذیری از دید كمونیستی دنبال می كند، به نظریه پردازان حسابداری هشدار می دهد كه دید خود را از مدل های مسئولیت پذیری لیبرال دموكرات كه در حل مشكلات محیطی ناتوان بوده اند، به سمت سیستم های اجتماعی موجود، تغییر دهند. بنابراین، چهارچوب های حسابداری محیطی و اجتماعی توانایی بالقوه ای برای تثبیت تخریب هایی كه به طبیعت وارد می كنند دارند، در صورتی كه این چهارچوب ها به عنوان ابزاری برای حمایت از طبیعت به كار گرفته شده بودند.

این مقاله دارای چهار بخش متعامل با یكدیگر است. بخش اول مدل های مسئولیت پذیری لیبرال متداول موجود را مورد آزمون و بررسی قرار می دهد: مدل انتقادی لیبرال حسابداری محیطی وایلدوفسكی (۱۹۹۴)، مدل اصلاحی لیبرال مدرن گری و همكارانش (۱۹۹۷)، و مدل كمونیستی تیلور برای اصلاح لیبرالیسم، به عنوان یك مدل گسترده تر و انتقادی تر مربوط به حوزه عمومی. بخش دوم نقش گفتگو را در توسعه یك جامعه مسئولیت پذیر توضیح می دهد، كه به این وسیله مفروضاتی را مورد بررسی قرار می دهد كه براساس آن ها حسابداران لیبرال مدرن چهارچوب های خود را بنا كرده اند. بخش سوم نقش حسابداری و حسابرسی محیطی و اجتماعی را در ایجاد پیش زمینه ای برای یك مدل گسترده تر و فراكمونیستی مورد بررسی قرار می دهد، و محدودیت های مدل های مسئولیت پذیر را مد نظر قرار می دهد (هاسكین ۱۹۹۶). آخرین بخش، بخش “فرا كمونیستی” است كه نقش شركت ها را در محیط مورد بررسی قرار می دهد و منعكس كننده عقیده اصلی حاكم بر این مقاله است كه شركت ها وسیله نامناسبی برای ایجاد یك جامعه مسئولیت پذیر هستند. این بخش مشخص می كند كه در تئوری كمونیستی، نوعی دیالیكتیك وجود دارد كه می تواند برای توسعه و ایجاد یك جوّ عمومی تفسیری و انتقادی كه فعالیت های شركت ها در آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت، به كار رود.

مكانیسم های مسئولیت پذیری در حوزه عمومی:
برای شروع مناسب است اشاره كنیم كه در دموكراسی های لیبرال، لیبرالیسم می تواند به شیوه های گوناگونی با مسئولیت پذیری در هم بیامیزد. برای مثال، حسابداری محیطی و اجتماعی مدرن رویكردی رویه ای و مدیریتی به خود گرفته است. كه بدین ترتیب می تواند این عقیده را تثبیت كند كه بشر توانایی كنترل و مدیریت طبیعت را دارد (برای مثال به ساختارهای خود انضباطی كه اخیراً برای مدیریت محیطی توسعه یافته اند، مراجعه كنید. مؤسسه مدیریت و حسابرسی اروپا، EMAS، و BSO . 7750) 15
در ادبیات مسئولیت پذیری سه مدل غالب لیبرال حسابداری محیطی و اجتماعی وجود دارند. ابتدا مدل انتقادی حسابداری محیطی وایلدوفسكی (۱۹۹۴). كه گرایش های لیبرالیستی زیادی دارد، مورد بررسی قرار گرفته است. سپس، مدل های رویه ای لیبرال مورد شرح و توضیح قرار گرفته اند كه جهت ایجاد مدلی از مسئولیت پذیری كه قصد ایجاد ارتباط بهتری بین كسی كه حسابداری می كند و آنچه كه مورد حسابداری قرار می گیرد دارد، به كار رفته اند (گری و همكاران ۱۹۹۶). مدل سوم یك مدل تفسیری كمونیستی اصلاحی قضاوت های رویه ای در مدل های مسئولیت پذیری لیبرال است. (فرانسیس، ۱۹۹۱، تیلور a 1989، a 1995، b)

وایلدوفسكی در مقاله انتقادی خود به حسابداری محیطی، وجود بحران محیطی یا قریب الوقوع بودن آن را پذیرفته است (وایلدوفسكی ۱۹۹۴). او عقیده دارد كه حسابداری محیطی مدرن و محیط گرایی بر پایه فرضیات نادرستی هستند كه معتقد به وجود بحران محیطی می باشند، و معتقد است كه اگر چنین بحرانی وجود داشته باشد، مكانیسم بازار راهی برای حل آن خواهد یافت. مدل وایلدوفسكی با ارجاع به مكانیسم بازار، فرض می كند كه با ایجاد دسترسی بیشتر به منابع اقتصادی می توان تمام آسیب های وارده به محیط را جبران كرد. او بیان می كند كه:

با توجه به اصل پیوستگی (هر چیزی می تواند هم خوب و هم بد باشد)، بدین نتیجه می رسیم كه مواد غذایی طبیعی و مواد غذایی مصنوعی كه سم زده شده اند به یك اندازه بر طبیعت تأثیر دارند. همچنین می توان نتیجه گرفت كه صدمه زدن به ارزش های محیطی با دیگر صدمات وارده بر افراد یا محیط تفاوتی ندارد. در كانون توجه قرار دادن این صدمات خاص، نشان دهنده اهمیت آن ها برای افراد است. اگر تمام آسیب هایی كه در جهان رخ می دهد را بخواهیم مورد توجه خاص قرار دهیم هیچگاه موفق به حل تمام آن ها نخواهیم شد. حسابداری محیطی مانند ارائه یك نظریه جالب توجه است، بدون این كه مداركی برای آن ارائه كنیم. (وایلدوفسكی، ۱۹۹۴، ص ۴۷۹)
لیبرالیست های طرفدار بازار آزاد، نظیر وایلدوفسكی، فرض می كنند كه اگر بازار اجازه داشته باشد تا بدون مانع به كارش ادامه دهد، توانایی حل مشكلات اجتماعی و محیطی را خواهد داشت. به ویژه، لیبرالیست ها معتقدند كه هیچگونه بحران محیطی وجود ندارد، بنابراین:

… همچنین اغلب افراد عقیده دارند كه استفاده از CFC ها و موادی مانند آن منجر به افزایش بیماری های پوستی و برخی بیماری های دیگر شده است و … من اعتقاد دارم كه خلاف آن بیشتر صادق است. حداقل آن این است كه اگر لایه اوزون در برخی مناطق قطبی نازك شود و پرتوهای مخرب خورشید به آن نواحی خاص بر سند، كسی در لندس یا نیویورك از این بابت صدمه نخواهد دید. موارد مشابهی از این قبیل نگرانی های بی مورد در اغلب كتاب های مربوط به این موضوعات یافت می شوند (وایلدوفسكی، ۱۹۹۴، ص ۴۷۲).
در نگاه اول می توان دو نكته را از گفته های وایلدوفسكی برداشت كرد. اولاً، مدارك علمی هم اكنون گرم شدن زمین را اثبات كرده اند. این نیازمند برخی واكنش های سیاسی و اقتصادی است (برای مثال به كندال و پیمنتال (۱۹۹۴)، و به ویژه گزارش اخیر وضعیت جوی (مك مایكل، اسلوفسا و كوارتز، ۱۹۹۶) كه نشان دهنده ی تغییرات عمومی در دمای كره زمین هستند، مراجعه كنید). ثانیاً لیبرالیسم بازارگر از هم اكنون گفتگوها و مباحثی را در حوزه عمومی دراین باره صورت می گیرند را پنهان كرده و نمی خواهد این گفتگوها انجام شوند زیرا این عقیده است كه نقش دولت باید محدود شود و در حداقل قرار داشته باشد، این امر در قسمت بعد این بخش مورد بحث قرار خواهد گرفت.

مرتبط كردن مسئولیت پذیری به مكانیزم های محیطی و سیاسی بازارگرا منجر به این امر می شود كه ارزش طبیعت به میزانی كه افراد مایلند برای حفظ طبیعت هزینه كنند پایین می آید. هنگامی كه برای ایجاد توازن بین تمایل افراد به حفظ طبیعت و ارزش طبیعت توازن قیمتی برقرار شود. نقش حوزه سیاسی در این میان كمرنگ تر خواهد شد. در نتیجه ایجاد یك توازن بازاری منجر به این می شود كه مكانیسم بازار فقط در صور نیاز از قدرت سیاسی برای پشتیبانی تصمیماتش استفاده كند. و در این حالت فقط باید امیدوار بود كه مكانیزم بازار در ذات خود تمایل دارد كه تصمیماتی منطقی برای حل مسایل اجتماعی بگیرد مثلاً توافقی بین انبوه سازان و طرفداران محیط زیست ایجاد كند.

مشكل مربوط به مدل های بازار آزاد، مشكلاتی است كه اقتصاددانان در رابطه با حقایق بدیهی در مورد بازار كه به آن اعتقاد دارند و سیاست های نه چندان مناسب برای اجرای این حقایق از نظر آنان پیش رو دارند. این مشكلات ایجاب می كنند كه یك دیدگاه مسئولیت پذیر ایجاد شود كه نظریات بازار آزاد را به چالش كشیده و ابزارهای سیاسی را برای حل مشكلات محیط زیستی یا اجتماعی فراهم كند. گری و همكارانش (۱۹۹۷)، و اُوِن و همكارانش (۱۹۹۷) روش های مفیدی را برای توسعه یك معیار مسئولیت پذیری ارائه كرده اند و عقیده دارند كه این موارد باید به اطلاع عموم نیز برسد. متاسفانه، یافته های گری – اُوِن تا حدی می تواند رویكرد بازگشت به عقب و استفاده از مدیریت عملگرا را داشته باشد. بدین خاطر، می تواند منجر به تثبیت آن چیز می شود كه تیلور از آن به عنوان ایجاد فرهنگی مدرنیته نام برده است. در این حالت می توان با بحث های اخیر جامعه شناسان را كه عقیده دارند بدون تردید در آینده ین افراد و جوامع و شركت های بزرگ و بین الملل بدلیل تجاوزهایی كه آن ها به محیط می كنند مبارزاتی در خواهد گرفت، تأیید كرد. (باگز، ۱۹۹۷، ص ۷۷۷).

گری و همكارانش (۱۹۹۶) در نظر دارند تا حسابداری را از طریق تكنولوژی حسابداری محیطی و اجتماعی مورد تجدید نظر قرار دهند تا بتوانند شركت ها را نسبت به جوامع متعهد كنند. برای ایجاد چنین حالتی، وجود یك جو عمومی كه معتقد باشد كه بشریت و طبیعت متقابلاً به هم وابسته اند می تواند ابزاری را برای آماده سازی جوامع برای رسیدن به وضعیت مذكور فراهم كند. برای این كار باید چهارچوب های ابزاری اقتصادی را كه همه چیز را با واحدهای پولی می سنجید به چالش كشید. گری و همكارانش (۱۹۹۷) معتقدند كه حسابداری محیطی چنین ابزاری را برای كمك به آگاه شدن دیگران و فعال كردن آنان در حوزه عمومی فراهم می كند. می توان این گونه گفت كه مدل گری تا حدی برگرفته از عقاید كمونیستی است اما این مدل در برخی قسمت های آن برخلاف عقاید كمونیستی است. زیرا در این مدل شركت ها به عنوان عوامل فعال و پشتیبانی تجهیزات اجتماعی فرض شده اند. ۱۶ گری و همكارانش (۱۹۹۶) به ویژه بررسی لیبرالیسم متمركز شده اند و عقیده دارند كه می توان با استفاده از چهارچوب های دموكراتیك شركت ها را وادار كرد كه متعادل تر عمل كنند و در این میان حسابداری اجتماعی نیز نقش اطلاع رسانی را خواهد داشت (گری و همكارانش، ۱۹۹۷، ص ۳۲۷).

آن ها در بررسی وابستگی های بین حسابداری محیطی و اجتماعی، به انتقادات دارد بر حسابداری اجتماعی واقف هستند. (گری و همكاران، ۱۹۹۷، ص ۳۲۷). همان طور كه اشاره شد، هم در مورد كارایی چارچوب های مسئولیت پذیری لیبرال و هم در مورد این كه حسابداری محیطی و اجتماعی بتواند بر نیروهای كاپیتالیسم غلبه كند، مشكلاتی وجود دارد (كه بعداً مورد بحث قرار خواهند گرفت)

اختلاف نظر ضمنی موجود بین لیبرالیسم وایلدوفسكی و طرفداران حسابداری محیطی و اجتماعی نشان دهنده مسایل گسترده تری در مورد نقش دولت در تحكیم مسئولیت پذیری است. مكانیزم های اثر بخشی مسئولیت پذیری در دموكراسی های لیبرال، مكانیزم بازار، به عنوان یك ساختار اجتماعی مناسب از ظرح داده می شوند گری و همكارانش (۱۹۹۶) و اُوِن (۱۹۹۷) محدودیت های مدل های بازار آزاد را با ارائه نمونه ای مورد تنظیم حسابداری محیطی بیان می كنند، اما آن ها توضیح نمی دهد كه اكثر حوزه عمومی براساس اطلاعاتی كه به آن ارائه می شود عمل نكند چه اتفاقی می افتد.

ما در این جا با بحث می كنیم كه توسعه معیارهای رویه ای مسئولیت پذیری، ابزاری را فراهم می كند كه از طریق آن شركت می تواند به فعالیت های خود وجهه قانونی بدهد. گری (۱۹۹۶) به طور دقیق روابط بین چهارچوب های رویه ای و مدل های سنتی حسابداری را كه ابزاری به این تعریف دوباره حسابداری محیطی ارائه می كنند، مورد بررسی قرار نداده است. این ارتباط مشخص می كند كه مدل های حسابداری سنتی با استفاده از مكانیزم های لیبرال – اخلاق گرا سعی در افزایش و خاصیت افراد و كاهش مشكلات آنان دارند. ۱۸
اثر مستقیم این امر این است كه نشانه هایی از طبیعت را كه انسان ها را آگاه می كنند كه چقدر به طبیعت آسیب زده اند، پنهان می كنند. بدین خاطر كه هدف بشریت ارضای نیازهای اولیه زندگی خود است، امكان افشای این مسایل در جوامع كمتر می شود، در هر حال مباحث حسابداری لیبرال گری (۱۹۹۶) نشان گر پیشرفت هایی نسبت به تفكرات سنتی در مورد شركت ها و جوامع می باشد.

یك نوع چهارچوب كلی تر ارتباطی به دنبال ایجاد تغییرات اجتماعی از طریق گفتگو در جامعه است؛ با مورد سؤال قرار دادن فرض رشد اقتصادی این چهارچوب اعتقاد دارد كه می توان از لیبرالیسم رویه ای به عنوان نقابی بر چهره شركت ها استفاده كرد كه از طریق آن ها می توانند تمام فعالیت های خود را بدون كنترل هیچ مرجعی انجام دهند و در این صورت نقش بسیار مخربی در ارتباط با طبیعت خواهند داشت. علاوه بر این، مشكلات تئوریكی اصلاحیه لیبرالیسم گری نشان دهنده برخی مشكلات موجود در طرح لیبرالیسم راولز است كه آن هم در ادبیات فلسفی به خاطر مغاهیم فردگرایانه آن در مورد افراد، درك محدود آن از نقش دولت و ارجاع آن به ساختارهای دموكراتیك نمونه ای كه فاصله زیادی با افراد دارند، مورد نقد قرار گرفته است (نیو، وارسیم و پدول، ۱۹۹۸).

تیلور به ویژه بحث می كند كه لیبرالیسم مدرن توسط ساختارهای سیاسی رویه ای محدود شده است و اینكه باید ایدئولوژی این بحث مشخص شود (تیلور، ط ۱۹۸۹). مدل كمونیستی تیلور نیز مانند فاكولت نگاه عمیقی نسبت به مدل های لیبرال مدرن كه نشان دهنده “تمایل به قدرت” هستند و در میان جوامع مدرن پراكنده شده اند و در نتیجه منجر به نوعی استبداد ملایم در جامعه شده اند، دارد (تیلور ۱۹۸۴). كار تیلور متمركز بر آزاد سازی بشریت از سلطه الگوهای جدید ابزاری، استدلال است كه اغلب نظریه پردازان معتقدند كه منجر به كاهش ارزش مسئولیت پذیری شده است. انواع جدید مسئولیت پذیری با اصلاحات متفاوت با یك ماشین اقتصادی كه محدودیت های شركت را حذف می كند، در هم آمیخته اند.

مدل اصلاحی لیبرال كه توسط گری و اُوِن (۱۹۹۷) ارائه شده است (۱۹۹۶) بدین خاطر كه آن ها شركت ها را عاملین تغییرات اجتماعی و محیطی می دانند محدود شده است.
با این حال، تیلور معتقد است كه بازار آزاد انعكاس ضعیف از وضعیت اجتماعی است كه دارای دو قلمرو محدود است: جامعه شهری و دولت. تیلور برای اشاره به وجود جامعه شهری، بحث می كند كه زندگی خوبی در جوامع مستقل از دولت، به دلیل وجود آزادی و استقلال وجود دارد. یا همان طور كه هانث (۱۹۹۳، ص ۱۹) عنوان می كند، منظور جامعه شهری تمامی مؤسسات و سازمان های شهری هستند كه مستقل از خود ادامه می دهد. اخیراً دو مفهوم جداگانه كه جامعه شهری با یكدیگر ادغام شده اند تا رابطه آن را با دولت بهتر مشخص كنند. خواهیم گفت كه می توان جامعه شهری را بر حسب شرایط بازار مورد بررسی قرار داد یا از طریق دیدگاه های كمونیستی كه یك فضای عمومی ایجاد می كنند این را كرد. مفهوم كمونیستی جامعه شهری مفهوم دیگری را بوجود آورد كه شامل تحول ساختارهای دموكراتیك در جامعه می شود.

اولین برداشت از جامعه شهری، اقتصاد است. یعنی كه در كل شامل فعالیت های تولیدی، مبادلاتی و مصرفی كه قوانین خاص خود را دارند می شود. این مدل همان مدل تعاملات اجتماعی است كه توسط آدام اسمیت (۱۹۳۷) توسعه یافت، كه در آن زندگی اجتماعی به طور بالنده خارج از حدود سیاست های دولت قرار می گیرد. حسابداری در این حالت لازمه این زندگی اقتصادی به شمار می رود، و دارای این دیدگاه است كه هر فرد باید درانتخاب هایش آزاد باشد، حال این انتخاب ها هر چه كه می خواهند باشند. این دیدگاه بازار آزاد لیبرال با مفاهیم استدلال ابزاری رویه ای كه ارزش های محیطی را تا حد ارزش های پولی پایین می آورند، در هم آمیخته است. این جا همان صحنه ای است كه در آن مدل های مسئولیت پذیری مدرن بیشترین امكان جولان را دارند (مؤسسه كانادایی حسابداران رسمی، ۱۹۹۲؛ موسسه تحقیقات حسابداری استرالیا، ۱۹۹۷) مدل های بازار آزاد و نئوكلاسیك كه در آن ها عملكرد براساس سود دهی آن ارزیابی می شود، تفكر غالب را درباره ی حسابداری، در حال حاضر تشكیل داده اند. در این مورد بحث خواهد شد كه این روش تفكر در مورد طبیعت با استناد به استدلال ابزاری است كه دیگر ارزش ها و روش ها را پنهان می دارد و هم بر نمی شمرد.

علاوه براین، با عبور از مرزهای امنیت و سلامتی، فرایند انباشت سرمایه در حال حاضر شدیدتر از هر زمان دیگری در حال رخدادن است. هنوز هم نظریه پردازان حسابداری محیطی و اجتماعی تفكر سنتی خود را مورد بازبینی قرار نداده اند و نمی خواهند كه ایده های خود را در برابر انبوه تئوری هایی كه ارائه می شوند، بیان كنند. (CEC، ۱۹۹۳، BSI، ۱۹۹۳).
یك دیدگاه دیگر در مورد جامعه شهری، مفهوم كمونیستی آن است، كه بر حوزه عمومی، تا آنچه كه تیلور آن را “فضای عمومی” می نامد متمركز است، و شامل دور انداختن قیدهای عملی در چهارچوب های ابزاری و رویه ای است. برای مثال: هم تیلور و هم مكین تایر، عنوان می كنند كه ارسطو حوزه عمومی را به عنوان صحنه سیاسی كه شهروندان در آن در رابطه را جهت گیری ها و اهداف جامعه گفتگو و مباحثه می كنند، می دانسته است. (فرانسیس ۱۹۹۱).

تمامی این ها در قرن ۱۸ با ظهور انقلاب صنعتی و ایجاد دید جدیدی نسبت به فضای عمومی در رسانه ها تغییر كرد. بنابراین یك كانال جدید بیان عقاید عمومی توسعه یافت و ساختارهای سیاسی جدید ظهور كردند. جامعه شهری از میان اقتصاد و رسانه های تكنولوژی توسعه می یابد و با وجود چنین فضایی است كه روابط مسئولیت پذیری به طور مستقل از دولت تشكل گرفته و توسعه می یابند. در این مدل، نقش شركت ها و دیگر موسسات چندان روشن نیست. شهروندان در داخل جامعه شهری قرار می گیرند، و مفاهیم اجتماعی از طریق الگوهای پیچیده تعاملات اجتماعی بیرون می آیند، تا از طریق دستورات یا قوانین دولت. علاوه بر این، این مدل كمونیستی، با مدل های مسئولیت پذیری رویه ای كه از طریق مطالعات راولز و هابرماس پدیدار شدند تفاوت دارد. زیرا این مدل این امر را كه چرا ما اصلاً به قوانین و رویه ها استناد می كنیم مورد سؤال قرار می دهد؛ این مدل از پایه شروع می كند، و جهت گیری جامعه را نتیجه گفتگو و مباحثه می داند. این مدل بر پایه این حقیقت كه تمام جوامع دموكراتیك تنها موجب آزار افراد می شوند، بنا شده است.

یك برداشت سوم نسبت به تغییرات اجتماعی و محیطی توسط گری و همكارانش (۱۹۹۷) ارائه شده است و ادعا می كند كه حسابداری محیطی می تواند با وجود انتقادات رادیكالی كه به آن می شود توسعه یابد. این شیوه شامل ترسیم ابعاد انتقادی و تفسیری در حوزه عمومی می شود كه از طریق آن مفهوم انضباط و دیگر مفاهیم اجتماعی بدون استناد به بازار یا دولت تعریف می شوند. بنابراین دیالكیتیك بین جامعه شهری و دولت بر عنوان مركز تغییرات عمل می كند. بدین ترتیب منجر به ایجاد فضایی در داخل حوزه عمومی می شود تا حوزه دولتی. این دیدگاه سوم كه كمونیستی هم هستند، توسط مدل هابرماس كه متمركز بر امكان انجام اعمال خشونت آمیز توسط دولت بر علیه افراد آزادی خواه است، توسعه می یابد.
هابرماس شخصاً شدیداً مخالف این استدلال های كمونیستی است. او در كتابش “در میان حقایق و حرف ها” (۱۹۹۶) مورد بسیار كاملی را برای بررسی نقش قانون در ایجاد رویه هایی كه از شهروندان در مقابل هر گونه مفهوم اغراق آمیز “خوبی” محافظت می كند، مورد مطالعه قرار می دهد (پاور و لافلین، ۱۹۹۶).

لیبرالیسم هابرماس به طور گسترده ای به عنوان یك پاسخ به كمونیسم تقسیم شده است، كه او عقیده داشت منجر به سیاست های استبداری خواهد شد. به همین دلیل است چهارچوب مسئولیت پذیری كه در این مقاله ارائه شده است. اصول لیبرال را حفظ كرده است اما می خواهد نقدهای انتقادی و دیالكتیك را كه می توانند در مدل های مسئولیت پذیری محیطی و اجتماعی توسعه یابند، را نیز مورد بررسی قرار دهد. هدف از مدل تیلور ایجاد تغییر در تمامی سطوح جامعه است و این به طور ضمنی این مسئله را مورد سؤال قرار می دهد كه چرا توسعه سیستماتیك حسابداری اجتماعی به گزارش های سازمانی نیازمند است. (گری و همكاران، ۱۹۹۷، ص ۳۳۹) این مسئله سؤال برانگیز است كه چرا گری (۱۹۹۶) چنین پایگاه اجتماعی ویژه ای برای شركت ها قائل بوده است.

داشتن یك دیدگاه كمونیستی، منكر امكان وقوع این امر نمی شود كه دولت می تواند از علایق شهروندان بهره جدید یا آن ها مراجعت بدهد. (وایلدوفسكی، ۱۹۹۴، اولسن، ۱۹۹۶) در عوض داشتن چنین دیدگاهی به معنای بیان نگرانی در مورد نوع دركی است كه مدل های لیبرال رویه ای نظر مدل گری (۱۹۹۶)، هابرماس و راولز از رابطه بین جامعه شهری و دولت دارند. برای ایجاد یك دنیای جدید و مسئولیت پذیری از طریق جامعه شهری، نمی توان نقش دولت را نادیده گرفت، اما باید نسبت به توسعه یك مدل مسئولیت پذیی در داخل سیستم های كاپیتالیسم كه بذرهای سلطه خود را می افشاند هشدار داد: یادآوری خواهد شد كه كاپیتالیسم تنها با خروج از مرزها می تواند به هیات و پیشرفت خود ادامه دهد. مدل های توسعه یافته در این مقاله، بر خلاف مدل های مسئولیت پذیری لیبرال رویه ای از مباحثات شفاف و بازی ریشه می گیرند كه در آن دولت برای ایجاد یك جامعه فعال و آگاه، در تعامل با افراد قرار می گیرد.

بنابراین مسئولیت پذیری نه تنها به مطالعه محدودیت های مدل های لیبرالیسم و لیبرال رویه ای توجه دارد، بلكه همچنین به خلق یك سیستم دموكراتیك مشاركتی كه در آن به تمام به نظریات افراد جامعه توجه مناسب می شود، نیز استعانت دارد. جامعه شهری صحنه ای است كه در آن شهروندان نظرات خود را از طریق تعاون با یكدیگر، سازمان ها و یا به طور شخصی به صورت آزادانه بیان می كنند. در این جو مشاركتی عمومی این مفهوم عقلانیت اقتصادی نیست كه به ما كمك می كند، بلكه یك استدلال عملی كه مرتبط با تفكرات روشن گرایانه است كه به ما اجازه می دهد تا آنچه را كه برای جامعه ما مناسب است، اهدافی را كه می خواهیم به آن برسیم، و چگونگی فعالیت شركت ها در جامعه را، مشخص كنیم. با این دیدگاه، مسئولیت پذیری نمی تواند به نیروهای كور و غیر شخصی بازار، یا ساختارهای رویه ای كه حق تصمیم گیری را از جامعه می گیرند، وابسته باشد. در ادبیات حسابداری، ریگان و رنكین (۱۹۹۷). یك تفسیر عملگرا از این دیدگاه كمونیستی اشاره می كنند كه حاصل مباحث آن ها در مورد این موضوع است كه اگر سازمان ها در داخل مرزهای ویژه ای كه جامعه مناسب می داند فعالیت نكنند، آنگاه جامعه ممكن است حق ادامه فعالیت را از سازمان ها بگیرد. (ریگان و رنكین، ۱۹۹۷، ص ۵۶۶).

با این حال، مدل تیلور ابزار مناسب تری را برای بیان مكانیسم های تسلط دولت به عنوان روشنی حجت ایجاد ساختارهایی برای روابط بین دولت و جامعه شهری، ارائه می كند.
مسئولیت پذیری، از نظر مدل كمونیستی، به یك نوع تكنولوژی بدل می شود كه می تواند تعامل را بین تمام سطوح جامعه، با توجه به علایق تمام همشهریان، ونه فقط یك عده خاص، ایجاد كند. در واقع، چندین مدل با اهمیت كمونیستی در ادبیات حسابداری وجود دارد كه مواردی را كه در اینجا مورد بررسی قرار می گیرند تأیید می كنند. (مراجعه كنید به ارینگتون و فرانسیس. ۱۹۸۹؛ فرانسیس ۱۹۹۱) ۱۹

با این حال م

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:31 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله در مورد حسابداری مدیریت محیطی

دانلود مقاله در مورد حسابداری مدیریت محیطی

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 14 کیلو بایت

تعداد صفحات : 17

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

محتوی مقاله شامل موارد زیر می باشد:
۱) حسابداری مدیریت محیطی چیست؟
۲) موارد كاربردی و فایده های حسابداری مدیریت محیطی چیست؟
۳) مزایای نهفته حسابداری مدیریت محیطی در صنعت چیست؟
۴) مزایای نهفته حسابداری مدیریت محیطی برای دولت چیست؟
۵) مزایای نهفته حسابداری مدیریت محیطی برای جامعه چیست؟
۶) چرا حسابداری مدیریت محیطی توسعه یافت؟
۷)بازنگری حسابداری مدیریت محیطی: حسابداری مدیریت محیطی چیست؟

حسابداری مدیریت محیطی اصطلاح گسترده ای است كه همانند زیر در چندین متن مختلف استفاده میشود:
انواع حسابداری عمومی
حسابداری مدیریت:
كاربرد هزینه و اطلاعات دیگر را برای تصمیم گیری در یك سازمان تشخیص ، گردآوری، برآورد و تحلیل می كند.

حسابداری مالی:
گسترش و گزارش اطلاعات مالی توسط یك سازمان برای قسمتهای خارجی ( مانند بانكها، صاحبان سهام) را برعهده دارد.

حسابداری ملی:
گسترش اقتصادی و اطلاعات دیگر برای توصیف درآمد ملی و سلامت اقتصادی را برعهده دارد.

انواع حسابداری محیطی

حسابداری مدیریت محیطی:
حسابداری مدیریت توجه اصلی اش به جریان اطلاعات مربوط به مواد و انرژی و اطلاعات هزینه محیطی می باشد.

حسابداری مالی محیطی:
حسابداری مالی به گزارش هزینه های بدهی محیطی و دیگرهزینه های مهم محیطی می پردازد.

حسابداری ملی محیطی:
حسابداری در سطح ملی به جریانهای منابع طبیعی، هزینه های محیطی و هزینه های خارجی می پردازد.
اطلاعات مربوط به این وب سایت توجه اصلی اش به وابستگی حسابداری محیطی به عنوان ابزار حسابداری مدیریت برای تصمیمات داخلی واحد تجاری می باشد، همچون حسابداری مدیریت محیطی.حسابداری مدیریت محیطی را می توان بعنوان تشخیص ، گردآوری ، برآورد ، تحلیل ، گزارش داخلی و كاربرد جریان اطلاعات مربوط به انرژی و مواد ، اطلاعات مربوط به هزینه های محیطی و اطلاعات مربوط به هزینه های دیگر برای هردو تصمیمات محیطی و متعارف در یك سازمان تعریف كرد.

نكات اصلی قابل یادداشت عبارتند از:
• حسابداری مدیریت محیطی بر هزینه های داخلی شركت تاكید دارد وتوجهی به هزینه های خارجی مربوط به اشخاص ، اجتماع یا محیط كه شركت از لحاظ قانونی مسئول آنها نیست ندارد.
• حسابداری مدیریت محیطی تمركز اصلی اش به حسابداری هزینه های محیطی می باشد.
• این حسابداری فقط به هزینه های محیطی و یا هزینه های دیگر توجه ندارد بلكه اطلاعاتی در زمینه جریانهای فیزیكی و سرنوشت مواد و انرژی را نیز ارائه می دهد.
• اطلاعات حسابداری مدیریت محیطی نه تنها می تواند در بیشتر انواع فعالیتهای مدیریت ویا در تصمیم گیریهای مدیریت در سازمان استفاده شود بلكه بطور تخصصی برای فعالیتهای مدیریت محیطی سودمند می باشند. بنابراین، حسابداری مدیریت محیطی دو تا از سه قطعه ساختاری توسعه باثبات محیط و اقتصاد را بررسی و انسجام می بخشد چون آنها به تصمیم گیری های داخلی سازمان مربوط هستند.

كاربردها و فایده های حسابداری مدیریت محیطی:
تصمیم گیرندگان یك سازمان می توانند از جریان فیزیكی اطلاعات و اطلاعات مربوط به هزینه كه توسط حسابداری مدیریت محیطی تهیه می شود استفاده كنند تا تصمیماتی اتخاذ كنند كه هم بر كارهای مالی و محیطی سازمان تاثیرگذار هستند. این مطلب نیز قابل ذكر است كه با این كه این تصمیمات حسابداری از تصمیم گیری های داخلی حمایت می كند اما حتی تكمیل این حسابداری سطح مخصوصی از كارهای مالی و محیطی راتضمین نمی كند به هر حال برای سازمانها و برنامه هایی كه اهداف كاهش هزینه دارند مخصوصا هزینه های محیطی و یا تاثیر گذاری كم محیط ، این حسابداری مجموعه ای از اطلاعات ضروری برای رسیدن به این اهداف را آماده می كند. بویژه اطلاعات این حسابداری برای ابتكارات مدیریت با یك تاكید خاص محیطی با ارزش است.

این حسابداری نه فقط اطلاعات هزینه ای ضروری را برای ارزیابی تاثیرات مالی این فعالیت های مدیریت آماده می كند بلكه اطلاعات جریان فیزیكی ( مثل كاربرد مواد اولیه و اتلاف نسبت های تولید شده ) را نیز ارائه می دهد كه به توصیف تاثیرات محیطی كمك می كند. مثالهای از ابتكارات محیطی كه از این حسابداری استفاده نموده اند عبارتند از:
• جلوگیری از آلودگی
• طرحی مخصوص هوا
• چرخه زندگی محیطی / ارزیابی / هزینه یابی/ طراحی
• مدیریت زنجیره عرضه محیطی
• خریدهای ترجیحی محیطی
• روند گسترش یافته / مسئولیت تولید
• سیستمهای مدیریت محیطی
• ارزیابی كارهای محیطی و تحلیل موقعیت

• گزارش كار محیطی
بنابراین این حسابداری صرفا ابزار مدیریت محیطی نسبت به دیگر انواع حسابداری نیست ، پس این حسابداری مجموعه گسترده ای از اصول و روشهایی است كه جریان مواد و انرژی و اطلاعات مربوط به هزینه برای موفقیت فعالیتهای دیگر مدیریت محیطی تهیه می كند.بطور گسترده تعدادی از تصمیمات كه توسط هزینه های محیطی یك نوع یا نوع دیگری تاثیر پذیرفته اند بطور كلی افزایش یافته اند . بنابراین حسابداری مدیریت محیطی نه فقط برای تصمیمات مدیریت محیطی مهم شده است بلكه برای تمام فعالیتهای جاری مدیریت نیز مهم است. بعنوان مثال: طراحی فرآیند و تولید ، كنترل هزینه ها و تخصیص، بودجه بندی سرمایه ، خرید، مدیریت سلسله عرضه ، قسمت گذاری تولید ، ارزیابی كار.
سود های نهفته حسابداری مدیریت محیطی برای صنعت:

این حسابداری سودهای نهفته زیادی برای صنعت به همراه دارد كه عبارتند از :
• توانایی برای تعقیب دقیق تر و كنترل كاربرد و جریان مواد و انرژی كه شامل آلودگی / حجم اتلاف ، انواع و سرنوشت مواد است .
• توانایی برای تشخیص ، برآورد، تخصیص و كنترل/ كاهش دقیق تر هزینه ها مخصوصا انواع هزینه های محیطی می شود.
• اطلاعات دقیق تر و قابل فهم تری برای حمایت از ایجاد و شراكت در امور اختیاری و برنامه های مفید هزینه یابی برای گسترش كارهای محیطی آماده می كند .
• اطلاعات دقیق تر و قابل فهم تری برای سنجش و گزارش كارهای محیطی تهیه می كند بنابراین توسعه شركت با صاحبانی مانند مشتریان ، اجتماعات محلی ، كاركنان ، دولت و تهیه كنندگان مالی منعكس می شود .

سودهای نهفته حسابداری مدیریت محیطی برای دولت .:
تكمیل این حسابداری به وسیله صنعت همچنین می تواند در راه های مختلفی برای دولت نیز سودمند باشد .
• اگر صنایع می توانند به برنامه های محیطی برمبنای سهم مالی خود و حمایتهای محیطی ، سیاسی ،مالی وشهری دولت برسند .
• تكمیل حسابداری مدیریت محیطی توسط صنعت باید تاثیر پذیری وجود سیاستهای دولتی و قوانین را با نشان دادن هزینه ها و سودهای درست محیطی شركتها كه از این سیاستها و قوانین منتج شده تقویت كند.
• دولت می تواند از اطلاعات حسابداری مدیریت محیطی در صنعت برای برآورد و گزارش مالی در صنایع قانونمند یا شركا صنعتی در برنامه های اختیاری كمك كند .
• اطلاعات حسابداری مدیریت محیطی در صنعت می تواند در شكل دادن برنامه های دولتی یا طرحهای سیاسی مفید باشند .
• دولت می تواند از اطلاعات این حسابداری در صنعت استفاده كند تا گزارش منفعت های مالی و محیطی برنامه های شراكتی با صنعت و یا روشهای ارائه شده برای حمایت محیطی وبرنامه ها و خط مشی های دولتی را توسعه دهد .

• اطلاعات حسابداری مدیریت محیطی در صنعت برای اهداف حسابداری در سطح ملی و منطقه ای می تواند مفید باشد . به علاوه سازمانهای دولتی می توانند خودشان با منفعت های زیراین حسابداری را تكمیل كنند :
• اطلاعات این حسابداری در دولت برای تصمیمات محیطی و دیگر تصمیمات می تواند در كارهای دولتی استفاده شود هچنین در خرید ، بودجه بندی سرمایه و سیتم های مدیریت محیطی مركزی نیز كاربرد دارد .
• اطلاعات این حسابداری در دولت برای برآورد وگزارش كارهای محیطی و مالی برای عملیات های دولتی كاربرد دارد .
سودهای نهفته حسابداری مدیریت محیطی برای جامعه :
• كاربرد مفید تر و سودآورمنابع طبیعی كه شامل انرژی وآب می شود را فراهم می سازد .
• هزینه نشر آلودگیها را به طور سود آور كاهش می دهد .

• هزینه های اجتماعی خارجی مربوط به آلودگی صنعت را كاهش می دهد كه شامل هزینه های محیط ، كنترل و چاره ها همانند هزینه های سلامت عمومی می شود .
• اطلاعات گسترده ای برای گسترش خط مشی عمومی تصمیم گیری ها آماده می كند .
• اطلاعات اجرایی محیطی و صنعتی آماده می كند كه برای ارزیابی كار محیطی و شرایط محیطی در مناطق جغرافیایی و اقتصادی در زمینه های گسترده ای كاربرد دارد .
چرا حسابداری مدیریت محیطی گسترش یافته است ؟

نیاز برای این حسابداری در تشخیص بعضی از محدودیت های روشهای حسابداری مدیریت معمول برای فعایت ها و تصمیمات مدیریت كه شامل هزینه های محیطی مهم و نتایج و تاثیرات محیطی مهم می شود احساس شد . به عنوان مثال ، كارهای حسابداری مدیریت معمول زیر ممكن است به ملاحظات ناقص هزینه های محیطی در تصمیم گیریهای داخلی كمك كند .
• تعدادی از هزینه های محیطی نهفته عمومی در حساب های سربار .
• تخصیص نادرست هزینه های محیطی حاصل از حساب های سربار كه به فرایندها ، تولیدات و خطوط فرآیند برمی گردد .
• توصیف نادرست هزینه های محیطی به عنوان هزینه های ثابت زمانی كه آنها واقعا متغیر می باشند ( یا برعكس) .
• حسابداری نادرست برای حجم های مواد خام تلف شده .

• به حساب نیاوردن هزینه های محیطی مهم ومربوط در ثبت های حسابداری.
زمانی كه بیشتر سازمانها تصمیم می گیرند كه بعضی از تصمیمات مدیریت را كه دارای تاثیرات محیطی و هزینه های نهفته می باشد تشخیص دهند ارزش تشخیص حسابداری مدیریت محیطی زیاد می شود .در پایان ، تفاوت بین حسابداری مدیریت معمولی و حسابداری مدیریت محیطی ممكن است روشن باشد البته زمانی كه دو روش در یك روش حسابداری مدیریت گسترده قرار گیرند آن بهتر می تواند تمام تصمیمات و جنبه های محیطی دیگر را اطلاع دهد .

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:31 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله حسابداری اموال، ماشین آلات و تجهیزات

دانلود مقاله حسابداری اموال، ماشین آلات و تجهیزات

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 38 کیلو بایت

تعداد صفحات : 82

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

حسابداری اموال، ماشین آلات و تجهیزات

مقدمه:
داراییهایی كه در روال عادی عملیات تجاری به كار می رود و تا سالهای متمادی خدماتی را فراهم می كند در حسابداری به دو گروه عمده زیر طبقه بندی می شود:
داراییها عملیاتی مشهود (Tangible Operation Assets) . این گروه از داراییها اقلامی نظیر: زمین ساختمان، ماشین آلات و انواع تجهیزات را در بر می گیرد و معمولاً تحت عنوان «داراییهای ثابت» «اموال، ماشین آلات و تجهیزات» یا «زمین و داراییهای مشهود استهلاك پذیر» در ترازنامه طبقه

بندی می شود. از آنجا كه اصطلاح «اموال، ماشین آلات و تجهیزات» ماهیت این گروه از داراییها را بهتر ارائه می كند این عنوان در سالهای اخیر بیشتر به كار می رود. داراییهای عملیاتی مشهود دارای ویژگیهای عمده زیر است:

در عملیات بطور موثر مورد استفاده قرار می گیرد. داراییهایی كه در عملیات واحد تجاری كاربرد ندارد، یا انتظار می رود طی مدت زمانی معقول به كار گرفته نشود تحت عنوان «سایر داراییها» در ترازنامه طبقه بندی می شود.
به قصد سرمایه گذاری یا فروش مجدد خریداری نشده است. داراییهایی كه به قصد سرمایه گذاری یا فروش تحصیل شده است جداگانه و بنا به مورد، تحت عنوان «سرمایه گذاریها» یا «موجودی

جنسی» در ترازنامه طبقه بندی می شود. برای مثال، وسایط نقلیه كه در نمایشگاههای اتومبیل برای فروش نگهداری می شود جزو موجودی جنسی به حساب می آید. اما اگر این وسایط نقلیه را موسسه دیگری بخرد و در روال عادی عملیات به كاربرد جزو اموال، ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی می شود.
درارای منافع اقتصادی آتی است. داشتن منافع آتی مشخصه اصلی تمام داراییهاست. هر یك از اقلام كه این ویژگی را نداشته باشد دارایی به شمار نمی آید.

دارای موجودیت عینی است. داراییهایی كه وجود خارجی ندارند تحت عنوان داراییهای نامشهود در ترازنامه طبقه بندی می شود.
داراییهای عملیاتی مشهود به سه گروه فرعی زیر طبقه بندی می شود:
دراییهای استهلاك پذیر. نظیر ساختمان و ماشین آلات كه دارای عمر اقتصادی محدود است و سرمایه گذاری در آنها از طریق فرایند استهلاك به خدمات یا داراییهای تولید شده تخصیص می یابد و بابه هزینه های دوره منظور می شود.
داراییهای استهلاك ناپذیر. نظیر زمین كه معمولاً عمر اقتصادی نامحدود دارد بر خلاف سایر اموال در نتیجه استفاده یا گذشت زمان تحلیل یا از بین نمی‌رود.
داراییهای نقصان پذیر. نظیر جنگلها، معادن و سایر منافع و ذخایر طبیعی كه بر اثر استخراجح و بهره برداری تحلیل می رود و به موجودی مواد یا كالا تبدیل می شود. این گونه داراییها معمولاً در گروه جداگانه ای تحت عنوان «منابع و ذخایر طبیعی» در ترازنامه طبقه بندی می شود.
داراییهای عملیاتی نامشهود (Intangible Operational Assets). این گروه از داراییها موجودیت عینی ندارند و تحت عنوان داراییهای نامشهود در ترازنامه طبقه بندی می شوند. مانند حقوق طبع، اختراع و امتیاز.

داراییها نامشهود دارای ویژگیهای عمده زیر است:
در عملیات بطور موثر به كار می رود.
برای سرمایه گذاری یا فروش مجدد خریداری نشده است.
دارای منافع آتی است اما موجودیت عینی ندارد.

بخش اول

تعیین بهای تمام شده اموال ماشین آلات و تجهیزات

بهای تمام شده اموال، ماشین آلات و تجهیزات
حسابداری اموال، ماشین آلات و تجهیزات بر مبنای بهای تمام شده تاریخی انجام می گیرد. بهای تمام شده تاریخی بر اساس قیمت خرید نقدی كه معرف ارزش متعارف دارایی در تاریخ تحصیل است تعیین می شود و تمام مخارج ضروری و عادی كه صرف می گردد تا دارایی در وضعیت و موقعیت لازم برای استفاده مورد نظر قرار گیرد به بهای تمام شده اضافه می شود. در مواردی كه قیمت خرید نقدی دارای مشخص نباشد دارایی تحصیل شده به ارزش متعارف دارایی واگذار شده ثبت می شود. اگر ارزش متعارف دارایی تمام مخارج مربوط به تحصیل دارایی سرمایه ای به حساب نمی آید به عنوان مثال اقلام زیر نباید جزو بهای تمام شده دارایی به حساب آید:
۱ – تخفیفات نقدی حتی اگر خریدار از آن استفاده نكرده باشد باید از قمیت خریدار از آن استفاده نكرده باشد باید از قیمت خرید دارایی كم شود، زیرا اصلی كلی این است كه داراییها نباید به مبلغی بیش از قیمت خرید نقدی در حسابها ثبت گردد.
۲ – مخارج غیر عادی كه در ارتباط با تحصیل دارایی پرداخت می شود. زیرا جزو مخارج ضروری برای تحصیل نیست. مانند مخارج اضافی كه به علت اشتباه در نصب ماشین آلات انجام می گیرد.

۳ – بهره و كارمزد بدهیهایی كه بر اثر خرید دارایی واقع می شود. زیرا هزینه بهره بعد از استفاده مورد نظر از دارایی تحقق می یابد.
۴ – مخارج آموزش كاركنان كه برای فراگیری طرز كار ماشین آلات پرداخت می شود. زیرا آموزش كاركنان، ارزش ماشین آلا را افزایش نمی دهد.
۵ – هزینه مالیات و بیمه كه بعد از تحصیل دارایی هر ساله پرداخت می شود. زیرا برای حفظ دارایی در وضعیت عادی عملیاتی انجام می گیرد.
اموال و ماشین آلات و تجهیزات بر اساس بهای تمام شده یا ارزش تاریخی اندازه گیری و ثبت می

شود زیرا:
بهای تمام شده معرف ارزش متعارف دارایی در تاریخ تحصیل است.
بهای تمام شده بر پایه معامله فرض تعیین نشده، بنابراین واقعی و قابل رسیدگی است.
سود یا زیان باید در تاریخ فروش دارایی شناسایی شود و نمی تواند مبتنی بر فرض و پیش بینی باشد.
با این حال استانداردهای حسابداری برخی از كشورها و استانداردهای بین المللی حسابداری تجدید ارزیابی اموال، ماشین آلات و تجهیزات را تحت شرایط معینی مجاز شناخته است.

كاهش در ارزش دارایی
اموال، ماشین آلات و تجهیزاتی كه در عملیات واحد تجاری به كار می رود نباید به مبلغی بیش از ارزش جاری، و اگر در عملیات واحد تجاری به كار نمی رود به مبلغی بیش از ارزش خالص بازیافتنی در حسابها ثبت شود.
در صورتی كه بازده اقتصادی اموال، ماشین آلات و تجهیزات بطور مداوم كاهش یابد و میزان آن از لحاظ مبلغ با اهمیت باشد باید از حساب دارایی خارج یا كاهش ارزش داده شود. برای مثال، تقاضا، نابابی فرآورده هایی كه تولید می كند، كم ارزش، یا بی ارزش شود. در چنین مواردی، ارزش دفتری داراییهای مزبور باید تا میزان ارزش خالص بازیافتنی دارایی كاهش داده شود و میزان كاهش ارزش به عنوا زیان دوره شناسایی و در صورت سود و زیان همان دوره گزارش گردد.

مخارج جاری و سرمایه ای
مخارج ناشی از تحصیل و بكارگیری اموال، ماشین آلات و تجهیزات به دو گروه جاری و سرمایه ای تقسیم می شود:
مخارج جاری (Revenue Expenditures). مخارجی است كه انتظار می رود منافع آن تنها عاید دوره مالی جاری شود. بنابراین، این گونه مخارج جزو هزینه های دوره جاری محسوب و از درآمد همان دوره كم می شود. مانند هزینه تعیمر و نگهداشت ماشین آلات.

مخارج سرمایه ای(Capital Expenditures). مخارجی است كه انتظار می رود منافع آن علاوه بر دوره جاری به دوره های آینده نیز تسری یابد. بنابراین، این گونه مخارج چنانچه از نظر مبلغ با اهمیت باشد سرمایه ای محسوب و به عنوان دارایی به حسابهای مربوط منظور می شود و در صورتی كه عمر مفید محدودی داشته باشد بتدریج از طریق فرآیند استهلاك به دوره های مالی مورد انتفاع تخصیص می یابد. مانند هزینه حمل و نصب ماشین آلات.

زمین
تمام مخارج لازم برای تحصیل زمین باید در حساب زمین زمین یا اراضی ثبت شود. از آنجا كه زمین و ساختمان داراییهای مجزا از هم هستند، بنابراین، بهای تمام شده هر یك باید در حسابی جداگانه ثبت شود.
تمام مخارجی كه زمین تحصیل شده را برای استفاده مورد نظر آماده می سازد باید جزو بهای تمام شده زمین منظور شود. برخی از اجزای مشخص بهای تمام شده زمین عبارت است: ۱) قیمت خرید، ۲) مخارج مربوط به معامله و انتقال سند مالكیت نظیر: كارمزد دلالی، مالیات مستغلات و حق الثبت.
اگر زمینی كه به تازگی خریداری شده است در وضعیت لازم برای استفاده مورد نظر نباشد، مخارج خاصی كه خریدار برای آماده سازی آن انجام می دهد، باید به عنوان بخشی از بهای تمام شده زمین ثبت شود مانند مخارج تسطیح، خاكریزی و آماده سازی زمین. همچنین اگر، در زمین خریداری شده برای احداث بنا، تاسیساتی وجود داشته باشد كه باید تخریب شود، مخارج تخریب تاسیسات فرسود (پس از كسر عواید حاصل از فروش مواد و مصالح ساختمانی اسقاط) باید به بهای تم

ام شده زمین اضافه شود.
زمینهایی كه به قصد استفاده در روال عادی عملیات نگهداری نمی شود نظیر زمینی كه به منظور سرمایه گذاری یا توسعه آینده كارخانه تحصیل می شود، یا زمینی كه در عملیات واحد تجاری مورد استفاده قرار نمی گیرد، نباید تحت عنوان «اموال ماشین آلات و تجهیزات» طبقه بندی شود. بلكه باید جزو سرمایه گذاریها یا سایر داراییها در ترازنامه ارائه گردد. زمینی كه به وسیله موسسات خرید و فروش املاك برای فروش مجدد نگهداری می شود باید به عنوان موجودی جنسی در ترازنامه طبقه بندی شود.

تاسیسات و مستحدثات زمین
بهای تمام شده تاسیسات و مستحدثات در زمین مانند: نرده كشی، اسفالت محوطه، پیاده رو سازی، احداث پاركینگ باید در حساب جداگانه ای تحت عنوان تاسیساتی كه در زمین احداث می شود دارای عمر اقتصادی نامعینی باشد، بهای تمام شده این گونه تاسیسات به بهای تمام شده زمین اضافه می گردد و مشمول محاسبه استهلاك نمی شود. به عنوان مثال تاسیساتی كه توسط مالك زمین احداث شده است اما نگهداری و جایگزینی آن از طرف شهرداری محل تقبل گردیده باشد مشمول محاسبه استهلاك نمی شود.

ساختمان
تمامی مخارجی كه برای انتقال مالكیت ساختمان به خریدار و آماده سازی آن برای استفاده مورد نظر انجام می شود عموماً قابل انتقال به بهای تمام شده ساختمان است. اگر واحد تجاری زمین و ساختمان را بطور یكجا خریداری كند، بهای تمام شده هر یك باید جداگانه شناسایی و در حسابهای مربوط ثبت شود. زیرا چنانكه پیشتر گفته شد زمین یك دارایی استهلاك ناپذیر است و بها تمام شده آن باید در حسابی جدا از ساختمان نگهداری شود.

ماشین آلات و تجهیزات
در اصطلاح، ماشین آلات و تجهیزات معمولاً شامل اقلام متعددی نظیر: انواع ماشین آلات تولیدی، اثاثه، مبلمان، قالبها، ابزار آلات، منصوبات و ظروف قابل استرداد است كه در روال عادی عملیات واحد تجاری به كار می رود. داراییهای مزبور ممكن است در قسمتهای مختلف واحد تجاری مانند

كارخانه، اداره یا نمایشگاه به كار رود. برای تعیین و تخصیص استهلاك ماشین آلات و تجهیزات به قسمتهای تولیدی، اداری و فروش باید مشخص شود كه این گونه داراییها در كدام یك از قسمتهای مزبور به كار رفته است.
تمام مخارج لازم برای خرید و آماده سازی ماشین آلات و تجهیزات جهت استفاده مورد نظر، قابل انتقال به بهای تمام شده اموال و تجهیزات است. بهای تمام شده اموال و ماشین آلات معمولاً از اجزای زیر تشكیل شده است:
قمیت خرید پس از كسر كلیه تخفیفات تجاری و نقدی.

هزینه حمل و نقل و بیمه و بارگیری در طول دوره حمل.
عوارض، حقوق گمركی و سود بازرگانی واردات.
مخارجی كه برای راه اندازی دارایی تا مرحله بهره برداری انجام می شود. مانند: محوطه سازی، زیر سازی، نصب و حق الزحمه خدمات فنی.
مخارج باز سازی و مرمت كه برای قبال استفاده ساختن ماشین آلات دست دوم خریداری شده انجام می شود.
وجوه غیر قابل استرداد مربوط به سفارش ماشین آلات و تجهیزات.
مخارج غیر عادی نظیر: پرداخت جریمه به علت تاخیر در پرداخت حقوق گمركی یا تعمیر قطعاتی از ماشین آلات كه در حمل و نقل خسارت دیده است یا مخارج اضافی كه به دلیل اشتباه در نصب ماشین آلات پرداخت می شود نباید به بهای تمام شده ماشین آلات و تجهیزات اضافه گردد.
در موارد خاص، چنانچه هر یك از اقلام ماشین آلات و تجهیزات از اجزای متفاوت و تفكیك پذیر تشكیل شده باشد، تخصیص جمع مخارج به اجزای تشكیل دهنده و برآورد عمر مفید هر یك از اجزا می تواند نحوه حسابداری اموال، ماشین آلات و تجهیزات را بهبود بخشد. برای مثال، اگر عمر مفید موتورهای هواپیما كمتر از عمر مفید بدنه هواپما باشد، به جای گرفتن كل هواپیما به عنوان یك دارایی، بهتر است برای محاسبه استهلاك، بهای تمام شده بدنه و موتور هواپیما در حسابهای

جداگانه نگهداری شود. به عكس، اقلامی نظیر قالبها، ابزار و وسایل كار كه به تنهایی كم ارزش می باشد بهتر است یك كاسه و تلفیق شود.
تاسیسات در مورد اجاره
موجر بدون این كه مالكیت مورد اجاره را به مستاجر منتقل كند حق استفاده از آن را در اجاره نامه برای مدتی معین به مستاجر واگذار می كند. ساختمان استیجاری جزء اقلام سرمایه ای نیست اما تاسیسات یا مسحدثات در ساختمان مورد اجاره مانند دیواركشی محوطه سازی و اموالی كه به خرج مستاجر، در مورد اجاره احداث می شود، در صورتی كه دارای منافع آتی باشد در حساب

«تاسیسات در ساختمان استیجاری» ثبت و جزء اموال، ماشین آلات و تجهیزات در ترازنامه طبقه بندی می شود. بهای تمام شده این گونه تاسیسات باید در طول عمر مفید دارایی یا مدت اجاره، هر كدام كه كوتاهتر است مستهلك یا از حساب خارج شود زیرا در پایان مدت اجاره، این تاسیسات به مستاجر تعلق نخواهد داشت.

ظروف
برخی از محصولات واحدهای تولیدی در داخل ظرف به بازار عرضه می شود كه ظروف آن ممكن است برای استفاده مجدد قابل استرداد باشد. مانند: بشكه های نفت، سیلندرهای گاز وشیشه های نوشابه. معمولاً بابت بهای ظروف این گونه محصولات، مبلغی به عنوان سپرده از خریدار اخذ می شود كه به هنگام استرداد ظروف، به خریدار بازگردانده و یا به حساب وی بستانكار می شود. این گونه داراییها اگر چه در اختیار خریدار است اما در دفاتر فروشنده در بخش اموال، ماشین آلات و تجهیزات طبقه بندی و در طول عمر برآوری آن مستهلك میشود. ظروفی كه در مدت زمانی معقول (تعیین شده) مسترد نشود، به عنوان فروش تلقی و از سپرده خریدار كسر می شود و بهای تمام شده و استهلاك انباشته آن نیز از حسابها خارج می گردد. بر عكس، اگر سپرده ای بابت ظروف از خریدار اخذ نشده یا بهای ظروف ناچیز باشد، فروشنده ممكن است ظروف را به عنوان «ملزومات تولیدی» تلقی و هزینه هر سال را از این بابت، از طریق شمارش عینی، مطابق روشهای معمول انبارگردانی تعیین كند.

ابزار آلات
ابزار آلات نظیر آچار و انبردست و سایر ابزار و وسایل كار را شامل می شود. بهای تمام شده این گونه اقلام نسبتاً ناچیز است و اغلب در معرض خسارت، سرقت و شكستگی قرار دارد. از این رو، معمولاً نحوه عمل حسابداری، ابزار آلات مشابه اموال، ماشین آلات و تجهیزات نیست و روشهای معمول استهلاك در مورد آن كاربرد ندارد. اقلام مزبور را می توان به سه شكل زیر در حسابها ثبت كرد:

۱ – در موقع خرید به حساب دارایی منظور و در پایان سال پس از موجودی برداری، حساب دارایی اصلاح شود و هر گونه زیان ناشی از سرقت، خسارت و شكستگی به عنوان هزینه جاری به حساب آید.
۲ – مبلغی متناسب با موجودی عادی (متعارف) ابزار آلات به حساب دارایی منظور و سپس كلیه خریدهای مازاد بر این مبلغ به حساب هزینه منتقل شود.
۳ – در موقع خرید به حساب هزینه منظور گردد.
طرق تحصیل اموال، ماشین آلات و تجهیزات
بخش دوم
طرق تحصیل اموال، ماشین آلات و تجهیزات
اموال، ماشین آلات و تجهیزات را می توان به طریق زیر تحصیل كرد:
نقد تولید یا احداث
نسیه معاوضه
صدور سهام رایگان

گروهی (بطور یكجا)

تحصیل دارایی بطور نقد
خرید دارایی بطور نقد متداولترین شیوه تحصیل دارایی است. كلیه وجوهی كه خریدار آگاه و مطلع در معامله ای عادله و در شرایط عادی برای خرید دارایی و آماده كردن آن برای استفاده مورد نظر پرداخت می كند جزء بهای تمام شده دارایی منظور می شود.

تحصیل دارایی بطور نسیه
طبق اصل بهای تمام شده، داراییهای كه بطور نسیه خریداری می شود، به یكی از دو طریق زیر، هر كدام مشخص تر و قال اعتمادتر باشد در دفاتر ثبت می شود.

معادل قیمت نقدی (قیمت بازار)
ارزش فعلی اسناد واگذار شده
اصل كلی این است كه داراییها نباید به مبلغی بیش از قیمت نقدی در حسابها ثبت شود. یعنی كلیه تخفیفات نقدی حتی اگر خریدار از آن استفاده نكرده باشد باید از قمیت خرید دارایی كم شود. در صورتی كه خریدار در مدت زمان تعیین شده نتواند از تخفیف استفاده كنند، تخفیفات استفاده نشده باید در حسابی با عنوان تخفیفات از دست رفته یا تخفیفات استفاده نشده ثتب و جزو هزینه های دوره جاری به حساب آید.
داراییها ممكن است بر اساس قرادادهای بلند مدت و از طریق اوراق تجارتی یا دیون رهنی تحصیل شود. بهای تمام شده این گونه داراییها باید به ارزش متعارف (معادل قیمت نقدی)، بدون در نظر گرفتن بهره، محاسبه شود. قاعده كلی برای ثبت داراییها كه در ازای صدور اسناد بلند مدت تحصیل می شود به شرح زیر است:
الف: ارزش متعارف دارایی تحصیل شده مشخص یا قابل تعیین باشد. در این صورت دارایی تحصیل شده باید به ارزش متعارف در دفاتر ثبت شود و تفاوت مبلغ اسمی اسناد واگذار شده و ارزش متعارف دارایی تحصیل شده به حساب كسر اسناد منظور و به تدریج طی دوره واریز اسناد به حساب هزینه بهره دارایی منتقل و مستهلك گردد. در خرید اقساطی ممكن است مالكیت به خریدار منتقل نشد. با این حال ثبت بهای تمام شده دارایی و بدهی مربوطه به آن عموماً پذیرفته شده است.
ب: ارزش متعارف دارایی تحصیل شده مشخص یا قابل تعیین نباشد. در صورتی كه ارزش متعارف دارایی تحصیل نشده مشخص نباشد، این گونه داراییها باید بر اساس ارزش متعارف یعنی ارزش فعلی اسناد واگذار شده در دفاتر ثبت شود. ارزش فعلی اسناد واگذار شده با توجه به پرداختهای آتی و بر اساس نرخهای متداول یا جاری بهره تعیین می شود و مبنای اندازه گیری بهای تمام شده دارایی تحصیل شده قرار می گیرد و تفاوت ارزش فعلی و مبلغ اسمی اسناد واگذار شده به حساب كسر اسناد منظور و به تدریج در طی دروه واریز اسناد به حساب هزینه بهره منتقل و

مستهلك می شود.
مثال: «شركت الف» در اول فروردین ماه ۱۳ ماشین آلاتی را در ازای صدور ۷ برگ سفته بدون بهره كه قابل پرداخت در ۷ قسط سالانه بود امضا و تسلیم فروشنده كرد. مبلغ هر قسط ۳۰۰۰۰۰ ریال و موعد پرداخت اولین قسط ۲۹ اسفند ۱۱۳ بود. در صورتی كه قیمت نقدی (ارزش متعارف) ماشین آلات تحصیل شده معادل ۱۵۰۰۰۰۰ ریال و نرخ متداول بهره بردای برای اسناد واگذار شده ۱۰ درصد باشد «شركت الف» باید ماشین آلات خریداری شده را به چه مبلغی در دفاتر ثبت كند؟

پاسخ: ماشین آلات باید به مبلغ ۱۵۰۰۰۰۰ ریال در حسابها ثبت شود. زیرا همانگونه كه قبلاً گفته شد در صورتی كه ارزش متعارف دارایی تحصیل شده مشخص باشد. بهای تمام شده دارایی بر اساس ارزش متعارف اندازه گیری و تفاوت مبلغ اسمی اسناد و ارزش متعارف دارایی تحصیل شده به حساب «كسر اسناد» منظور و به تدریج طی دوره اسناد به حساب هزینه بهره یا هزینه مالی منتقل و مستهلك می شود.
۱ فروردین ماشین آلات ۱۵۰۰۰۰۰
كسر اسناد پرداختی ۶۰۰۰۰۰
اسناد پرداختنی ۲۱۰۰۰۰۰

خرید ماشین آلات در ازای صدور ۷ برگ سفته
چنانكه ملاحظه می كنید ماشین آلات به مبلغ ۲۱۰۰۰۰۰ ریال در دفاتر ثبت نشده است زیرا این مبلغ معرف ارزش متعارف ماشین آلات در تاریخ تحصیل نیست.

تحصیل دارایی از طریق صدور سهام
طبق استانداردهای حسابداری، هنگامی كه اقلامی از اموال، ماشین آلات و تجهیزات در مبادله با سهام واحد تجاری تحصیل می شود باید به ارزش متعارف دارایی تحصیل شده یا ارزش متعارف سهام صادر شده هر كدام مشخص تر و قابل اعتماد تر باشد، ثبت شود.
در مواردی كه ارزش متعارف سهام به وضوع قابل تعیین بوده و بیش از ارزش متعارف دارایی تحصیل شده قابل اتكا باشد. دارایی تحصیل شده به ارزش متعارف سهام صادر شده در دفاتر ثبت می شود. مثلاً در مواردی كه سهام مظنه بازار داشته باشد (در بورس اوراق بهادار مورد داد وستد باشد) و تعداد سهامی كه برای تحصیل دارایی واگذار می شود كمتر از حجم معاملات معمول روزانه این سهام در بورس باشد قیمت این سهام در بورس مبنای صحیح برای تعیین ارزش داراییهای تحصیل شده خواهد بود.

در صورتی كه ارزش متعارف سهام (به تعدادی كه واگذار می شود) به نحوی معقول قابل تعیین نباشد (در بورس اوراق بهاردار مورد داد و ستد نباشد) می توان ارزش متعارف دارایی تحصیل شده را از طریق ارزیابی به وسیله كارشناسان رسمی دادگستری یا كارشناسان بیمه تعیین كرد.
در مواردی كه نتوان ارزش داراییهای مورد مبادله را به طرق بالا تعیین كرد ممكن است ارزش این گونه داراییها به وسیله هیات مدیره مشخص شود.

مثال: شركت «الف» كه سرمایه ثبت شده آن ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ ریال است در سال ۱۱۳ ماشین آلات فرسوده ای را در ازای واگذاری ۱۰۰۰ برگ سهم ۱۰۰۰ ریالی خود تحصیل كرد. ارزش متعارف ماشین آلات تحصیل شده به نحو معقلول قابل تعیین نیست اما مظنه بازار هر برگ از سهام واگذار شده در بورس اوراق بهادار مشخص و ۱۸۰۰ ریال است. «شركت الف» ماشین آلات خریداری شده را به چه مبلغی باید در دفاتر ثبت كند؟
پاسخ: ارزش ماشین آلات بر اساس ارزش متعارف واگذار شده تعیین و به ترتیب زیر در دفتر روزنامه ثبت می شود:
ماشین آلات ۱۸۰۰۰۰۰

سرمایه ۱۰۰۰۰۰۰
صرف سهام ۸۰۰۰۰۰
همان گونه كه در ثبتهای بالا مشاهده می كنید، سرمایه در هر حال به مبلغ اسمی سهام واگذار شده در دفاتر ثبت می شود و تفاوت ارزش متعارف دارایی تحصیل شده و مبلغ اسمی سهام واگذار شده به حساب صرف یا كسر سهام منظور می شود.

تحصیل گروهی از داراییها بطور یكجا
گاه ممكن است یك واحد تجاری در یك معامله بیش از یك قلم دارایی خریداری كند. برخی از این داراییها ممكن است استهلاك پذیر و برخی دیگر استهلاك ناپذیر باشد. حال این سوال مطرح می شود كه بهای تمام شده داراییهایی كه بطور گروهی تحصیل می شود به چه ترتیب باید به هر یك از اقلام دارایی تسهیم شود؟ طبق اصول متعارف هر یك از اقلام دارایی ممكن است بر اساس ارزش متعارف معاملاتی یا ارزیابی به وسیله كارشناسان رسمی تعیین شود.

تحصل دارایی از طریق تولید یا احداث
گاه ممكن است موسساتی نظیر شركتهای آب و برق و راه آهن علاوه بر فعالیتهایی كه در روال عادی عملیات خود انجام می دهند به دلایل زیر تصمیم بگیرند كه ماشین آلات یا سایر داراییهای مورد نیاز خود را بسازند:
تولید یا احداث دارایی بوسیله واحد تجاری مقرون به صرفه است. یعنی واحد تجاری با استفاده از نیروی انسانی و امكانات موجود خود در فرصتهای مقتضی، می تواند دارایی مورد نیاز خود را بسازند:

تولید یا احداث دارایی بوسیله واحد تجاری مقرون به صرفه است. یعنی واحد تجاری با استفاده از نیروی انسانی و امكانات موجود خود در فرصتهای متقضی، می تواند دارایی مورد نیاز خود را به بهای تمام شده كمتری بسازد.
تولید یا احداث دارایی بودن بوسیله واحد تجاری موجب می شود كنترل بیشتری نسبت به مشخصات و كیفیت واحد تجاری در طول دوره ساخت اعمال شود.
در مورد حسابداری داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد موارد زیر مطرح است كه به تفصیل بررسی می شود:
الف: نحوه محاسبه بهای تمام شده دارایی.
ب: به حساب دارایی بردن بهره.
ج: سود یا زیان ناشی از احداث دارایی.
د: نحوة انعكاس دارایی در ترازنامه.
الف: نحوة محاسبة بهای تمام شده دارایی
تمام مخارجی كه بطور مستقیم قابل تخصیص به دارایی است و در نتیجه احداث دارایی به وجود آمده باشد جزو بهای تمام شده محسوب و در طول دوره ساخت به حساب دارایی منظور می شود. مانند: مواد مستقیم، دستمزد مستقیم و هزینه سربار كه در نتیجه احداث دارایی واقع شده باشد. سایر مخارجی كه بدون اجرای طرح احداث دارایی واقع نمی شد نیز جزو مخارج سرمایه ای و به حساب دارایی منظور می شود. در مورد تسهیم سربار ثابت سه نظریه ارائه شده است كه هر یك باید در قالب وضعیتهای تولیدی زیر مطالعه شود.

وضعیت اول: واحد تجاری از حداكثر ظرفیت عملی خود استفاده كند.
وضعیت دوم: واحد تجاری از حداكثر ظرفیت عملی خود استفاده نكند.
نظریه اول: تخصیص بخشی از كل سربار ثابت به داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد. این نظریه با مفهوم هزینه یابی كامل در حسابداری مطابقت دارد: زیرا، در یك فرایند تصحیح تسهیم، كل مخارجی كه در یك دروه مالی واقع می شوند باید به كل تولیدات همان دوره تخصیص یابد. طبق این نظریه، اگر هزینه های سربار ثابت بر اساس ساعات كار تسهیم شود و ۸% ساعات كار مربوط به۸ احداث دارایی باشد باید ۸% از هزینه های سربار ثابت به این گونه داراییها

تسهیم شود. بكارگیری این روش موجب می شود كه: (۱) بهای تمام شده دارای ساخته شده

معادل یا نزدیك به قیمت خرید آن باشد، زیرا اگر دارایی به شكل ساخته شده نیز خریداری می شد فروشنده هزینه های سربار را هم در قیمت فروش منظور می كرد، (۲) اگر یك واحد تجاری علاوه بر كالاهایی كه از فعالیتهای عادی و متسمر تولید بدست می آورد قادر به ساختن داراییهای مورد نیاز خود باشد منافعی بدست می آورد كه باید به گونه ای در درآمد كلی واحد تجاری منعكس شود.

این نظریه به شرطی صحیح است كه واحد تجاری قبل از احداث دارایی از حداكثر ظرفیت عملی یا ظرفیت كامل استفاده كند. در این وضعیت چون احداث دارایی موجب می شود كه تولید كالاهایی كه در یك دروه مالی از فعالیتهای عادی و مستمر بدست می آید كاهش یابد، بنابراین، برای آن كه بهای تمام شده داراییهای در دست احداث به نحو صحیح محاسبه شود سربار ثابت باید با همان مبنایی كه به فعالیتهای عادی و متسمر تسهیم می شود به این گونه داراییها نیز تخصیص یابد. در

صورتی كه واحد تجاری از حداكثر ظرفیت عملی خود استفاده نكند تسهیم هزینه های سربار ثابت به طرح احداث دارایی موجب می شود كه بهای تمام شده كالاهایی كه از فعالتیهای عادی و تولیدی بدست می آید كمتر از واقع و سود حاصل از عملیات جاری و مبلغ مالیات بر درآمد بیش از واقع گزارش شود.
نظریه دوم: تخصیص سربار ثابت اضافی به داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد. طبق این نظریه،سربار ثابت جزو بهای تمام شده دارایی منظور نمی شود مگر آن كه بر اثر

احداث دارایی افزایش یافته باشد. كاربرد این روش در صورتی عملی است كه واحد تجاری قبل از احداث دارایی، ظرفیت بلا استفاده داشته باشد. و از ظرفیت كامل تولیدی استفاده نكند. در صورتی كه واحد تجاری قبل از احداث دارایی از حداكثر ظرفیت تولیدی استفاده كند بكارگیری این روش موجب افزایش بهای تمام شده كالاهایی می شود كه از فعالیتهای عادی و مستمر بدست می آید. زیرا به دلیل احداث دارایی، تعداد كالاهایی كه از فعالیتهای عادی و مستمر بدست می آید كاهش می یابد در نتیجعه سربار ثابت به تعداد كالای كمتری تسهیم می شود.
نظریه سوم: عدم تخصیص سربار ثابت به دارایییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد. طبق این نظریه، هزینه های سربار ثابت بر اثر احداث دارایی تغیر نمی كند. بنابراین، تسهیم هزینه های سربار ثابت به دارایی در طول دوره ساخت موجب كاهش هزینه دوره و افزایش سود و مالیات بردرآمد می شود البته این استدلال در صورتی صحیح است كه هزینه های سربار ثابت بر اثر احداث دارایی افزایش پیدا نكند. بكارگیری این روش زیاد توصیه نمی شود زیرا معمولاً برخی از اقلام سربار ثابت در نتیجه احداث دارایی افزایش پیدا می كند.
بطور خلاصه روش اول یعنی تخصیص بخشی از كل سربار ثابت به داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد منطقی تر از سایر روشها به نظر می رسد به شرط آن كه واحد تجاری از حداكثر ظرفیت تولیدی خود استفاده كند. در غیر اینصورت یعنی در مواردی كه واحد تجاری ظرفیت بلااستفاده داشته باشد و از ظرفیت كامل تولیدی استفاده نكند فقط آن بخش از سربار ثابت كه بر اثر احداث دارایی افزایش پیدا كرده است به حساب دارایی منظور می شود. در صورتی كه سربار ثابت بر اثر احداث دارایی تغییر نكرده باشد ممكن است سربار ثابت به داراییهای كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد منظور شود.
به رغم این نظرات، روش اول یعنی تخصیص بخش از كل سربار ثابت به داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازد با اصل تطابق مطابقت دارد و مشابه روش بكارگیری اصل بهای تمام شده در مورد موجودی كالا است. همچنین هیات تدوین استانداردهای حسابداری صنعتی بر اساس استاندارد زیر بكارگیری روش اول را توصیه كرده است:

«بهای تمام شده داراییهای سرمایه ای مشهود كه پیمانكار برای استفاده خود می سازد باید شامل تمام مخارج از جمله هزینه های عمومی و اداری باشد به شرط آن كه هزینه های مزبور با اهمیت و بطور مشخص به احداث دارایی مربوط باشد. چنانچه داراییهای ساخته شده از نوع یا مشابه داراییهایی باشد كه پیمانكار از فعالیتهای عادی و مستمر تولیدی خود بدست می آورد، بهای تمام شده باید بر اساس سهم كاملی از مخارج غیر مستقیم محاسبه شود.»
ب: به حساب دارایی بردن بهره
واحدهای تجاری طی مدتی كه داراییهایی را به قصد استفاده خود می سازند وجوهی را صرف خرید مواد، پرداخت دستمزد و سایر مخارج ساخت می كنند. سوالی كه در این مورد مطرح می شود این است كه آیا بابت بهره در طول دوره ساخت مبلغی به حساب دارایی منظور می شود

یا خیر؟ پاسخ به این سوال از نظر تئوری و عملی مباحثی را به شرح زیر مطرح كرده است.
تخصیص ندادن بهره به حساب دارایی. طبق این روش، بهره جزو مخارج تامین مالی محسوب می شود و به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی به حساب نمی آید.
تخصیص بهره به حساب دارایی. طبق این روش بهره جزو مخارج تامین مالی محسوب می شود و به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی به حساب نمی آید.
تخصیص بهره به حساب دارایی. طبق این روش بهره جزو مخارج سرمایه ای محسوب می شود و به عنوان بخشی از بهای تمام شده دارایی به حساب می آید.
استاندارد شماره ۳۴ (FASB 34) تحت عنوان به حساب دارایی بردن بهره كه در سال ۱۹۷۹ به تصویب رسید روش دوم یعنی تخصیص بهره به حساب دارایی را با تعدیلهایی پذیرفت. ضوابط استاندارد مزبور به شرح زیر تلخیص و جمع بندی می شود:
كلیات. طبق اصل بهای تمام شده، تمام مخارج عادی و ضروری كه انجام می شود تا دارایی در وضعیت و موقعیت لازم برای استفاده مورد نظر قرار گیرد باید جزو بهای تمام شده دارایی به حساب آید. در نیتجه بهره نیز در صورتی كه با اهمیت باشد تحت شرایط خاص می تواند در دوره تكمیل و آماده شدن برای استفاده مورد نظر به حساب دارایی منظور شود. منظور از استفاده مورد نظر «استفاده در عملیات واحد تجاری» یا تولید به قصد «فروش یا اجاره» است.
داراییهای واجد شرایط. داراییهایی كه برای تكمیل و آماده شدن برای استفاده مورد نظر نیازمند طی دوره ای طولانی هستند واجد شرایط برای به حساب دارایی بردن بهره به شمار می روند. داراییهای زیر شرایط لازم را برای به حساب بردن دارایی بردن بهره دارند:
داراییهایی كه واحد تجاری به قصد استفاده خود می سازند. اعم از این كه آن را خود بسازند یا ساخت آن را از طریق انعقاد پیما به پیمانكار ارجاع كنند (مانند ساختن ماشین آلات یا احداث بن

ا به قصد استفاده در عملیات).
داراییهایی كه واحد تجاری به شكل طراحهای مجزا به قصد فروش یا اجاره می سازد (ساختن كشتی یا فیلمهای سینمایی به قصد فروش یا اجاره).
داراییهای زیر واجد شرایط برای به حساب دارایی بردن بهره نیستند:
كالاهایی كه بطور عادی یا به تكرار و تعداد زیاد تولید می شود.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:31 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله حسابداری صنعتی

دانلود مقاله حسابداری صنعتی

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 38 کیلو بایت

تعداد صفحات : 71

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

فصل اول :
” مقدمه ”
حسابداری صنعتی حوزه ای از حسابداری است . كه با هزینه یابی محصول سر كار دارد ، هزینه یابی محصول اطلاعات موردنیاز را برای تهیه صورتهای مالی در مورد قیمتتمام شده موجودیها و قیمت تمام شده كالای فروش رفته فراهم می آورد . حسابداری صنعتی گاههی اوقات حسابداری مدیریت نی نامیده می شود باید به عنوان بازوی مدیریت در ارتباط با برنامه ریزی و كنترل فعالیتها تلقی گردد . در حقیقت حسابداری صنعتی مدیریت را با ابزار حسابداری مورد نیاز جهت برنامه ریزی ، كنترل و ارزیابی عملیات مجهزمی نماید.

امروزه یكی از زمینه ها ی فعالیت انجمن های حسابداران خبره كشوورهای مختلف سعی در ارائه مناسبترین روشهای محاسبه قیمت تمام شده محصولات است . زیرا ادامه فعالیت مؤسسات تولیدی در صورتی امكان پذیر است كه قیمتهای محاسبه شده دقیق و قابل رقابت در بازار تواید باشند . در غیر اینصورت یعنی ارائه غلط اطلاعات موجب گمراهی مدیران تصمیم گیرنده و در نتیجه از دست دادن بازار فروش و نهایتاٌ تعطیلی بنگاه اقتصادی خواهد گردید . چگونگی محاسبه قیمت تمام شده طی سالیان متمادی از تحولات و تغیرات چشمگیری بر خوردار بوده و هدف اصلی از این تغییرات ، دستیابی به روشهای محاسبه دقیق قیمت تمام شده محصولات بوده است . به دلیل اهمیت موضوع روش های مختلف محاسبه قیمت تمام شده مورد برسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

كاربردهای حسابداری صنعتی :
اطلاعات تهیه شده توسط حسابداری صنعتی در تصمیم گیری و ارزیابی عملكرد مورد استفاده قرار می گیرد . تصمصم های مربوط به تعیین قیمت فروش ، ساخت یا خرید و بودجه بندی با استفاده از اطلاعات حسابداری صنعتی انجام می شود . هنگامی كه اطلاعات حسابداری صنعتی بمنظور ارزیابی عملكرد فعالیت واحدهای مختلف سازمان ، توسط مدیران و در داخل سازمان مورد استفاده قرار می گیرند . در ان حالت می گوئیم اطلاعات برای مقاصد ” حسابداری مدیریت ” مورد استفاده قرار گرفته است . اگر این اطلاعات به قصد ارزیابی عملكرد سازمان و توسط استفاده كنندگان خارجی نظیر سهامداران یا بستانكاران مورد استفاده قرار گیرد .

آنگاه می توان گفت اطلاعات برای مقاصد ” حسابداری مالی ” مورد استفاده واقع شده است . معمولاٌ حسابداری صنعتی در رابطه با كاربرد آن در عملیات تولیدی مورد بحث قرار می گیرد . اما همواره چنین نیست یرا در هر نوع فعالیت بدون در نظر گرفتن وسعت آن ، كه در آن ارزشهای پولی مطرح گردد، مفهوم و شیوه های حسابداری صنعتی كاربرد پیدا خواهد نمود . بار افزایش كارایی ، فعالیتهای غیر توایدی موئسسات تولیدی ، مؤسسات عمده فروشی ، خرده فروشی ، بانكها ، شركتهای بیمه، شركت های حمل و نقل ، خطوط هواپیمایی ، بیمارستانها ع سازمانهای دولتی ، دانشگاهها و مؤسسات خیریه باید از روشهای حسابداری صنعتی استفاده نمایند . در فصل های آتی راجع به شیوه های حسابداری صنعتی مورد استفاده در برخی از واحد های فوق توضیحاتی ارائه خواهد شد . در سایر مؤسسات و وا حد های غیر تولیدی ، كه در فوق ذكر نگردیده اند . استفاده از شیوه های حسابداری صنعتی به نظر مدیریت و كاركنان واحد حسابداری آنان بستگی دارد .

مواد مستقیم :
شامل كایه موادی است كه بخش جدائی ناپذیر و قابل شناسایی كالای ساخته شده راتشكیل می دهد . مواد مستقیم ممكن است به شكل خام ، مانند نفت خام برای ساختن بنزین و یا قسمتهای ساخته وخریداری شده مانند موتور و گیر بوكس ، در مونتاژ اتومبیل باشد . مواد مستقیم معمولاٌ قسمت عمده هزینه های تولید را تشكیل می دهند .

كار مستقیم :
كار مستقیم كاری است كه بطور مستقیم صرف تبدیل مواد اولیه به كالای ساخته شده می گردد .هزینه حقوق كاركنان كه بتوان به كالای تخصیص داد كار مستقیم نامیده می شود هزینه حقوق كارگرانی كه در قسمت منتاژ اتومبیل كار می كنند .

* عوامل تشكیل دهنده هزینه های تولید یا قیمت تمام شده محصول
سربا ركارخانه :
كلیه هزینه ها ی تو لید غیر از مواد مستقیم و كار مستقیم جزء هزینه های سربار كارخانه می باشند . هزینه های مواد غیر مستقیم و سایر هزینه های تولید آنها را به طور مستقیم به اقلام مشخص تولید اختصاص داد ، هزینه های سربار كارخانه نامیده می شوند .

* مواد غیر مستقیم :

موادی كه برای تكمیل كالا ضروری بود ع ولی به علت ناچیز بودن مصرف آن در تولید و یا پیچیدگی در محاسبه و نسبت دادن مستقیم آن به یك واحد كالا ، نتوان آن را به عنوان مواد مستقیم طبقه بندی كرد . مواد غیر مستقیم نامیده می شود . چسب و یخ درتولید صندلی و همچنین مواد مصرفی كارخانه از قبیل روغن ، گریس و پارچه تنظیف از جمله مواد غیر مستقیم می باشد .

كار غیرمستقیم:
كار غیرمستقیم كاری است كه به طور مستقیم تأثیری در ساخت و تركیب كالای ساخته شده ندارد. مانند هزینه دستمزد سركارگران، نگهبانان تعمیرات و كاركنان انبار.
نمونه‌ای دیگر از هزینه‌های سربار كارخانه به قرار زیر می‌باشند.سوخت، روشنایی، اجاره ساختمان كارخانه، استهلاك ساختمان كارخانه، استهلاك ماشین‌آلات و تجهیزات، تعمیرات ماشین‌آلات و تجهیزات، حق اضافه‌كاری اوقات تلف شده، تعمیرات ساختمان كارخانه، بیمه حوادث ساختمان و ماشین‌آلات و تجهیزات. هزینه اوقات تلف شده‌ی عادی (غیرقابل اجتناب) به حساب سربار كارخانه منظور می‌شود. ولی هزینه اوقات تلف شده‌ای كه در اثر عدم كارآیی به وجود آید به حساب زیان حاصل از اوقات تلف شده (در صورت حساب سود و زیان) منظور می‌گردد.

حسابداری مدیریت:
۱- واحد تجاری
بر اساس نمودار ساخت مخروطی سازمان به وسیله‌ی سرگروه كاركنان زیر اداره می‌گردد.
۱- مدیران عملیاتی: شامل سركارگران و سرپرستان
۲- مدیران میانی: شامل رؤسای دوایر، مدیران قسمت‌ها و مدیران شعب
۳- مدیران اجرایی شامل: مدیرعامل، معاونین و مدیران بخش‌هایی از میل خرید، فروش، مهندسی، تولید و امور مالی حسابداری
بنابراین مدیریت اساساً در برگیرنده‌ی افرادی است كه فعالیت‌های آن‌ها از طریق رهنمودها، دستورالعمل‌ها، تصمیمات در بالاترین سطح زمانی، برنامه‌ریزی و كنترل كنترل می‌گردد.
برنامه‌ریزی شامل تنظیم برنامه جامع عملیاتی است كه در برگیرنده‌ی كلیه مراحل و جزئیات عملیات بوده، به طوری كه به اجرای برنامه در قسمت‌ای قابل كنترل توجه خاص مبذول گردد.
”كنترل“ وسیله‌ای است كه واحد تجاری را از طریق مقایسه عملكرد با تصمیات و سیاست‌های از پیش تعیین شده به سمت هدف یا اهداف مورد نظر هدایت می‌كند.

اگرچه تشریك مساعی در برنامه‌ریزی در كلیه سطوح مدیریت لازم و ضروری است ولی برنامه‌ریزی اساساً از وظایف مدیران اجرایی می‌باشد. مرحله كنترل تمامی سطوح مدیریت را در بر می‌گیرد. برای اداره امور واحد تجاری، مدیریت به طور مداوم و منظم به اطلاعات مقایسه‌ای هزینه‌ها و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به هزینه وسود نیاز دارد. این اطلاعات جهت دستیابی به موارد زیر ضروری است:
۱- تعیین میزان سود مورد نیاز توسط مدیران اجرایی
۲- تعیین اهداف هر یك از دوایر به منظور هدایت مدیران و عملیاتی، جهت دستیابی به هدف نهایی واحد تجاری
۳- سنجش و كنترل فعالیت‌های هر دایره با استفاده از بودجه و استانداردها
۴- تجزیه و تحلیل، تصمیم‌گیری در رابطه با اصلاحات و بهبود عملیات به منظور هدایت كلیه فعالیت‌های واحد تجاری در جهت نیل به اهداف تعیین شده.
منابع اولیه اطلاعات حسابداری

بسیاری از اطلاعات اولیه حسابداری صنعتی ناشی از فعالیت‌های غیرحسابداری می‌باشد. علاوه بر مدارك و سیاهه‌های مربوط به خرید و مصرف مواد و با انتقالات مواد بین دوایر مختلف حسابداری نیاز به گزارشاتی در مورد بررسی‌های زمانی، مدارك مربوط به ساعت كاركرد واقعی كاركنان، صورت حساب‌های مواد خریداری شده و … دارند. بررسی ظرفیت ماشین‌آلات نیز از جمله سایر اطلاعات مورد نیاز می‌باشد اعتماد حسابداران به اطلاعات ارائه شده و توسط سایر دوایر مستلزم آن است كه اطلاعات مزبور، صحیح و قابل اعتماد بوده و در زمان‌های مناسب ارائه گردند. حسابداران اطلاعات دریافتی را به نحوی مورد استفاده و ارزیابی قرار می‌دهد كه بتواند مدیریت را در تصمیم‌گیری‌ها یاری دهند. از آن جا كه این گونه اطلاعات هزینه‌ای بستگی به صحت و مناسب بودن و به موقع بودن اطلاعات و دریافتی از دوایر مختلف دارد. لذا دایره حسابداری صنعتی در مجموعه دوایر یك واحد تجاری تبدیل به یك دایره‌ی یاری‌دهنده خواهد شد.

در حقیقت یكی از مسائل مدیریت اجرایی، ؟؟؟ كارمندان تحت نظارت و آشنا نمودن سایر كاركنان با جوانب مختلف هزینه و تشویق آن‌ها جهت اجرای روش‌های هزینه‌یابی به منظور بهبود روش‌های كنترل هزینه می‌باشد.

هزینه‌های دوره
هزینه‌هایی هستند كه هنگام انجام در هر دوره‌ای در همان دوره به حساب سود و زیاد منظور می‌گردند مانند هزینه‌های اداری، توزیع و فروش، هزینه‌های دوره جزء قیمت تمام شده‌ی محصول منظور نمی‌گردند.

بهای اولیه بهای تبدیل:
بهای اولیه به طور مستقیم مربوط به تولید بوده و شامل مواد مستقیم و كار مستقیم می‌باشد. بهای تبدیل یا هزینه‌های تبدیل مربوط به هزینه‌هایی می‌شودن كه مواد مستقیم را به محصول ساخته شده تبدیل می‌نمایند و شامل هزینه‌های سربار كارخانه و هزینه‌ی كار مستقیم می‌باشد.

نحوه‌ی رفتار با هزینه‌ها:
هزینه‌ها در ارتباط با مقدار تولید یا سطح فعالیت به صورت متغییر و ثابت و نیمه‌متغیر طبقه‌بندی می‌گردند. نحوه‌ی رفتار هزینه‌ها فقط در دامنه‌ی مربوط فعالیت هر شركت كاربرد پیدا می‌كند دامنه‌ی مربوط فعالیت، دامنه‌ای از فعالیت است كه در آن دامنه جمع هزینه‌های ثابت و متغیر هر واحد ثابت بماند.

هزینه‌های متغیر:
هزینه‌های متغیر برای هر واحد محصول ثابت می‌باشند و كل هزینه‌های متغییر به نسبت مستقیم با مقدار تولید یا سطح فعالیت تغییر می‌كند به طور مثال: اگر هزینه‌ی مواد مستقیم برای تولید هر واحد محصول مبلغ ۲۰۰۰ ریال باشد. با افزایش تولید هرواحد محصول، كل هزینه‌ی متغییر مواد مستقیم نیز به مبلغ ۲۰۰۰ ریال افزایش می‌یابد. از نظر ریاضی رابطه‌ی بین كل هزینه‌های متغییر و سطح فعالیت به صورت زیر است:

هزینه‌های ثابت:
كل هزینه‌های ثابت در دامنه‌ی مربوط فعالیت ثابت می‌باشند در صورتی كه هزینه‌ی ثابت برای هر واحد محصول با سطح فعالیت تغییر می‌كند.
با افزایش سطح فعالیت هزینه ثابت هر واحد محصول كاهش می‌یابد برای مثال هزینه‌ی اجراه، كارگاهی با ظرفیت تولید ۱۰۰۰ واحد در سال ۰۰۰/۰۰۰/۲ ریال است در این صورت هزینه‌ی ثابت هر واحد ۲۰۰۰ ریال است از نظر ریاضی هزینه‌ی ثابت هر واحد به صورت زیر است:

هزینه‌های نیمه متغییر:
هزینه‌های نیمه‌متغییر دارای هر دو خصوصیت هزینه‌های ثابت و متغییر می‌باشند و به منظور برنامه‌ریزی و كنترل هزینه‌های نیمه متغیر را باید به اقلام ثابت و متغیر تفكیك كرد. جزء ثابت حداقل هزینه برای در اختیار داشتن یك نوع سرویس در عملیات می‌باشد. جزء متغییر هزینه‌ای است كه در اثر استفاده از آن سرویس به وجود می‌آید. برای مثال اگر حقوق مدیر فروش ماهیانه مبلغ ۰۰۰/۵۰۰/۱ ریال باشد و برای هر واحد محصول كه فروخته می‌شود، ۵۰۰ ریال به عنوان كمیسیون دریافت نماید در این صورت هزینه‌ی قوق مدیر یاد شده یك نوع هزینه‌ی نیمه متغییر است، هزینه‌های نیمه‌متغییر به صورت رابطه ریاضی زیر است:

سازماندهی:
اساساً تعیین چهارچوبی است كه در آن فعالیت‌های ضروری باید اجراء گردد و افراد مسئول انجام فعالیت‌های مشخص گردند. بدون وجود سازمان‌دهی مناسب مدیر قادر به انجام وظایف محوله نخواهد بود. اصطلاح سازمان‌دهی یا سازمان به مفهوم منظم بودن واحدها و قسمت‌های مستقل مرتبط با یكدیگر در یك مجموعه كلی می‌باشد سازمان‌دهی مستلزم:
۱- قرار دادن قسمت‌ها و دوایر یك واحد تجاری در یك چهارچوب سازمانی مطلوب

۲- تقسیم مسئولیت و تفویض اختیار به بعضی افراد می‌باشد. این گونه فعالیت‌های سازمانی شامل گردآوری افراد به منظور انجام كار و پیشبرد و امور واحد تجاری نیز می‌گردد. به دلیل وجود تحویلات، گرایشات، عقاید و آرزوهای مختلف كاركنان یك واحد تجاری، وجود دستورالعمل‌ها و هم چنین صبر و شكیبایی، جهت رسیدن به ساخت سازمانی مطلوب از ضروریات است پیدایش یك سازمان شامل ایجاد واحدهای سازمانی از قبیل قسمت‌ها، دوایر، بخش‌ها، شعب و … می‌باشد و واحدهای سازمانی یاد شده به منظور تقسیم وظایف و مسئولیت‌ها، بر اساس توانایی، تخصص كاركنان ایجاد می‌گردند فعالیت‌ةای عمده و اساسی یك واحد تولیدی معمولاً شامل فعالیت‌های ۱ و تولید ۲ و توزیع و فروشی ۳ اداری و تشكیلاتی می‌باشد در هر یك از این سه واحد سازمانی عمده، دوایر و بخش‌های مختلف بر حسب ماهیت، میزان كار، درجه تخصص، تعداد كاركنان، محل كار به وجود می‌آید پس از ایجاد واحد سازمانی، مدیریت به منظور انجام كارها باید اموری را به هر یك از این واحدها محول نماید. جهت دستیابی به اهداف واحد تجاری، تقسیم و تخصیص مناسب كارها بین كاركنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است از جمله موارد با اهمتی دیگر، روابط بین رئیس و مرئوس از یك طرف و روابط بین مدیران در سطح مدیریت از طرف دیگر باشد كه واحدهای سازمانی را در قالب یك مجموعه به یكدیگر پیوند می‌دهند.

مثال جامع
شركت تولیدی نمونه
صورت حساب سود و زیان
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱×۱۳

ریال ریال ریال
فروش (۰۰۰/۵۰۰/۴ واحد هر واحد ۵/۵ ریال)
كسر می‌شود. ۰۰۰/۷۵۰/۲۴ ۱۰۰
بهای تمام شده كالای فروش دفتر (جدول شماره۱)
سود ناخالص
كسر می‌شود ۰۰۰/۲۸۵/۲۱
۰۰۰/۴۶۵/۳ ۸۶
۱۴
هزینه‌های توزیع و فروش (جدول شماره ۲) ۰۰۰/۵۸۰
هزینه‌های اداری و تشكیلاتی (جدول شماره۳) ۷۵۰/۵۳۳
سود خالص عملیاتی ۷۵۰/۱۱۳/۱
۲۵۰/۳۵۰/۲ ۵/۴
۵/۹
درآمد هزینه‌های متفرقه
سود سهام دریافتی و درآمد حاصل از واگذاری حق‌الامتیاز ۰۰۰/۱۶۷
سود حاصل از فروش و دارایی‌های ثابت ۰۰۰/۱۲
۰۰۰/۱۷۹
هزینه‌ی سود تضمین شد ۵۰۰/۱۲۹
سود خالص قبل از كسر مالیات ۵۰۰/۴۹ ۲/۰

كسر می‌شود
مالیات بر در آمد ۲۵۰/۰۶۴/۱ ¾
سود خالص پس از كسر مالیات ۵۰۰/۳۳۶/۱ ۴/۵

قسمت بهای تمام شده كالای فروش رفته صورت حساب سود و زیان شركت تولیدی نمونه و یا هر شركت تولیدی دیگر می‌تواند از پنج بخش مجزا به شرح زیر تشكیل گردد:
۱- بخش مواد مستقیم: شامل موجودی اول دوره، خرید برگشت از خرید، مصرف و موجودی پایان دوره
۲- بخش كار مستقیم شامل آن قسمت از كار كارگران تولیدی است كه به طور مستقیم با تولید محصولات ارتباط دارد.
۳- بخش سربار كارخانه شامل كلیه‌ی هزینه‌هایی است كه به طور غیرمستقیم در تولید محصولات تأثیر می‌گذارند، از قبیل مواد مستقیم و استهلاك ماشین‌آلات، این بخش سربار ثابت و متغییر كارخانه را به تفكیك نشان نمی دهد ولی به منظور انجام هر گونه تجزیه و تحلیل هزینه، تفكیك هزینه‌ای سربار به ثابت و متغییر ضروری است.

همان طور كه در قسمت‌های بعدی ملاحظه خواهد شد جهت منظور نمودن هزینه سربار كارخانه حساب كالای در جریان ساخت از نرخ از پیش‌تعیین شده سربار كارخانه (نرخ جذب سربار) استفاده می‌گردد. شركت نمونه سربار كارخانه را بر اساس واحد تولیدی (۹/۰ زیان هر واحد) جذب می‌نماید. سربار كارخانه را می‌توان با استفاده از مبانی دیگری از قبیل درصدی از هزینه دستمزد مستقیم یا تعداد ساعات كار مستقیم نیز جذب سربار به مبلغ ۹/۰ ریال برای هر واحد جمع سربار جذب شده كارخانه بالغ بر ۰۰۰/۹۸۷/۳ ریال خواهد شد كه با كسر مبلغ ۹۰۰/۹۱۵/۳ ریال سربار واقعی كارخانه كمتر از سربار جذب شده می‌باشد، در جدول بهای تمام شده كالای فروش رفته شركت نمونه اختلاف مذكور به صورت زیر نمایش داده می‌شود:
ریال ریال
سربار جذب شده كارخانه
كسر می‌شود ۰۰۰/۹۸۷/۳
اضافه جذب سربار ۱۰۰/۷۱
سربار واقعی كارخانه طبق جدول ۹۰۰/۹۱۵/۳

۴- بخش موجودی كالای جریان ساخت، مبین هزینه‌های در جریان ساخت ابتدای دوره و پایان دوره مالی می‌باشد.
۵- بخش موجودی كالای ساخته شده شامل موجودی كالای ساخته شده ابتدا و پایان دوره می‌باشد.

شركت تولیدی نمونه
بهای تمام شده‌ی كالای فروش رفته
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱×۱۳
(جدول شماره۱)

۱- مواد مستقیم ریال ریال ریال
موجودی مواد (۰۱/۰۱/۱×۱۳) ۴۰۰/۵۷۲/۱
خرید مواد

كسر می‌شود برگشت از خرید ۰۰۰/۴۲۰/۸
۰۰۰/۴۲۰
۰۰۰/۳۸۷/۸
مواد خام آماده برای مصرف ۴۰۰/۹۵۰/۹
كسر می‌شود موجودی مواد در (۲۹/۱۲/۱×۱۳) ۶۰۰/۲۷۰/۱
مواد خام مصرف شده ۸۰۰/۶۷۹/۸
۲- دستمزد مستقیم
۳- سربارخانه
دستمزد غیرمستقیم ۳۰۰/۳۲۹/۱
حقوق ۰۰۰/۹۷۲

مواد غیرمستقیم ۰۰۰/۴۸۹
نیرو- برق مصرفی ۰۰۰/۱۱۲
حرارت ۲۰۰/۶۹
روشنایی ۳۰۰/۴۴
ملزومات مصرفی كارخانه ۰۰۰/۵۰
استهلاك- ساختمان كارخانه ۳۰۰/۶۸
استهلاك- ماشین‌آلات ۰۰۰/۴۳
تعمیرات و نگه‌داری ۸۰۰/۱۴۵

استهلاك- حق‌الاختراغ ۲۰۰/۳۳
ابزار آلات مصرفی ۶۰۰/۱۷۸
بیمه ساختمان و ماشین‌آلات كارخانه ۲۰۰/۲۱
جمع هزینه‌های تولیدی ۹۰۰/۹۱۵/۳
۱۰۰/۹۴۲/۱۹
۸۰۰/۳۳۳/۲

۴- اضافه می‌شود: موجودی كالای در جریان ساخت در ۰۱/۰۱/۱×۱۳ ۰۰۰/۲۸۰/۲۲
۲۰۰/۳۰۳/۱
كسر می‌شود: موجودی كالای در جریان ساخت در ۲۹/۱۲/۱×۱۳ ۹۰۰/۹۶۷/۲۰
۵- موجودی كالای ساخته شده در ۰۱/۰۱/۱×۱۳ (۰۰۰/۲۱۰ واحد) ۱۰۰/۹۶۶
موجودی كالای آماده برای فروش ۰۰۰/۹۴۳/۲۱

كسر می‌شود:
موجودی كالای ساخته شده در (۲۹/۱۲) ۱×۱۳) (۰۰۰/۱۴۰ واحد)

۰۰۰/۶۵۸
بهای تمام شده كالای فروش رفته (۰۰۰/۵۰۰/۴ واحد) ۰۰۰/۲۸۵/۲۱

شركت تولیدی نمونه
هزینه‌های توزیع و فروش
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱×۱۳
(جدول شماره۲)

ریال
حقوق و كارمزد كاركنان ۵۰۰/۳۳۰
۰۰۰/۴۳
۸۵۰/۱۶
۰۰۰/۱۲۵
۸۰۰/۱۱
۰۰۰/۲۱
۰۰۰/۴
۵۰۰/۷
۵۰۰/۱۳
۸۵۰/۶
۰۰۰/۵۸۰

شركت تولیدی نمونه
هزینه‌های اداری و تشكیلاتی
برای سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند ۱×۱۳
(جدول شماره۳)

ریال
حقوق مدیران ۲۰۰/۲۹۰
حقوق كاركنان ۲۵۰/۷۷
هزینه‌های مسافرت ۴۵۰/۲۲
هزینه‌های حقوقی ۵۰۰/۱۷
استهلاك- اثاثیه و منصوبات ۲۰۰/۶
نوشت‌افزار و ملزومات ۴۵۰/۵
تلفن و تلگراف ۸۰۰/۷
پست ۶۵۰/۳
آبونمان ۷۵۰/۴
حق‌الزحمه حسابرسی ۰۰۰/۴۶
سوخت و روشنایی ۵۰۰/۵۳۳
جمع ۷۵۰/۵۳۳

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:30 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله حسابداری صنعت برق

دانلود مقاله حسابداری صنعت برق

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 38 کیلو بایت

تعداد صفحات : 60

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

حسابداری صنعت برق

مقدمه
حسابداری صنعت برق به معنای علمی و فراگیر آن تحت عنوان “روش متحد الشکل حسابداری” در فروردین ماه ۱۳۴۶ از سوی وزارت نیرو تدوین و با استعانت و نظارت مستقیم کارشناسان مالی وزارت نیرو در شرکتها و سازمان های برق ایران که در کار تولید، انتقال و توزیع فعالیت دارند به مورد اجرا گذارده شد. در طی سالهایی که از اجرای این روش حسابداری می گذرد بر اثر تجارب حاصله پاره ای اضافات حذف، برخی مسائل ایضاح و برحسب اقتضاء نکات و دقایق چندی نیز به متن سابق الذکر افزوده گردید و اینکه حاصل کار در شکل کنونی در دسترس حسابداران، حسابرسان و افرادی که به نحوی در شرکت های برق با موضوعات مالی سروکار دارند گذارده می شود.

با اینکه حسابداری برق در اصول کلی و متنوع با دیگر رشته های حسابداری اعم از عمومی، بازرگانی و صنعتی دارای وجوه اشتراک می باشد، با این همه مسائل و نکاتی در این روش وجود دارد که خاص حسابداری صنعت برق می باشد.
نتیجه مطلوب که این روش حسابداری در جستجوی آن است تحصیل گردد. باشد که اصحاب مالی و خبرگان اهل حساب در صنعت برق با الهام از انقلاب اسلامی و رهنمودهای داهیانه رهبریت انقلاب و نیز کوشش در جهت ارتقاء کیفی وظائف محوله سهم خویش را در امر تحقق اهداف و آرمان های اقتصادی جامعه اسلامی ایران به نحو شایسته و بایسته ادا نمایند.

۱- دفاتر و سوابق
شركت های برق دفاتر حسابداری خود را باید به ترتیبی نگاهداری نمایند كه از جهت اطلاعات مربوط به هر حساب كامل و جامع باشد. كلیه دفاتر حسابداری و ضمائم و مدارك مربوطه باید به طرز صحیحی نگاهداری شده و در مواع مقتضی جهت رسیدگی در اختیار مقامات وزارت نیرو قرار داده شوند. امحاء این مدارك و سوابق تنها با اجازه وزارت نیرو و رعایت قوانین موضوعه كشوری امكان پذیر خواهد بود.

۲- شماره گذاری حسابها
شماره كدهائی كه برای حسابها در نظر گرفته شده باید جزئی از عنوان آن حسابها تلقی شده و در صورتهای مالی، ترازهای آزمایشی تراز نامه ها و صورتحساب های درآمد و هزینه كه توسط شركت های برق تنظیم و برای وزارت ارسال میگردد قید شود.
به منظور تسهیل در تشخیص حسابهای سرمایه ای یا هزینه های عملیاتی مربوطه شركت های برق می توانند از سیستم شماره گذاری فرعی در دفاتر یا برنامه های كامپیوتری خود كه به طرز مناسبی ارقام و مبالغ حسابها را تفكیك و تشریح نماید استفاده كنند.
جدول شماره گذاری حسابها
حسابهای ۱۰۰-۱۹۹ دارائی و سایر اقلام بدهكار
حسابهای ۲۰۰- ۲۹۹ بدهی و سایر اقلام بستانكار
حسابهای ۳۰۰-۳۹۹ تأسیسات
حسابهای ۴۰۰-۴۳۹ درآمد و هزینه
حسابهای ۴۴۰-۴۶۹ درآمد عملیات
حسابهای ۵۰۰-۵۹۹ هزینه های تولید، انتقال و توزیع
حسابهای ۹۰۰-۹۴۹ هزینه های مشتركین، فروش، اداری و عمومی

۳- دوره حسابداری
حسابهای شركت برق باید به طور ماهانه تنظیم و نگاهداری شوند به طوری كه كلیه عملیات و ارقام هر ماه در حسابهای همان ماه منظور گردد سال اول مالی شركتهای برق پایان اسفندهر سال بوده و در تاریخ مزبور حسابها باید بسته شوند مگر آنكه وزارت نیرو ترتیب دیگری را مقرر كرده باشد.
۴- پرسش و تفسیر

به منظور هم آهنگی و رعایت یكسان اصول و موازین این روش حسابداری هر نوع شبهه و ابهامی در مورد تعبیر متن حسابها بروز نماید باید با نظر و صلاحدید وزارت نیرو مرتفع گردد.
۵- متن حسابها

وجود یك قلم در یك حساب فقط موقعی منظور نمودن آنرا در حساب مربوطه ایجاب می نماید كه در متن آن حساب قلم مزبور یا مشابه آن تعیین شده باشد.
۶-ه اقلام معوق

كلیه اقلام مربوط به عملیات سنوات قبل كه قبلاً به حسابها منظور نشده باید بنا به مورد به حساب های ۴۳۴ بستانكاری های متفرقه بمازاد با ۴۳۵ بدهكاری های متفرقه بمازاد منظور گردند.

۷- اقلام ممیزی نشده

در صورت عدم تغایر با مقررات مالی و معاملاتی و سایر قوانین موضوعه هنگامی كه گزارش مالی شركت تهیه می شود چنانچه داد و ستدی انجام شده باشد كه در حساب های مالی مؤثر باشد ولی مبلغ مورد داد و ستد را در موقع بستن حسابها در اختتام دوره حسابداری نتوان به طور دقیق تعیین نمود باید برآورد آن مبلغ را در حسابهای مربوطه منظور نمود. بدیهی است برآورد نمودن اقلام جزئی كه تأثیر قابل ملاحظه ای در حسابها نخواهد داشت ضروری نمی باشد.
۸- توزیع حقوق و هزینه های كاركنان

هزینه های حقوق، دستمزد و مزایای كاركنان مربوط به حسابهای مختلف از قبیل نوسازی، تعمیر و نگاهداری و عملیات باید بر مبنای زمان واقعی صرف شده توزیع شود. چنانچه توزیع هزینه ها با این ترتیب امكان نداشته باشد می توان زمان صرف شده برای عملیات مشابه را مبنای توزیع این قبیل هزینه ها قرار داد.
اطلاعات حسابداری لازم برای این امر از قبیل گزارش اوقات كار باید به ترتیبی تنظیم شود كه توزیع هزینه های كاركنان به حساب های مربوطه به سهولت امكان پذیر باشد.
۹- ذخیره های عملیاتی

چنانچه وزارت نیرو مقرر دارد شركت های برق می توانند به منظور تأمین بیمه اموال، صدمات و خسارات وارده، تعمیرات عقب افتاده و غیره از ذخیره عملیاتی استفاده نمایند. پیش بینی میزان ذخیره های مزبور را نیز وزارت نیرو تعیین خواهد كرد.

۱۰- مدارك و سوابق

شركت ها باید مدارك، سوابق و اسناد مربوط به واحدهای عملیاتی حوزه فعالیت خود را به تفكیك و به طور جداگانه برای نیروگاه ها خطوط انتقال و شبكه توزیع از جهت قیمت تمام شده، افزایش های انجام گرفته، بركناری ها، هزینه های عملیات و تعمیر و نگهداری نگاهداری نمایند.
تأسیسات برق
الف: این حساب شامل قیمت تمام شده تأسیساتی خواهد بود كه در تملك سازمان یا شركت برق بوده و در عملیات بهره برداری مورد استفاده میباشد و طول عمر خدمتی آن نیز بیش از یك سال از تاریخ بهره برداری است و طبق اصول و ضوابط ثبت گردد.
ب: بهای افزایش ها و اصلاحات اموال استیجاری منظور در این حساب باید در كدهای فرعی جداگانه كه قابل تمیز و تفكیك از تأسیسات متعلق به شركت باشد ثبت گردد.
تأسیسات برق نگاهداری شده برای استفاده آتی
این حساب شامل بهای تأسیسات برق متعلق به شركت است كه تحت برنامه معینی جهت استفاده آتی نگاهداری می شود. در ضمن حساب مزبور شامل تأسیسات تحویلی و خریداری شده كه به عللی پس از تاریخ تحویل و خریداری مورد بهره برداری قرار نگرفته و جهت استفاده آتی نگاهداری شده است می گردد. همچنین تأسیساتی كه قبلاً توسط شركت موره بهره برداری قرار گرفته و بعداً از خدمت خارج شده ولی در نظر است كه در آینده مورد استفاده مجدد قرار گیرد در این حساب منظور می شود.

ذخیره استهلاک تأسیسات برق مشغول به کار
الف: اقلام مشروحه زیر باید در بستانکار این حساب منظور شود:
۱- مبالغی که در بدهکار حساب ۴۰۳ هزینه استهلاک یا در حسابهای تصفیه شده برای هزینه استهلاک جاری منظور شده است.
۲- مبالغ دخیره استهلاک مربوط به تأسیسات خریداری شده که به عنوان واحدهای عملیاتی تحویل گردیده است.
ب: موقعی که یک واحد از تأسیسات مشغول به کار استهلاک پذیر از رده خدمتی برکنار می شود، قیمت دفتری واحد مذکور به علاوه هزینه برداشت مربوطه در بدهکار این حساب منظور می گردد و همچنین ارزش بازیافتنی (قیمت اسقاط) یا سایر مبالغ قابل وصول از قبیل بیمه در بستانکار این حساب ثبت می شود. در موقع برکناری هزینه های برداشت و ارزش بازیافتی ابتدا در دستور کارهای برکناری محاسبه و منظور می شود. سپس پس از اتمام عملیات برکناری، توزیع هزینه های مزبور در کدهای فرعی این حساب بشرح مندرج در بند ذیل انجام می گیرد.
در دفتر کل و ترازنامه تنظیمی یک رقم کلی و مرکب برای حساب ذخیره استهلاک تأسیسات برق در نظر گرفته می شود. اما شرکتهای برق موظفند جهت مقاصد تجزیه و تحلیل، جزئیات سوابق کدهای معین این حساب را بر اساس انواع طبقات تأسیسات موجود ۱ تولید بخاری ۲) تولید گازی ۳) تولید هیدرولیک ۴) تولید دیزلی ۵) خطوط انتقال ۶) شبکه توزیع ۷) تأسیسات عمومی نگاهداری نمایند.

موقعی كه یك واحد عملیاتی تأسیسات از حسابی به حساب دیگر از یك شركت برق به شركت برق دیگر و یا احیاناً از یك حساب به حساب اموال غیربرقی انتقال می یابد، نحوه محاسبه ذخیره استهلاك مربوطه باید به طریقی كه در بند ۱۱ دستورالعمل تأسیسات برق آمده است انجام گیرد.
شركتهای برق مجازند فقط جهت مقاصدی كه در بالا شرح داده شد از ذخیره استهلاك استفاده نمایند. هر نوع انتقال قسمتی از این حساب به مازاد یا استفاده از آن به طریقی، منوط به كسب مجوز از وزارت نیرو می باشد.
سرمایه گذاریها و وامها
این حساب شامل قیمت دفتری سرمایه گذاری و وامهای اعطائی در سایر شرکتهای تابع وزارت نیرو نظیر ساتکاب و غیره و همچنین سایر شرکتها و سازمانهایی که به تشخیص مجمع عمومی وزارت نیرو ضروری نماید خواهد بود.

دارائی های جاری
دارائی جاری عبارت است از وجوه نقدی، موجودی كالا، حسابهای دریافتی و به طور كلی دارائی هایی است كه در شرایط عادی كار و در آینده نزدیك به سهولت قابل تبدیل به وجه نقد می باشد.
صندوق
این حساب شامل موجودی های بانكی و نیز وجوه نقدی در صندوق شركت به استثنای وجوه تنخواه گردان خواهد بود كه شركت می تواند به طور جاری و روزمره از آن برداشت نماید.

تنخواه گردان
این حساب شامل پیش پرداخت وجوه نقدی خواهد بود که برای احتیاجات خاص، به عنوان تنخواه گردان، در اختیار متصدیان یا اشخاص مسئول گذارده می شود.
نکته: به طور سهولت کنترل، وجود پرداخت شده به عنوان تنخواه گردان باید مبلغی ثابت باشد.
اسناد دریافتنی
این حساب شامل قیمت دفتری كلیه سفته ها و سایر اسناد دریافتنی خواهد بود.
حسابهای دریافتنی مشتركین
این حساب شامل مبالغ بدهی مشتركین در ازاء فروش برق به آنها خواهد بود.
سایر حسابهای دریافتنی
این حساب شامل كلیه مطالبات شركت از كاركنان و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی به استثنای بدهی های ناشی از فروش برق به مشتركین خواهد بود.
پیش پرداخت های پیمانهای خرید
این حساب شامل پیش پرداختهای مربوط به سفارش خرید کالا و ماشین آلات بر اساس پیمانهای منعقده خواهد بود. پیش پرداختهای مزبور تا زمانی که کالا و ماشین آلات سفارش شده تحویل شرکت نگردیده در این حساب نگاهداری خواهد شد. برای هر یک از پیمانهای خرید مربوط به ساتکاب باید حسابهای فرعی جداگانه ای نگاهداری شود.
محاسبه و ثبت ارقام مربوط به مواد و مصالح بازیافتی به طریق ذیل خواهد بود.
۱- در این روش حسابداری ارزش لوازم و مصالح بازیافتی بر اساس قیمت صادره و در صورت عدم امكان بر مبنای برآورد تعیین خواهد شد.
۲- لوازم اسقاط و غیر قابل استفاده باید بر مبنای مبلغ خالص تقریبی فروش در این حساب منظور گردد- فروش منهای هزینه فروش اختلاف بین مبلغ واقعی حاصل از فروش لوازم اسقاط یا مبلغ خالص تقریبی كه قبلاً در این حساب ثبت گردیده در حساب ۱۶۳ منظور و اصلاح خواهد شد.
هزینه های توزیع نشده انبار
الف: این حساب شامل هزینه کار، نظارت و سرپرستی اداره امور انبارها و تدارکات بانضمام سایر هزینه های مربوط به خرید اجناس، انبارداری، نقل و انتقال و توزیع آنها خواهد بود.
ب: مانده این حساب به نسبت اجناس صادره برای امور تأسیساتی عملیاتی و تعمیر و نگهداری در فواصل زمانی معین سرشکن خواهد شد به طوری که در پایان سال مالی مانده حساب مزبور صفر شده باشد.
اقلامی که در این حساب منظور می گردد به شرح ذیل می باشد:
۱- بازرسی و آزمایش مصالح و اجناسی که اختصاص به یک قلم معین و مشخص نظیر کنتورها نداشته باشد.
۲- تخلیه اجناس از وسائل نقلیه و قرار دادن آنها در انبار.
۳- نظارت و سرپرستی قسمتهای تدارکات و انبارها تا حدی که مربوط به اداره اجناس در انبارها باشد.
۴- تحویل جنس به متقاضی
۵- صورت برداری از اجناس دریافت شده و اقلام موجودی توسط کارکنان انبارها به استثنای صورت برداری هایی که توسط کارکنان دوائر اداری و عمومی جهت مقاصد حسابرسی انجام می گیرد.
۶- فعالیتهای مربوط به قسمت تدارکات در مورد بررسی اجناس مورد نیاز تحقیق در مورد منابع عرضه و فروش، تجزیه و تحلیل قیمتها، تهیه و ارسال سفارشات و سایر کارهایی که به نحوی مربوط به اداره اجناس در انبارها می شود.
۷- نگاهداری لوازم و تجهیزات انبارها
۸- تنظیف محوطه انبارها و دفاتر انبارها
۹- نگاهداری سوابق موجودی شامل ثبت اجناس وارده و صادره و نیز تنظیم صورت موجودی کالا
۱۰- دریافت و مرتب کردن لوازم اسقاط در انبارها
۱۱- ثبت اصلاحی مغایرات مربوط به صورت موجودی مصالح و ملزومات ثبت اصلاحی مذکور شامل مغایرات اقلام عمده (مثلاً ترانسفورماتور) که به هر حال باید ردیابی و معلوم شود نمی گردد.
۱۲- وجوه دریافتی و سایر تخفیفات که عملاً قابل اختصاص به اقلام بخصوصی نمی باشد.
۱۳- کرایه و هزینه حمل که قابل اختصاص به اقلام بخصوصی نمی باشد.
۱۴- هزینه های روشنایی، برق و حرارت مرکزی مربوط به محوطه انبارها و دفاتر انبارها.
۱۵- هزینه نظافت انبارها
۱۶- ضایعات و خسارات

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:30 ] [ احمد احمد ]
[ ]

دانلود مقاله در مورد حسابرسى داخلى

دانلود مقاله در مورد حسابرسى داخلى

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 32 کیلو بایت

تعداد صفحات : 18

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

حسابرسى داخلى:
تاریخچه
اگرچه حسابرسى بهصورتى که امروزه مورد عمل و استفاده است داراى سابقهٔ نسبتاً کوتاهى مىباشد، ولى باید دانست که حسابرسى به مفهوم اعم کلمه، یعنى رسیدگى به حساب و کتاب، سابقهاى بسیار طولانى دارد، که مندرجاً با یک روند تکوینى به صورت کنونى درآمده است. مبداء شروع حسابرسى به زمانى برمىگردد که لزوم برقرارى نوعى کنترل نسبت به عملیات و معاملات کسانى که به مباشرت دیگران اقدام به وصول و یا خرج وجوه متعلق به آنان مىنمودند احساس گردید. این ضرورت بهخصوص در مورد کنترل وصول و مصرف وجوه عمومى ـ یعنى مال حکومت، یا بیتالمال یا خزانه ـ از دیرباز احساس گردیده و به همین علت سابقهٔ بازرسى عملیات مقامات مالى در دستگاههاى حکومتى و مملکتى بسیار قدیمى است. بدیهى است در آن روزگاران بهعلت ابتدائى بودن روشهاى حسابدارى و مدارک و دفاترى که نگاهدارى مىشده است، و مهمتر از آن بهعلت ناچیز بودن نسبى اعداد و ارقام و میزان و تعداد معاملات، وظایف شخص رسیدگى کننده بسیار مختصر بوده و گاه به استماع توضیحاتى که توسط مباشران یا عمال مالى داده مىشد محدود مىگردید. شاید به همین علت در عرف و فرهنگ انگلوساکسونها شخص رسیدگى کننده اصطلاحاً Auditor مشتق از کلمهٔ لاتین Audire به معنى شنیدن و استماع کردن، نامیده مىشود

از قرن پانزدهم میلادى (یعنى قبل از آغاز سلطنت صفویان) که به دنبال رُنسانس، توسعه وسیعى در امور تجارت و بازرگانى جهانى به وجود آمده در نتیجه نیاز حاصل از افزایش میزان و تعداد معاملات، روشهاى حسابدارى به تدریج تکامل یافت، و با ابداع روش دفتردارى دو طرفه که اصول آن نخستین بار به سال ۱۴۹۴ میلادى در ونیز انتشار یافت، ثبت انواع و اقسام عملیات حسابدارى امکانپذیر گردید. از طرف دیگر توسعهٔ امور بازرگانى در یک سطح بینالمللی، که خود گسترش خارقالعادهاى در فعالیتهاى دیگرى از قبیل بانکداری، کشتىرانى تجاری، بیمه و غیره را به همراه داشت، به کارگیرى سرمایههاى هنگفت به میزانى بیش از مقدورات انفرادى بازرگانان وقت را ضرورى ساخت و در نتیجه این امر، انواع و اقسام مشارکتها عرف گردید که به نوبهٔ خود موجب تکامل بیشتر روشهاى حسابدارى گردید. بدین ترتیب قبل از انقلاب صنعتى اروپا، گسترش نسبى فعالیتهاى اقتصادى و تکامل تدریجى روشهاى حسابدارى بهطور مسلّم در ایجاد حسابرس بهصورتى که امروزه شناخته شده است (منتها با روشهاى ابتدائىتر) بسیار مؤثر بوده است، ولى با وجود آن، پیشرفت و رواج حسابرسى بیشتر مدیون اثرات اقتصادى انقلاب صنعتی، که به تدریج در طى قرن نوزدهم ظاهر گشت، مىباشد.

گسترش فوقالعاده فعالیتهاى اقتصادى در طى قرن نوزدهم ضرورت بهکار افتادن سرمایههائى به مراتب بیش از میزانهاى پیش را بهوجود آورد و در نتیجه این ضرورت، و سودآورى عمدهاى که فعالیتهاى جدید در بر داشت، شرکتهاى متعددى(بهخصوص از نوع شرکتهاى سهامی) ایجاد گردید و سرمایههاى هنگفتى بهدست اشخاص معدودى که به حساب خود، و همچنین از طرف سایر صاحبان سرمایه، در سمت مدیران این شرکتها انجام وظیفه مىنمودند سپرده شد. در چنین شرایط، بهخصوص با توجه به اینکه فعالیت همهٔ این شرکتها همیشه موفقیتآمیز نبود، و در بعضى موارد خسارات عمدهاى به صاحبان سرمایه وارد مىگردید، لزوم استخدام مدیران کارآزموده به وسیلهٔ صاحبان این قبیل سازمانها بیشتر احساس گردید و در نتیجه، طبقهٔ صاحبان سرمایه و گروه گردانندگان این سرمایهها در غالب موارد از یکدیگر متمایز شدند. این خود دلیل دیگرى بود براى بهبود روشهاى حسابدارى از یک طرف و اشاعهٔ حسابرسان از طرف دیگر. لیکن از آنجا که نقطهنظر صاحبان سرمایه بیشتر در جلوگیرى از هرگونه تقلب و سوءاستفادهٔ مدیران و کارمندانى که در استخدام آنان بودند خلاصه مىشد، لذا وظیفهٔ اساسى حسابرسان در این زمان عمدتاً کشف هرگونه تقلب و سوءاستفاده بهشمار مىآمد.

در انگلستان، که غالباً بهعنوان زادگاه فن جدید حسابرسى شناخته مىشود، در زمان انقلاب صنعتى و پس از آن، اصلاحات اساسى و بسیار گستردهاى در سیستمها و روشهاى حسابدارى بهعمل آمد. با افزایش اهمیت و رونق کار شرکتهاى سهامى در این زمان، و انتقال وظیفهٔ اداره امور مؤسسات صنعتى و تجارى از صاحبان سرمایه به مدیران حرفهای، اصول و ضوابطى جهت بهبود امور مالى و حسابدارى پایهگذارى شد، و برقرارى یک سیستم کامل و مناسب حسابدارى به منظور پیشگیرى از سوءاستفادهها و یا کشف به موقع آنها، و بالاخره براى تهیهٔ گزارشها و صورتهاى مالى مورد اعتماد و قابلاتکاء، بیش از پیش ضرورى بهنظر رسید. به تدریج که سهامداران شرکتها علاقهٔ بیشترى به بررسى صورتحسابهاى تنظیمى نشان دادند و بیشتر و بیشتر به اتکاء صورتهاى مالى و گزارش حسابرسان اتخاذ تصمیم نمودند، نیاز فراوانى بهوجود حسابرسان ورزیده و کاردان احساس شد. به این ترتیب، دیگر وجود حسابرسان آماتور براى رفع احتیاج تجارت و اقتصاد کشور کافى و مناسب بهنظر نمىرسید، و حسابرسى متدرجاً بهعنوان حرفهاى مستقل شناخته شد

باید دانست که حسابرسى مستقل از زمانى که بهصورت امروزى شناخته شده است اغلب توسط حسابداران عمومى یا حسابداران مستقل انجام یافته و پیشرفت و توسعهٔ آن پا به پاى توسعه و رواج حرفهٔ حسابدارى مستقل بهوجود آمده است. حسابدار مستقل به شخصى اطلاق مىگردد که بهطور کلى انجام خدمات حسابدارى و حسابرسى و سایر امور همانند با این خدمات را در قبال دریافت حقّالزحمه (یعنى نه بهصورت استخدامی) حرفهٔ اصلى خود قرار داده و براى کسب اینگونه خدمات، همگان بتوانند به وى مراجعه نمایند

این نوع حسابداران از دیرباز علاوه بر انجام حسابرسىهاى مستقل به امور دیگرى نیز که با حرفهٔ آنان هماهنگى داشته است، از قبیل تهیهٔ صورتحسابهاى نهائى سالانه براى شرکتها و مشارکتها، رسیدگى به وضعیت و تصفیهٔ امور اشخاص حقیقى و حقوقى ورشکسته و بهطور کلى انجام هرگونه خدمات حرفهاى حسابدارى و مالی، مىپرداختهاند، و با وجود توسعهٔ روزافزون حسابرسى در قرن نوزدهم، معهذا تا زمانىکه انجام حسابرسى در مواردى بهموجب قوانین مختلف الزامى گردید، و در موارد دیگر به تدریج رواج و عمومیت یافت، قسمت اعظم فعالیتهاى حسابداران مستقل را خدماتى غیر از حسابرسى تشکیل مىداد.

لیکن از اواخر قرن نوزدهم که انجام حسابرسىهاى حرفهاى به تدریج عمومیت بیشترى یافت، خدمات حسابرسى سهم بیشترى از فعالیت حسابداران مستقل را به خود اختصاص داده است، تا آنجا که امروزه، اگرچه خدمات جدیدى مانند رسیدگىهاى ویژهٔ مالی، مشاورههاى مالیاتی، پژوهش و مطالعه در اطراف روشهاى سرمایهگذاری، تدوین و تنظیم و کمک در پیاده کردن سیستمهاى حسابدارى مالى و صنعتی، خدمات کامپیوترى و غیره و جانشین بعضى یا قسمتى از فعالیتهاى پیشین مستقل شده، و خود موجب گسترش بیش از پیش حرفهٔ حسابدارى مستقل گردیده است، معهذا اینک قسمت اعظم فعالیت اغلب حسابداران مستقل (یا لااقل مؤسسات عمده) را حسابرسىهاى مستقل تشکیل مىدهد.

حرفهٔ حسابدارى مستقل خود در مقابل بعضى حرفههاى علمى دیگر (از قبیل پزشکى یا حقوق) داراى سابقهٔ نسبتاً کوتاهى است. بنا به تاریخ انجمن حسابداران خبره در انگلستان و ویلز، تعداد حسابداران مستقل در سال ۱۷۹۹ میلادى یعنى پایان قرن هجدهم، در شهر لندن، که در آن موقع شاید عمدهترین مرکز بازرگانى و مالى جهان بهشمار مىآمده، از یازده نفر تجاوز نمىکرده است و با وجود نیاز روزافزونى که در کشورهاى مترقى در طى نیمهٔ اول قرن نوزدهم به خدمات اینگونه اشخاص پدید آمد، معهذا بنا به گفتهٔ یکى از بنیانگذاران انجمن فوقالذّکر، که در تاریخ مذکور نقل گردیده است، تعداد حسابداران مستقل در سال ۱۸۷۰ میلادى در شهر لندن اندکى کمتر از پانصد نفر بوده است.

در آن ایام حرفهٔ حسابدارى مستقل بهصورتى که بعداً پدیدار گردیده و بهخصوص در سالهاى بعد از جنگ جهانى دوم توسعه یافته است وجود نداشت و علاوه بر آنکه استانداردهاى حرفهاى مشخصى ایجاد نگردیده بود، به هر حال آن استانداردهائى نیز که بعضاً توسط حسابداران مستقل سرشناس آن زمان رعایت مىگردید، عمومیتى نداشت و حتى فعالیت اصلى بعضى از کسانى که خود را از جمله کارهاى دیگر، حسابدار مستقل نیز معرفى مىکردند را عملاً امور دیگرى از قبیل دلّالى بورس یا حراج و کارهاى وابستهٔ دیگر تشکیل مىداده است.
ایجاد و توسعه و پیشرفت حرفهٔ حسابدارى مستقل بهصورتى که در طى قرن بیستم و بهخصوص نیم قرن اخیر وجود داشته و دارد مدیون افکار روشن و حسن نیت و جدیت حرفهاى کسانى است که به منظور اعتلاء این حرفه و ایجاد و استقرار موازین شایستهٔ حرفهاى در طى نیمهٔ دوم قرن نوزدهم، نخست در نقاط مختلف اروپا و سپس در آستانهٔ قرن بیستم در ایالاتمتحده آمریکا، اقدام به تأسیس مجامع متشکل حرفهاى نمودند.

فعالیت این مجامع در اوایل کار جنبهٔ محلى داشت و اعضاء هر انجمن را بیشتر حسابداران مستقل شاغل در شهر یا ناحیهٔ مربوطه تشکیل مىدادند، لیکن به تدریج با تلفیق مجامع محلی، انجمنهاى حرفهاى وسیعترى بهوجود آورده شد که در سطح ملى و مملکتى فعالیت نموده و علاوه بر نقشى که به تدریج در چگونگى تدوین قوانین مالى کشورها به عهده گرفتند، با ایجاد موازین و ضوابط حرفهاى و بالا بودن سطح اطلاعات اعضاء و داوطلبان عضویت خود، بهخصوص اعمال کنترل حرفهاى و انضباطى نسبت به آنان، حرفهٔ حسابدارى مستقل را بهصورتى که امروزه در کشورهاى پیشرفته شناخته شده است، رهنمون شدند. امروزه در بیشتر کشورهاى پیشرفته جهان، حرفهٔ حسابدارى مستقل تحت نظارت انجمنهاى حرفهاى بهصورت متشکلى درآمده است و در بعضى از کشورها علاوه بر مجامع حرفهاى اصلی، انجمنهاى دیگرى نیز که در جهت اعتلاء بیشتر و پیشرفت شاخههاى ویژه و تخصصى حسابدارى فعالیت مىکنند، تأسیس یافته است.

شاید مشهورترین این مجامع انستیتوى حسابداران خبره در انگلستان و ویلز (The Institute of Chartered Accountants in England & Wales) و انستیتوى حسابداران رسمى امریکا (The American Institute of Certified Public Accountants) باشند، ولى مجامع عمدهٔ دیگرى نیز در سایر کشورهاى جهان و حتى در خود این دو کشور وجود دارند. همهٔ مجامع حرفهاى عمده بهطور جهانى نیز فعالیت داشته و در سطح بینالمللى اقدام به استانداردگذارى مىکنند. پژوهشها و بیانیههاى این مجامع و تحقیقات و تجربیات انفرادى یا دستهجمعى اعضاء آنها موجب گردیده است که روشهاى حسابرسى نیز در طى سنوات به تدریج تکامل یافته و از فرم ابتدائى پیشین خود به روشهاى پیشرفته امروز تغییر یابد.

کنترل داخلى:
سیستم کنترل داخلى مورد عمل در هر دستگاه از دو لحاظ در حسابرسى آن مورد توجه قرار مىگیرد. نخست آنکه در چند دههٔ اخیر، رسیدگى به کنترلهاى داخلى برقرار شده در دستگاه مورد رسیدگى جزء استانداردهاى پذیرفته شده و متداول حسابرسى قرار گرفته و بهطورى که گفتیم حسابرس مکلف است رسیدگىهاى خود را بر اساس اصول و موازین قبول شده و متداول حسابرسى انجام داده و این موضوع را در گزارش خود تصریح کند. دوم آنکه بهطورى که ذیلاً شرح داده خواهد شد چگونگى کنترل داخلى و قوّت یا ضعف آن در عمل، تا اندازهٔ بسیار زیادى در نوع رسیدگىهاى مورد لزوم حسابرسى و دامنه و عمق این رسیدگىها مؤثر است و بنابراین قبل از شروع به عملیات حسابرسی، لازم است حسابرس قوت و یا ضعف سیستم کنترل داخلى برقرار شده در سازمان مورد رسیدگى را بررسى نموده و برنامهٔ حسابرسى خود را با توجه به آن تنظیم نماید.

این تعریف بسیار جامعى است که به اختصار بیان شده است. بحث کنترل داخلى از جمله مباحث بسیار مهم و گستردهٔ علوم مالى است. شاید تا مدتى بعد از جنگ جهانى دوم مفهومى که از عبارت کنترل داخلى موردنظر بود بسیار متفاوت از تعریف فوق و بسیار محدودتر از آن بود. در آن موقع منظور از کنترل داخلى عبارت بود از تقسیم وظایف و مسؤولیتها بین کارمندان مالى و حسابدارى دستگاه بهطورى که انجام هر عمل مالى و حسابدارى و ثبت هرگونه معامله در دفاتر حسابدارى از آغاز تا پایان کار به وسیلهٔ یک نفر صورت نگرفته، بلکه در مراحل مختلف، اشخاص دیگرى نیز بهنحوى در عمل دخیل گردند، بهطورى که کارهائى که هر شخص انجام مىدهد بهطور مستقیم یا غیرمستقیم توسط شخص دیگرى کنترل گردد.

هدفى که از این کار موردنظر بود صرفاً جلوگیرى از اشتباهات و تقلّبات حسابدارى و در نهایت حفظ دارائىها در مقابل سوءاستفادهٔ مدیران و یا کارکنان بود. بدین ترتیب کنترل داخلى اغلب به عملیات مالى و حسابدارى محدود گردیده و سایر عملیات دستگاه را با وجود اثرات مهم مالى آنها از نظر دور مىداشت. براى مثال با آنکه به حفاظت از موجودىهاى جنسى در مقابل سوءاستفاده (دزدی) اهمیت زیادى داده مىشد، حفاظت از موجودىها در مقابل ضایعات یا نابابى و یا حفاظت از آنها در مقابل عدم کارآئى عملیاتى واحدها و ادارات داخلى با وجود آنکه ممکن است خساراتى به مراتب بیش از سرقت بعضى از اقلام کالا به دستگاه وارد آورد در برقرارى کنترلها مورد توجه قرار نمىگرفت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:30 ] [ احمد احمد ]
[ ]

جزوه حقوق تجارت

جزوه حقوق تجارت

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 34 کیلو بایت

تعداد صفحات : 41

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

منابع حقوق تجارت:
۱– قوانین تجاری: ۱٫اصلی: قانون تجارت ۲٫ فرعی: هرجیزی غیر از قانون تجارت که با قوانین تحاری در ارتباط هستند(آیین نامه ی ثبت شرکتی – قانون ثبت اختراعات)
۲– قوانین مدنی: آراء دیوان عالی کشور است ( وقتی دو دادگاه در بحث امور تجاری ، قانونی را صادر کنند . رفعش با آراء دیوان عالی کشور است)
۳– رسوم و عادات و عرف تجاری که قانون تجارت آن را رفع نمی کند
۴– رسوم و عادات متداول بین بازرگانان که قوت قانونی دارند یعنی درصورت فقدان قانون مورد حمایت می باشند.
۵– پیمان های بین الملی مثل عهدنامه هایی که دولت ایران به آنها پیوسته است.

تجارت در اسلام:
۱– آیات ( تجاره عن تراض) : تجارت از روی رضایت
۲– روایات
۳– احکام اسلامی (فرق بیع و ربا) تجارت در ربا طوری صورت می گیرد که فشار اقتصادی به یک طرف وارد می شود و ربا به دو جنسی که با کیل و وزن معامله می شوند تبادل گردد و یکی از دیگری بیشتر باشد گویند اما بیع خرید و فروش از روی رضایت می باشد.
۴– آداب تجارت در اسلام مثلا به احکام تجارت آگاه باشد یا از مومنین سود نگیرد و …
۵– مکاسب محرمه : چیزی که خرید و فروش آن حرام باشد.

حقوق: جمع حق است و حق یعنی امتیازات و توانایی های قانونی فرد در اجتماع را حقوق می گویند مثل حق مالکیت ، حق دفاع، حق آزادی

جایگاه حقوق تجارت:
۱- حقوق خارجی یا بین الملی : مجموعه قواعدی که مورد پذیرش کشورهای جهان قرار می گیرد
۲- حقوق داخلی: که محدود به سرزمین و منطقه جغرافیایی کشور موردنظر است که فقط در همان منطقه برای همان منطقه جغرافیایی ارزش و اعتبار دارد.
حقوق داخلی: عمومی – خصوصی
عمومی: قواعدی است که ارتباط بین دولت و مردم است
خصوصی : قواعدی که مربوط به روابط بین افراد با یگدیگر است.
و جایگاه حقوق تجارت از نوع داخلی خصوصی است.

تعریف حقوق تجارت:
دانستن حقوق و تکالیف بازرگانی و علم به اصول و قواعد و قوانینی که روابط معاملاتی بازرگانان و اعمال تجاری را تنظیم می کند.
مبدأ حقوق تجارت:
۱٫ کلی ( بین الملی)
۲٫ داخلی (ایران): قبل مشروطه : بیشتر جنبه فقهی دارد. بعد از مشروطه: در سال ۱۳۰۴-۱۳۰۳ قانونی نوشتند – دوباره در سال ۱۳۱۱ قانون تجارت جدید نوشته شد و قانون قبلی در آن مواردی که با قانون جدید تفاوت دارد نسخ شد.
نکته: فرق طرح و لایحه
اگر پیشنهاد دهنده یک قانون خود نمایندگان باشد طرح و اگر دولت باشد لایحه می باشد.

جلسه دوم ۱۱/۷۸۵
واژه تعریف تاجر: کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار می دهد.
ماده ۲ معاملات تجاری: ۱- ذاتا تجاری ۲- غیر ذاتی یعنی به اعتبار تاجر بودن طرفین یا یکی از آنها تجاری هستند و این در ماده ۳ بحث خواهد شد.
سوال : چه معاملاتی ذاتا تجاری هستند؟
الف – خرید یا تحصیل هرنوع مال منقول به قصد فروش یا اجاره اعم از این که تصرفاتی در آن شده باشد یا نشده باشد.
خرید: پرداخت پول در برابر کالا تحصیل : بدست آوردن کالا از هر طریق مثلا هدیه گرفتن، ارث گرفتن
مال: ۱– منقول ۲– غیرمنقول
منقول: مالی است که قابلیت نقل و انتقال از یک مکان به مکان دیگر را دارد بدون آنکه لطمه ای به آن وارد شود(تعریف مدنی)
غیرمنقول: نقل و انتقالش ممکن نیست مثل زمین ، خانه و اگر بخواهیم انتقالشان بدهیم خراب می شود مثل خانه و کسی که خانه یا زمین را بخرد به آن تاجر نمی گویند چون معاملات غیرمنقول، تجاری نیست.
تصرفاتی در آن شده باشد یا نشده باشد: اگر در آن شده باشد مثل پارچه را می خرید و لباس می کنند و می فروشد و اگر تصرفی نشده باشد جنس را همان طور که خریده می فروشد.

سوال: آیا کسبه جزء هم تاجر هستند یا نه؟ ۲ پاسخ داده شده: هستن ، نیستن ولی به هرحال از داشتن دفاتر معافند .
دلیل کسانی که می گویند هستن چون بند الف شاملشان می شود اما تعریف وزارت دادگستری درباره کسب ——-
کسبه جزء چیست؟ کسانی هستند که مطابق عرف تجارت اطلاق تاجر به آنها نمی شود و اگر داخل یکی از طبقات زیر باشند کسبه جز و از داشتن دفتر معاف هستند: ۱- کسانی که فروش سالیانه آنها از ۱۲۰ هزار ریال (۱۲ هزار تومان) تجاوز

۲- شوفر ، گاری چی و به طور کلی (حمل و نقل) از هر قبیل ۳- متصدیان حمل و نقل اگر دست رنج آنها متجاوز از هزار ریال نباشد و داخل طبقه دوم هم نباشند مثل راننده کامیون
( راننده ی کامیون را کارگر می گویند نه تاجر چون از قدرت و بازوی خودش استفاده کرده و جزء کسانی است که مطابق عرف تجارت اطلاق تاجر به آنها نمی شود)
ب – تصدی بر حمل و نقل از راه خشکی یا آب یا هوا بر هر نحوی که باشد مثل آژانس نه کارگرهای آژانس تصدی از استمرار و دوام می آید و کسی که کارش و شغلش این است و کسی که اتفاقی حمل و نقل می کند به آن تاجر نمی گویند.

ج- هر قسم عملیات دلالی یا حق العملکاری (کمیسیون ) و یا عاملی ( کارگری) و همچنین تصدی به هرنوع تأسیساتی که برای انجام بعضی از امور انجام می شود از قبیل تسهیل معاملات ملکی یا پیدا کردن خدمه یا تهیه و رساندن ملزومات و غیره
دلال کسی که فقط واسته خرید و فروش است و خودش نه خریدار است و نه فروشنده حال چه مال منقول را دلالی کند و چه مال غیرمنقول مثل بنگاه معاملاتی منزل اتومبیل پس اگر خانه هم معامله شود عمل آن تجاری است و حق العملکاری : خرید یا فروش برای دیگران است و یک طرف معامله را خودش انجام می دهد به عبارتی به اسم خود و به حساب دیگری معامله می کند. ( عمل کار خودش را به عنوان فروشنده معرفی می کند)

عامل فردی به نمایندگی از بازرگان امور او را از قبیل ترخیص کالا از گمرک به عهده می گیرد.
تأسیساتی که برا ی انجام بعضی از امور انجام می شود بستگی به نیاز جامعه دارد مثل رشد جمعیت دانشجویان بیکار مثل موسسات کاریابی افرادی که کارشان این است.
نکته: دوره گردهایی که از عملشان ارتزاق می کنند تاجر نیستند.
د- تأسیس و به کار انداختن هر قسم کارخانه مشروط بر اینکه برا ی رفع حوائج شخصی نباشد ( کارخانه دستی یا ماشینی باشد فرق نمی کند این که مواد اولیه از خودش است یادگیری)
ه – تصدی به عملیات حراجی ( فروش به بالاترین قیمت) مزایده
و- تصدی به هر قسم نمایشگاههای عمومی : هنری( سینما) – صنعتی ( اتومبیل)
ز- هر قسم علمیات صرافی و بانکی

صراف کسی است که شغلش تبدیل وجوه و نقود رایج و متفاوت و یا اوراق بهادار به یکدیگر مثلا خرید و فروش ارز و تبدیل آن به یورو و یا تبدیل یورو به دلار و غیره
بانک موسسه ی که عملیات صرافی به نحو کامل و وسیع در آن اجرا می شود ضمن اینکه امور دیگری را نیز از قبیل پرداخت وام و غیره برعهده دارد.
ح – معاملات برواتی اعم از این که بین تاجر یا غیر تاجر باشد ( ماده ۲۲۳ قانون تجارت)
برات: حواله ایست که خطاب بر شخص معینی صادر می شود ( براتگیر) تا مبلغ معینی را در زمان و مکان معینی در وجه ثابت ( دارنده برات) یا به حواله کرد او بپردازد ( برات یکی از اسناد تجاری است و معمولا براتگیر از براتگیر طلب کار است و به دارنده ی برات بدهکار است.)

ط- عملیات بیمه عربی و غیر عربی ( در عملیات بیمه عنصر سودجویی وجود دارد)عملیات بیمه عربی در صورت غرق شدن و یا آبگرفتگی و غیرعربی در صورت آتش سوزی

بیمه: شخص یا موسسه ی در قبال وجهی که می گیرد جباران خسارات اعمال معینی را تا حد معینی برعهده می گیرد و اینکار به قصد انتفاع می باشد لذا اگر فردی از روی ترحم ، مبلغی را از دیگری بگیرد تا خسارات او را جبران کند این عمل بیمه نیست لذا تجاری هم نیست) و قرارداد بیمه بین بیمه گیر بیمه گزار
ی – گشتی سازی، خرید و فروش گشتی، کشتیرانی داخلی ( د ر محدودی آب های داخلی ) یا خارجی ( در محدودی آبهای بین الملی )

و معاملات راجع به آن ها مثل رهن یا وثیقه که در واقع تضمینی در برابر دین ( رهن کشتی) معاملات بورس
تحلیل ۱۰ مورد کار اصلی یک حقوق دان این است که بتواند اقتضائات زمان خودش را با توجه به مفاهیم قدیمی تر نزدیک کند.
معاملات بورس :تجاری ( کاملا معامله می شود) – اوراق بهادار(سهام شرکت ها)
معاملات بورس قطعا تجاری هستند و به صورت عمده و مدت دار صورت می گیرد و کالا تحویل داده نمی شود و خریدار امید دارد که قیمت کالا بالا رود.

جلسه سوم

فرق ماده ۲و ۳ را بنویسید؟ در این است که اگر کسی معاملات مزبور در ماده ۲ را انجام دهد و شغل خود را آن معاملات قرار دهد تاجر می باشد و عمل آن یک معامله تجاری می باشد اما ماده ۳ بر اعتبار تاجر بود متعاملین یا یکی از آنها تجاری محسوب می شود.
ماده ۳: معاملات ذیل بر اعتبار تاجر بودن متعاملین ( خریدار و فروشنده) یا یکی از آنها تجاری محسوب می شود البته با ۲ شرط که عبارتند از : ۱- برای رفع حوائج شخصی نباشد ۲- مربوط به اموال غیرمنقول نباشد
۱- کلیه معاملات بین تجار و کسبه و صرافان و بانک ها مثلا ممکن است تاجر پارچه با تاجر چوب قراردادی ببنددکه برایش ویترین بسازد این معامله که برای رفع حوائج شخصی نیست و مربوط به اموال غیرمنقول هم نیست اما اگر همین ویترین برای منزل باشد تجاری نیست.
۲- کلیه معاملاتی که تاجر با غیرتاجر برای حوائج تجاری خود انجام می دهد مثلا تاجر پارچه با یک نجار معمولی قرارداد می بندد و این معامله ، معامله تجاری است.
۳- کلیه معاملاتی که اجزاء یا خدمه یا شاگرد تاجر برای امور تجاری ( نه امور شخصی) ارباب خود انجام می دهند.
۴- کلیه معاملات ( منقول) شرکتهای تجاری ( ۱- سهامی خاص و عام ۲- با مسئولیت محدود ۳- تضامنی )
معاملات می توانند معاملات مال منقول و غیر منقول باشد ولی با توجه تصریح در ماده ۴ همان مال منقول است و شرکتهای تجاری عبارتند از: ۱- سهامی ۲- با مسئولیت محدود ۳- تضامنی است و فقط بین شرکتهای تجاری

شرکتهای سهامی بخاطر توسعه ای که داند می توانند معاملات غیرمنقول انجام دهند و استثنا ء اند تجاری است
ماده ۴ معاملات غیرمنقول به هیچ وجه تجاری محسوب نمی شود حتی اگر برای حوائج تجاری باشد.
( این اهمیت خاصی است که قانون گذار برای ملک و املاک قائل می شود یعنی خواسته است معاملات غیرمنقول تحت قانون ثبت اسناد و املاک باشد نه قانون تجارت ضمن اینکه قانون تجارت دنبال سرعت است و ثبت و استعلام در مورد معاملات غیرمنقول با این اصل (سرعت) سازگار نیست.

ماده ۵ کلیه معاملات تحار، تجاری محسوب است مگر ثابت شود معامله مربوط به امورتجاری نیست (این ماده برای جلوگیری از اختلافات و شانه خالی کردنهای تجار می باشد که اثبات عدم تجاری را برعهده آنها گذاشته است)
نکته ۶: لازم نیست تجارت شغل اصلی فرد باشد اما تکرار نیاز دارد ( دوام می خواهدا) لذا اگر فردی کارمند است اما بعداز ظهرها امور تجاری انجام می دهد ، تاجر است.
نکته ۲: مقررات قانون مدنی در مورد تاجر لازم الرعایه است مانند عدم جنون یا حجر و منعیر نباشد لذا اگر مجنون ،شغل معمولی خود را معاملات تجاری قرار دهند تاجر نیستند جنون : دائمی( کلا مرخص) موقتی (ادواری)
حچر: مثل ورشکسته یا صغیر و ….

الزمات تاجر
محسنات تجاری(دفاتر تجاری به چه دلیل لازم است):
۱- راحتی کار تاجر تا بتواند طلب کاریها و بدهکاریها و سایر موارد را تشخیص دهد
۲- حمایت از سایر تجار درصورت ورشکستگی تاجر که از طریق رجوع به این دفاتر است
۳- احتساب مالیات با رجوع به دفاتر
ماده ۶:
هر تاجری به استثنای کسبه جزء مکلف است دفاتر ذیل یا دفاتر دیگری را که وزارت عدلیه (دادگستری) به موجب نظامنامه قائم مقام این دفاتر قرار می دهد داشته باشد ۱- دفتر روزنامه ۲- دفتر وکیل ۳- دفتر دارایی ۴- دفتر ک

ماده ۷( دفتر روزنامه) : دفتری است که تاجر باید همه روزه مطالبات و دیون (طلب کاری و بدهکاری) و داد و ستد تجاری و معاملات راجع به اوراق تجاری ( از قبیل خرید و فروش و ظهر نویسی(پشت نویسی) و به طورکلی جمیع واردات و صادرات تجاری خود را به اسم و رسمی که باشد و وجوهی را که برای مخارج شخصی خود برداشت می کند در آن دفتر ثبت نماید( دفتر روزنامه دو ستون دارد بدهکاری و بستانکاری که در هر روز باید پر شود)

ماده ۸ ( دفتر کل): دفتری است که تاجر باید کلیه معاملات را لااقل هفته یک مرتبه از دفتر روزنامه استخراج و انواع مختلفه آن مثلا( طلبکاریها را جدا کرده در یک جا بنویسد همینطور بدهکاریها و اسناد و غیره را ) تشخیص و جدا کرده و هر نوع را در صفحه خصوصی در آن دفتر بطور خلاصه ثبت کند.

ماده ۹( دفتر دارایی): دفتری است که تاجر باید هرسال صورت جامعی از کلیه دارایی منقول و غیرمنقول و دیون و مطالبات سال گذشته خود را به ریز ترتیب داده در آن دفتر ثبت و امضاء نماید و این کار باید تا پانزدهم فروردین سال بعد انجام پذیرد ( علت امضاء کردن به این دلیل است که مطالبات این دفتر سندیت دارد و از دفاتر گوناگون استخراج می شود لذا باید به تایید تاجر برسد)
ماده ۱۰ ( دفتر ک ): دفتری است که تاجر باید کلیه مراسلات و مخابرات و صورت حساب های صادره خود را در آن به ترتیب تاریخ ثبت کند (در این فقط یادداشت می شود)تبصره ماده ۱۰ : تاجر باید کلیه مراسلات و مخابرات و صورت حسابهای وارده را نیز به ترتیب تاریخ ورود مرتب نموده و در مخصوصی ضبط کند(در این لفاف عین مراسلات و مخابرات به ترتیب تاریخ قرار داده می شود)

نکته: غیر از این موارد (دفاتر) بقیه دفاتر اختیاریست و تاجر در داشتن و نداشتن آنها است مانند دفتر صندوق که ورودی و خروجی صندوق در آن ثبت می شود و غیره.

جلسه چهارم ۲۴/۷/۸۵
ماده ۱۱ دفاتر مذکور در ماده ۶ به استثناء دفتر کپیه قبل از آنکه …….. (به صفحه ۲۰قانون تجارت مراجعه شود)
توضیحات: در تهران به دفتر ثبت شرکتها مراجعه می نمایند و در سایر شهرها باید به اداره ثبت مراجعه نمایند که این ماده برای سایر شهرها می باشد.
نمره ترتیبی: سعنی صفحات دارای شماره و به ترتیب نوشته می شوند.
برای امضاء حق امضاء می گیرند هر ۱۰۰ برگ ۲ ریال می گیرند و مثلا ۲۳۵ برگ باشد ۶ ریال دریافت می کند ار ۲۰۱ تا ۳۰۰ هرچه مابین باشد ۱۰۰ حساب می شود ( ماده ۱۳۵ در مورد حق الضمه می باشد)

ماده ۱۲:دفتری که برای امضاء به متصدی ( امور دفتر را برعهده می گیرد یا مسئلو امضاء ) امضاء تسلیم می شود …. مراجعه که
قیطان: در حقیقت منگلوله ی که به سندها وصل می شود و به عبارت دیگر یک نخ داخل سندها است که قیطان را از داخل سوراخ ها رد می کند
یک قاعده موجود است: و آن اینکه هرجا تعارضی بین عدد و حروف پیش بیاید اعتبار با حروف است چون احتمال اشتباه در حروف کمتر از عدد است.

ماده ۱۳ : تخلفات مذکور ماده ۱۳ برای تاجر که نباید آن را انجام دهد عبارتند از کلیه معاملات و صادرات و واردات در دفاتر …. به متن صفحه ۲۰ قانون تجارت مراجعه نمایید اما اشاره ای ، تمام معاملات با تاریخ ثبت می شوند و تخلفات در کتاب آمده و این دفاتر تا ۱۰ سال نگه داری می شوند.
ماده ۱۴: شرایط سندیت دفاتر تجاری که در ماده ۱۴ ذکر شده است
۱- مطابق مقررات قانوت تجارت و مخروش نباشد
۲- دعوا و اختلاف بین دو تاجر باشد لذا به موجب ماده ۱۲۹۸ ق . م دفاتر تاجر برعلیه غیر تاجر سندیت ندارد فقط جزء امارات قضایی و بسته به نظر قاضی می باشد.
۳- دعوا و اختلاف ناشی از معاملات تجاری باشد به عبارتی اختلاف دو تاجر در امور تجاری باشد نه سایر موارد

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:29 ] [ احمد احمد ]
[ ]

مقاله مختصری در باره اقتصاد آموزش

مقاله مختصری در باره اقتصاد آموزش

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 25 کیلو بایت

تعداد صفحات : 36

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

فهرست مطالب

۱٫ بررسی مسئله
۲٫ تاریخ مختصر آموزش در ایران
۳٫ عرضه و تقاضای آموزش
۴٫ نرخ بازده سرمایه گذاری در آموزش
۵٫ هزینه مالی آموزش و پرورش در ایران
۶٫ مروری بر وضعیت مقاطع مختلف تحصیلی در ایران
۷٫ افت تحصیلی
۸٫ شاخصهای آموزشی
۹٫ موانع بررسی میزان کارآیی مدارس غیرانتفاعی و دولتی
۱۰٫ جمعیت و هزینه های آموزشی
۱۱٫ مقایسه وضع آموزش در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
۱۲٫ تحلیل کارکردهای نظام آموزشی در ایران
۱۳٫ نتیجه گیری و پیشنهادات

۱٫ بررسی مسئله
از دیرباز تاکنون، توسعه یافتن مسئله اصلی کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته بوده است. آنچه مسلم است، دو منبع طبیعی و انسانی عناصر اصلی موجد توسعه اقتصادی و اجتماعی هستند و ترکیب و تناسب مطلوب آنها، توسعه به بار می آورد. لیکن، هدایت منابع طبیعی بوسیله منابع انسانی میسر است. در اینجا، کمیت و کیفیت منابع انسانی در فرایند توسعه مؤثرند. منابع طبیعی و منابع انسانی در کنش متقابل هستند، لذا، ارتقاء کمی و کیفی منابع انسانی بر منابع طبیعی و سرمایه، در یک دوره زمانی تأثیر می گذارد، به ویژه اگر دولتها استراتژی های خاصی را در پیش گیرند. به طور مثال، انتخاب استراتژی توسعه اقتصادی مبتنی بر سازو کار بازار، مسئله بررسی تأمین مالی ارتقاء منابع انسانی از سوی دولت را با اهمیت تر می کند.

به هر حال، آموزش ابزاری است که منابع انسانی را به طور کیفی ارتقاء می دهد و یک سرمایه گذاری خوب محسوب می شود که بازدهی اقتصادی و اجتماعی دارد. هزینه مالی آموزش، بر حسب درجه توسعه یافتگی یک کشور (شاخصهای توسعه) متفاوت است و هرچه کشور توسعه نیافته تر باشد به منابع مالی بیشتری برای گسترش آموزش نیاز دارد. این در شرایطی است که سایر بخشهای اقتصادی نیز برای کسب اعتبارات بیشتر، توان مالی دولت را تقلیل می دهند. در این هنگام، نابسامانی در تأمین مالی آموزش، ممکن است با تخصیص نامناسب بودجه آموزش نیز همراه گردد و مسئله را غامض تر نماید. این گزارش مسئله تخصیص بهینه بودجه آموزش در ایران را با توجه به چرخش سیاست اقتصادی حرکت به سمت اقتصاد بازار، بررسی می نماید.

۲٫ تاریخ مختصر آموزش و پرورش در ایران
آموزش در ایران، قدمتی دیرینه دارد. بررسی تاریخی آموزش، به اختصار، در دوره قبل از ورود دین اسلام به ایران نشان می دهد که آموزش بر اساس تعالیم دین زردشت، توسط جامعه و والدین انجام می شد. در زمان حکومت ساسانیان (۲۲۴ قبل از میلاد تا ۶۴۲ بعد از میلاد) نخستین دانشگاه که رشته های پزشکی، فنی، و علوم طبیعی و اجتماعی را تدریس می کرد، پایه گذاری گردید.

بعد از ورود اسلام به ایران، مساجد، مکتب خانه و حوزه های علمیه، مراکز اصلی تعلیم و تربیت شدند. دروس اصلی مدارس آن زمان، صرف و نحو عربی و منطق بود که عموماً فرزندان طبقات متوسط در آن آموزش می دیدند و طبقات بالای جامعه برای فرزندان خویش معلم سرخانه استخدام می کردند. در چنین نظام قشربندی که البته با نظام کاستی پیش از اسلام تفاوت اساسی کرده بود، فرزندان طبقات پایین تر، بویژه در مناطق روستایی، به ندرت سواد می آموختند.

تأسیس مدارس جدید ابتدایی و متوسطه، به سبک اروپایی، مقارن مشروطیت و سلطنت احمدشاه بود، هر چند که، پیش از این مقدمات تأسیس دارالفنون فراهم شده بود. ریشه های تغییر نظام آموزشی به اوایل دوره قاجاریه و جنگهای ایران و روس برمی گردد که طی آن، رهبران جامعه از تحولات غرب مطلع شدند و به عقد قراردادهایی مبادرت ورزیدند. اجزای این قراردادها، به ویژه قرارداد عباس میرزا و انگلیس که اعزام محصل به خارج را نیز در بر می گرفت، زمینه ساز ورود اندیشه غرب به عنوان یک حرکت غیردینی به ایران می باشد. با وقوع انقلاب مشروطیت، که ریشه در تحولات اجتماعی ایران داشت، تغییر نظام آموزشی و شکلگیری نهاد جدید آموزش سرعت گرفت. البته بعد از سالهای ۱۳۱۳، با ورود دوباره اندیشه دینی به محافل و محیطهای فرهنگی و آموزشی از سرعت رشد اندیشه سکولاریسم در پهنه آموزش کاسته شد.

در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، با عضویت ایران در یونسکو، شرکت در کنفرانسهای جهانی و میزبانی کنفرانس وزیران آموزش و پرورش در دهه ۱۳۴۰ در تهران، آموزش و کاهش بیسوادی به عنوان شاخص مهم توسعه از عوامل درون زای برنامه های اقتصادی و اجتماعی گردید.
بعد از انقلاب اسلامی، ساخت نهاد آ»وزش تغییر اساسی نکرد و تنها آموزشهای مذهبی، غنای بیشتری یافت. این امر، علاوه بر کارکرد آشکار به جامعه ایران، دارای کارکرد پنهان نیز می باشد، که به عنوان مثال می توان از آموزش قوانین جدید مملکتی، احترام به ارزشها، مقدسات دینی و آرمانهای نظام جمهوری اسلامی ایران نام برد.

به هر حال، توسعه ارتباطات و آگاهی از پیشرفتهای ملل دیگر، بر تقاضای آموزشی و نظام آموزش تأثیر زیادی می گذارد.

۳٫ عرضه و تقاضای آموزش
اقتصاد آموزش، رشته علمی جدیدی است که بیش از دو دهه از عمر آن نمی گذرد. این رشته، که زیرشاخه ای از علم اقتصاد است، به ویژه برای کشورهای در حال توسعه، که آموزش به عنوان یکی از عناصر توسعه به حساب می آید، توصیه های مهمی را در بر دارد. همانطور که موضوع مرکزی علم اقتصاد مدیریت، بیشینه کردن تولید با استفاده از منابع کمیاب و محدود می باشد، اقتصاد آموزش نیز سعی دارد تا با استفاده از بهینه از منابع آموزشی، به حداکثر تولید نائل آید. بدین ترتیب، اقتصاد آموزش، عوامل تعیین کننده عرضه و تقاضای آموزشی و تفاوت بین فایده ها و هزینه های شخصی و اجتماعی سرمایه گذاری در آموزش را بررسی می کند. هزینه های آموزش باید به نحوی تخصیص یابند که بالاترین بازده اجتماعی را به دست آورده، و همچنین، با توجه به محدودیت منابع برای آموزش یا بهره گیری از راههای مختلف و ابداعات آموزشی و روشهای جدید، زمینه افزایش کارآیی را فراهم نمود.

بررسی تقاضای آموزشی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، نشان می دهد که ظاهراً انگیزه تقاضای آموزشی، اقتصادی است. فرد، انتظار دارد، با بالا رفتن سطح آموزش، درآمدش نیز افزایش یابد. اکثر مردم در کشورهای در حال توسعه، و توسعه نیافته، آموزش را معمولاً برای فواید غیراقتصادی تقاضا نمی کنند، بلکه، آموزش وسیله تأمین اشتغال در بخشهای اقتصادی به ویژه بخشهای جدید را فراهم می کند.

میزان تقاضای آموزش، در سطحی که فرد را قادر به استفاده از امکانات شغلی جدید نماید، به وسیله ترکیبی از چهار متغیر زیر تعیین می شود:

۱٫ اختلاف مزد و یا درآمد؛
۲٫ احتمال موفقیت در پیدا کردن شغل در بخش جدید؛
۳٫ هزینه های مستقیم شخصی؛
۴٫ هزینه های مستقیم یا هزینه فرصتهای از دست رفته آموزش، به این ترتیب که، هر چه هزینه فرصت از دست رفته بیشتر باشد، تقاضا برای آموزش کمتر خواهد بود.

البته، عوامل مؤثر غیراقتصادی نیز وجوددارند که بر تقاضای آموزشی مؤثرند. این عوامل، عبارتند از: سنن فرهنگی، موقعیت اجتماعی، آموزش والدین، و بعد خانوار.

بخش مهمی از تقاضای آموزشی در کشورهای در حال توسعه و به ویژه ایران، به طور کاذب ایجاد شده است. بدین لحاظ، می توان از طریق شناسایی عوامل مربوطه، تقاضای آموزش را به سطحی واقع بینانه تر کاهش داد. کاهش این تقاضا، فواید و هزینه های خصوصی آموزش را به هزینه و فواید اجتماعی آن نزدیکتر می سازد.

این مهم را می توان از طرق زیر به انجام رساند:
۱٫ یکی از عوامل مؤثر در افزایش تقاضا، هزینه های مستقیم شخصی آموزش است. اگر فرد مجبور شود که هزینه های آموزشی را خود پرداخت کند، تقاضای خصوصی برای آموزش کاهش می یابد و اگر هم به دلیل اختلاف زیاد درآمدها و یا مزدها و سایر عوامل تقاضا، تقاضای خصوصی کاهش نیابد، هزینه های آن را اجتماع نمی پردازد. راههای مختلفی برای پرداخت هزینه ها وجود دارد. ارائه وام، یکی از آنها می باشد که خانواده و یا اجتماع بار هزینه آموزشی را بر دوش نمی کشند، بلکه ذینفع از طریق درآمدهای آینده اش این هزینه را می پردازد. همچنین باید نظام پرداخت هزینه برای طبقات محروم انعطاف پذیری بیشتری داشته باشد.

۲٫ کاهش تفاوت درآمد بین بخشهای جدید و سنتی که شامل سیاستهای تثبیت نسبی سطح حداقل و متوسط مزدها در بخشهای جدید و افزایش بهره وری و قیمتهای کشاورزی است. البته بحث بیشتر در این موضوع، ما را از مبحث آموزش دور می کند

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:29 ] [ احمد احمد ]
[ ]

تحقیق نظریه سرمایه گذاری و عوامل مؤثر بر میزان سرمایه گذاری

تحقیق نظریه سرمایه گذاری و عوامل مؤثر بر میزان سرمایه گذاری

دسته بندی : حسابداری

فرمت فایل : docx

حجم فایل : 322 کیلو بایت

تعداد صفحات : 78

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

+++ دقت داشته باشید فرمول ها در این صفحه به هم ریخته است ولی در فایل اصلی صحیح است +++

مفهوم اقتصادی سرمایه گذاری با مفهوم تجارتی آن كه در گفتگوهای روزانه به كار می رود تفاوتهای بسیار دارد. برای مثال، هر گاه شخصی تعداد صد سهم از سهام شخص دیگری را بخرد، شخص اول ممكن است چنین اقدامی را نوعی سرمایه گذاری تلقی كند، در حالی كه، در واقع، معادل مقدار سرمایه گذاری شخص مزبور، فروشنده سهام سرمایه گذاری منفی كرده است و بنابراین از نظر اجتماع هیچ گونه سرمایه گذاری جدید اقتصاد انجام نشده است.

«سرمایه گذاری اقتصادی» در كل اقتصاد، تنها هزینه هایی را در بر می گیرد كه موجودی كالاهای سرمایه ای نظیر كارخانه ها و یا تجهیزات فنی و یا موجودی كالاها را افزایش دهد. خرید ماشینهای فرسوده و یا كارخانه هایی كه در سالهای قبل ساخته شده اند از نظر اقتصادی سرمایه گذاری تلقی نمی شود و بدین جهت عنوان سرمایه گذاری را تنها به هزینه هایی میتوان اطلاق كرد كه به منظور ایجاد كارخانه ها و ماشینهای كاملاً نو و یا گسترش ظرفیت كارخانه های موجود و یا افزایش موجودی كالاها انجام شده باشد.

سرمایه گذاری فراگردی است كه در آن كالاهای سرمایه ای برای تولید كالاها و یا خدمات دیگر به كار می رود. بنابراین به روشنی می توان گفت چنانچه از اتومبیل برای حمل كالا یا اداره صنعت و یا فعالیت بازرگانی استفاده شود هزینة خرید آن سرمایه گذاری اقتصادی محسوب می شود. اما اگر اتومبیل تنها برای گردش آخر هفته به كار رود، بدیهی است كه هزینه خرید آن نوعی هزینه مصرفی خواهد بود.

در مورد هزینه خانه سازی نیز همین مسئله مطرح است؛ هرگاه خانه جدیدی ساخته و سپس اجاره داده شود، از نظر صاحب خانه و جامعه، سرمایه گذاری صورت گرفته است. اما هرگاه صاحب خانه خود در خانه جدید سكنا گزیند آیا هزینه خانه مانند هزینه اتومبیل نوعی هزینه مصرف خواهد بود؟ برعكس مورد اتومبیل، وزارت بازرگانی كلیه «هزینه های تأسیساتی و ساختمانی» را به عنوان سرمایه گذاری به حساب می آورد.

بالاخره در مورد تحصیلات نیز اگر مربوط به آموزش اصول لازم برای شغل یا حرفة معینی باشد، آیا باید هزینه آن را از نوع سرمایه گذاری تلقی كرد؟ در این صورت آیا باید انتظار داشت كه قدرت كسب درآمد دانش آموخته در نتیجة تحصیلات افزایش یابد؟ مسلم است كه درآمد شخص مورد نظر در نتیجه تحصیلات بالا می رود: بنابراین، می توان بیان داشت كه هزینه آموزش، سرمایه گذاری در «سرمایه انسانی» است.

سرمایه گذاری از نظر خرد ـ اقتصادی
یك بنگاه اقتصادی برای تصمیم گیری در این مورد كه منابع پولی خود را در سرمایه گذاری برای یك تحقیق خاص صرف كند، با استفاده از دو روش می تواند جنبه های اقتصادی سرمایه گذاری مزبور را ارزیابی نماید. هر یك از این روشها كه در زیر شرح داده می شود ضابطة اقتصادی سرمایه گذاری است و در شرایطی كه منابع پولی چه از داخل بنگاه از دریافتهای باقیمانده و چه از طریق وام تأمین می شود، به نتایج مشابهی منجر می گردد.

۱ـ ارزش فعلی: تصمیم به اجرای یك طرح سرمایه گذاری در بنگاه اقتصادی با استفاده از روش ارزش فعلی به این اصل بر می گردد كه طرح سرمایه گذاری فقط موقعی مقرون به صرفه است كه درآمد آن بیشتر از جبران هزینه ای باشد كه در اثر استفاده در طول تمام عمر كالاهای سرمایه ای ایجاد می شود. هزینه كالای سرمایه ای همان قیمت بازاری آن است. این قیمت را نمی توان در بلند مدت به عنوان مقداری ثابت فرض كرد، زیرا ممكن است در اثر تغییرات مربوط به تقاضا و عرضه تغییر كند. این قیمت در شرایط رقابتی بازار معمولاً «قیمت عرضه» خوانده می شود، زیرا با این قیمت است كه تولید كننده می خواهد آن را به تقاضا كننده بفروشد.

حال به تحلیل طرف درآمد قضیه می پردازیم. این طرف تا اندازه ای پیچیده تر است. فرض می كنیم كه عمر كالای سرمایه ای n سال باشد. در اینجا باید یك جریان درآمد را برای این كالا به حساب بیاوریم. از آنجا كه در این درآمدها در زمانهای مختلف به دست می آید و از آنجا كه ارزش واقعی پول در این زمانها یكسان نیست، لذا قبل از مقایسة این درآمدها با یكدیگر و مقایسه غائی آن با هزینه سرمایه گذاری باید آنها را به ارزش فعلی خود تبدیل كنیم.

جریان تبدیل ارزش آینده به ارزش فعلی «تنزیل» خوانده می شود. تنزیل در واقع عكس «مرابحه» است. مرابحه بدین منظور به كار می رود تا نشان دهد كه هرگاه مبلغ معلومی در دارایی خاص (مالی یا واقعی) با نرخ بهره معین سرمایه گذاری شود، در پایان یك دورة زمانی معلوم چه ارزشی خواهد داشت. برای مثال، هرگاه مبلغ Vo ¬ با نرخ بهره I به وام داده شود، ارزش Vo ¬ بعد از یك سال معادل V1¬ خواهد بود كه از فرمول زیر به دست می آید:
(۱) ( I + 1) Vo = V1¬
به عبارت دیگر، سرمایه گذاری معادل ۱۰۰ ریال، در پایان یك سال با نرخ بهرة ۱۰ درصد، ارزشی معادل ۱۱۰ ریال خواهد داشت. پس می توانیم رابطة زیر را بنویسیم:
(۲) (۱۰% + ۱) ۱۰۰ = ۱۱۰
حال اگر V1¬ برای مدت دو سال وام داده شود، ارزش آن در پایان سال دوم معادل V2 خواهد بود كه از معادله زیر بدست می آید:
(۳) (I + 1 ) V1¬ = V2¬
با در نظر گرفتن معادله (۱) خواهیم داشت:
(۴) ( I + 1) ( I + 1) Vo = V2¬
۲( I + 1) Vo = V2¬
به همین ترتیب در پایان سال سوم خواهیم داشت:
۳(I + 1) V0¬ = (I + 1) V2¬ = V3¬
و همچنین در پایان سال چهارم خواهیم داشت:
۴(I + 1) V0¬ = V4
پس از این روش می توانیم نرخ بهره مركب را در هر زمان (t) از فرمول زیر به دست آوریم:
(۵) t ( I + 1) 0 V = t V
تنزیل، كه ارزش فعلی سرمایه گذاری را كه احتمالاً درآمدهایی در آینده خواهد داشت تعیین می كند، عكس مرابحة مركب است. به عنوان مثال، هرگاه طرفین معادلة (۱) را به (I + 1) تقسیم كنیم، ارزش فعلی به صورت زیر:
(۶)
به دست می آید. در این معادله، V0 ارزش فعلی سرمایه گذاری در ابتدای سال است كه به وسیله تنزیل ارزش درآمد (۱ V) كه در پایان سال به دست می آید محاسبه می شود.

هرگاه بخواهیم ارزش فعلی سرمایه گذاری را برای مدت دو سال حساب كنیم، طرفین معادله (۴) را به ۲ (I + 1) تقسیم می كنیم و فرمولی كه ارزش فعلی را تعیین خواهد كرد به صورت زیر به دست می آید:
(۷)
و در نهایت برای n سال:

در صورتیكه جریان هزینه ای برای سالهای آتی داشته باشیم بهمین ترتیب ارزش فعل آنها را محاسبه می كنیم و با مقایسه ارزش فعلی درآمدها و هزینه ها می توان به سود آور بودن تحقیق پی برد.

۲ـ بازده نهایی یا سودآوری نهایی سرمایه گذاری: روش دیگری كه برای ارزیابی اقتصادی یك طرح سرمایه گذاری مورد استفاده قرار می گیرد، روش بازده نهایی سرمایه گذاری یا نرخ داخلی بازده انتظاری است.

نرخ تنزیلی (r ) كه جریان خالص درآمدهای انتظاری حاصل از یك واحد اضافی از كالای سرمایه ای را با قیمت عرضة آن برابر می كند بازده نهایی سرمایه گذاری نامیده می شود. این نرخ، به طوری كه ملاحظه شد یك نرخ نهایی است چون فقط در ارتباط با مقادیر اضافه شده به كل موجودی به دست می آید و در ضمن كارآیی یا بازده است زیرا نرخ انتظاری بازده را نسبت به هزینه نشان می دهد و در واقع نرخ سود است. در این روش، مقایسة نرخ بهره ( I ) با بازده نهایی سرمایه گذاری ( r ) مطرح است. نرخ بهره معلوم است و نتیجتاً‌ بازده نهایی سرمایه گذاری محاسبه می شود. به فرض آنكه ۱ V ، ۲ V ، ۳ V ، … ، n V درآمدهای خالص باشند و r ¬C قیمت عرضة كالای سرمایه ای محسوب گردد، بازده نهایی سرمایه گذاری ( r ) نرخ تنزیلی است كه از دو معادلة زیر به دست می آید:
(۱)
(۲)
معادله (۱) وضعیتی را نشان می دهد كه عمر سرمایه گذاری مورد نظر فقط یك سال است. در این صورت با این فرض كه هزینه یا قیمت عرضه كالای سرمایه ای (r C) و درآمد خالص كه انتظار می رود در طول یك سال به دست آید (۱ V ) معلوم است، بازده نهایی سرمایه گذاری ( r ) محاسبه می شود. در این معادله، با ثابت بودن (۱ V) هر قدر r C كاهش یابد نرخ سود ( r ) بیشتر می شود. پس نرخ سود با هزینه اولیه سرمایه گذاری در صورت ثابت بودن درآمد خالص انتظاری ارتباط معكوس دارد.

معادلة (۲) وضعیتی را نشان می دهد كه در آن عمر كالای سرمایه ای n سال است. در این معادله نرخ سود تنها مجهول است و دیگر اجزای معادله معلومند. برای به دست آوردن نرخ سود، بهترین راه روش تخمینی است؛ بدین معنی كه با انتخاب یك ارزش اختیاری برای این نرخ اولین تخمین را می زنیم و با بالا و پایین بردن آن، معادله را حل می كنیم.

بهتر است كه در این مورد مثالی عرضه كنیم. با توجه به مثال قبلی خود، كالایی سرمایه ای را در نظر می گیریم كه عمر آن ۵ سال و درآمدهای خالص انتظاری ناشی از آن در هر سال ۱۰۰۰ ریال است. با این فرض كه هزینه یا قیمت عرضة كالای سرمایه ای برابر با ۳۲۷۵ ریال است، با استفاده از معادله (۲) و روش تخمینی، بازده نهایی سرمایه گذاری از فرمول زیر به دست می آید و برابر با ۱۶ درصد است:
۱۶/۰ = ۱۶% = r

در این وضعیت، اگر بنگاه اقتصادی برای خرید كالای سرمایه ای ذخائر لازم را نداشته باشد، الزاماً این مقدار (۳۲۷۵ ریال) را قرض می كند. حال اگر نرخ بهره (I ) كمتر از ۱۶ درصد باشد، برای این بنگاه مقرون به صرفه است كه ماشین مورد نظر را خریداری كند، در غیر این صورت زیان اقتصادی حاصل خواهد شد. پس هر گاه I > r باشد، طرح سرمایه گذاری سودآور است و اگر r > I باشد طرح سرمایه گذاری زیان آور است. در حالت I = r سرمایه گذاری در تحقیق مورد نظر فقط در صورت تمایل شخصی و در حد نهایی امكان پذیر است.

سرمایه گذاری از نظر كلان ـ اقتصادی
هرگاه تحقیق های سرمایه گذاری جدید، با یكی از دو روش قبلی توسط تمام بنگاهها در اقتصاد ارزیابی شود و بنگاهها در این گونه سرمایه گذاریی ها دست به اقدام بزنند، می توانیم با جمع افقی منحنی های بازده نهایی سرمایه گذاری برای بنگاهها، منحنی بازده نهایی سرمایه گذاری را برای كل اقتصاد به دست آوریم. اینمنحنی در واقع معادل منحنی تقاضای كل سرمایه گذاری است.

برای بررسی این مطلب باید توجه كنیم كه نرخ بازاری بهره، معیار ارزیابی هزینه های فرصت مناسب ذخائر موجود است. این نرخ (I ) از یك طرف هزینة فرصت از دست رفته ذخائر برای خرید ماشینها و دیگر كالاهای سرمایه ای است و از طرف دیگر به عنوان نرخ بازده ذخائر مزبور تلقی می شود در صورتی كه این ذخائر وام داده شود. بدین ترتیب مقایسة نرخ بازاری بهره (I) با بازده نهائی سرمایه گذاری ( r ) در سطح كل اقتصاد معیاری است كه توسط آن سود آوری سرمایه گذاری ویژة جدید ارزیابی می گردد.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

[ يکشنبه 24 دی 1396 ] [ 5:29 ] [ احمد احمد ]
[ ]
صفحه قبل 1 ... 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 صفحه بعد

دیگر امکانات